|
سوال - متداول است بين عوام الناس كه به ضرايح و صندوق روى قبر ائمّه وامامزادگانعليهم السلام و علما -به عنوان دخيل-كهنه و ريسمان مىبندند و اگر آنها را بهحال خود بگذارند صورت ناپسنديده در آن صندوقها پيدا مىشود، چنان چهخدّام آستانهها آن كهنه و نخها را قطع نمايند جايز است يا خير؟
جواب - كندن آنها مانعى ندارد.
سوال - هرگاه شخصى درخت و سبزيجات خود را به آب غصبى آبيارىنمايد، آيا فقط مشغول ذمّه قيمت آن آب مىشود، يا اين كه خوردن آن سبزى وميوه درخت حرام است؟
جواب - خوردن سبزى و ميوهجات جايز است، و اشتغال ذمّه به قيمت آب دارد و بعد از اينهم عود به چنين عمل نكند.
سوال- ماشينهايى كه از طرف دولت و غيره در يدِ شوفرها است در بين راهاشخاصِ پياده مبلغى به عنوان كرايه به شوفر مىدهند سوار مىشوند با آن كهممكن است اگر صاحبش بفهمد كراهت داشته باشد، چه صورت دارد؟
جواب - تصرّف در مال غير بايد به اذن و رضايت مالك باشد، يا به اذن كسى كه از طرفمالك اجازه داشته باشد، و چون شوفر يد بر ماشين دارد يدِ او اَماره بر اذن مالك است وسوار شدن به اذن او مانعى ندارد مگر آن كه عدم رضايت مالك معلوم شود.
سوال - شخصى كه مظالم بر ذمّه او است و صاحب آن را مىشناسد لكن اگربخواهد به صاحب آن بگويد باعث فتنه و فساد مىشود، آيا مىشود مخفيانه درمال او داخل نمايد، يا اين كه به حاكم شرع رد نمايد؟
جواب - به طور مخفى در مال او داخل كند.
سوال - هرگاه زيدى پولى بدهد به عمروى كه به بكرى برساند، و عمرو سهواً و يا عمداً بردارد تصرّف و خرج كند، لكن در صورت عمد هم قصدش دادن آنپول به بكر است، آيا در صورت عمد معصيتى متوجّه او مىشود؟ و هرگاه مثل آنرا به بكر داد بري الذمّه مىشود يا خير؟
جواب - در صورت عمد معصيت كرده، در هر صورت اظهر آن است كه به دادنِ مثلِ آن بهصاحب آن برئ الذمّه مىگردد.
سوال - وجوهى از چند نفر به دست كسى آمده كه به هيچ وجه نمىتواند بهصاحبانش برساند به جهت آن كه اسباب اتّهام مىشود و خطر دارد، و ممكن همنيست در اموال صاحبانش به طورى كه نفهمند داخل كند، آيا بايد براىصاحبانش صدقه بدهد، يا راهى ديگر براى استخلاص دارد؟
جواب - حتّى الامكان - ولو به عناوين ديگر باشد - به صاحبانش برساند.
سوال - بنده منزلى دارم كه طرف شرق آن همسايهاى است كه جدار منزلخود را نُه متر بلند نموده كه از تابيدن آفتاب و ماه در منزل بنده مانع مىباشد، ودر فصولى كه آفتاب لازم است به كلّى به واسطه آن جدار بلند محروم مىباشم، وروزى كه مىخواست اين ديوار را بنا نمايد به او متذكّر شدم كه شما حقّ نداريدكه ديوار خود را به اين اندازه بلند كنيد كه مانع استفاده من از آفتاب و ماه بشويد.
جواب داد كه: من ديوار خود را بلند مىنمايم شما هر كارى مىخواهيد بكنيد، آيااين شخصِ همسايه حقّ داشته كه ديوار خود را به اين نحو بلند نمايد يا خير؟
جواب - در صورتى كه ديوار اختصاصى خودش بوده حقّ داشته ديوار خود را به هر اندازه كهخواسته بلند كند، لكن خوب است همسايه رعايت همسايه را بكند.
سوال - شخصى قبلاً باغى احداث مىكند و ديوارى اطراف آن مىكشدشخصى ديگر بعداً در يك طرف پشت ديوار آن باغ ديگرى احداث مىكند، ودرخت در آن مىنشاند به طورى كه شاخههاى آن درختها در باغ اوّلى سايهمىاندازد، آيا صاحب باغ اوّلى حق دارد كه به صاحب باغ دوّمى بگويد: ايندرختها را بِكَن براى باغ من ضرر دارد؟
جواب - هر قدر از شاخههاى درختها داخل باغ اوّلى شده مىتواند صاحب باغ از آنهاجلوگيرى كند، و آن مقدار كه داخل باغ اوّلى نشده، لكن سايه آنها موجب ضرر باغ اوّلىشده حق جلوگيرى ندارد.
سوال - شخصى در زمين اختصاصى خود چاه مستراح حفر كرده است اينچاه تقريباً يك متر تا ديوار خانه همسايه فاصله دارد و آن همسايه مدّعى است كهآن چاه براى خانهاش سبب خسارت و ايجاد ضرر است، آيا در اين صورت رفعضرر بر آن كه حفر چاه نموده لازم است يا خير؟
جواب - در صورتى كه كندن چاه از جهت سرايتِ رطوبات براى همسايه ضرر داشته باشدبعيد نيست عدم جواز.
سوال - از باغ زيد ريشه درخت به باغ عمرو كشيده شده و درختى شده، آيااين درخت مال زيد است يا عمرو؟
جواب - مال زيد است، ولكن عمرو مىتواند آن را از ملك خود قطع نمايد.
سوال - هرگاه شخصى در زمين خود درختى غرس كند كه شاخههاى آن برروى فضاى زمين همسايه كشيده باشد و به زمين او ضررى وارد آورده باشد، آياحق دارد كه صاحب درخت را اجبار كند به قطع آن شاخهها يا خير؟ در صورتحق داشتن آيا صاحب درخت ضامن خسارتى كه به زمين همسايه رسيده خواهدبود يا خير؟ و اگر شاخههاى آن درخت بر زمين همسايه كشيده نشده و فقط سايهافكنده و بر زمين او خسارتى وارد شده، باز هم صاحب درخت ضامن است يا خير؟
جواب - بلى در صورت اوّل همسايه حق دارد كه صاحب درخت را اجبار به قطع آنشاخهها بنمايد، و در صورت خسارت صاحب درخت ضامن خسارت آن مىباشد، ولى درصورت دوّم ضامن نيست.
..........................................................................
منبع: استفتائات حضرت آیت الله العظمی بروجردی، جلد دوم ،ص362 الی 371.( چاپ موسسۀ حضرت آیت الله العظمی بروجردی)
|