فارسی / العربیه / English

 

فهرست عناوین

دسترسی سریع

 
 
برپایی مراسم عزاداری حضرت سید الشهداء (ع) نسخه PDF چاپ ایمیل

سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله المعصومین المكرمین سیما بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا فی العالمین واللعن علی اعدائهم و مخالفیهم و منكری فضائلهم و مناقبهم الی قیام یوم الدین.

 

امیدواریم خداوند ان شاء الله عزاداری شما و همه عزیزانی که در مراسم بزرگداشت نام مقدس حضرت سید الشهدا(ع) نقشی داشتند قبول کند. اعتلای کلمه سید الشهدا(ع) و کلمه عاشورا نه تنها واجب کفایی، بلکه واجب عینی است. چون بقای دین وبقای اسلام از وجود مقدس سیدالشهدا است . اگر قیام امام حسین(ع) نبود نه امام صادقی بود، نه حوزه ای و نه اسلامی، همه ازبین رفته بود. وجود مقدس امام حسین(ع) با این حرکتی که کردند، برای همیشه به اسلام آبرو دادند و بقای آن را تضمین کردند. لذا هر کسی وظیفه دارد در حد توان خودش در این بزرگداشت دخیل باشد و اقدام بکند . عذر هیچ کس پذیرفته نیست . ما زیاد می بینیم که بزرگان گاهی اوقات حتی در مواردی که خلاف شأنشان بوده عمل می کنند در این قضیه گویا شأنیت ساقط می شود. همان طور که خود حوادث کربلا با عقل ظاهری بشر جور در نمی آید.آن حرکت با آن خصوصیات، یک کار فوق عقل است. یعنی کاری است که عقل قدرت ادراکش را ندارد. در خیلی از موارد برای افراد عادی تصورش مشکل است.بزرگان هم به همین صورت عمل کرده اند. ماهم این حالت را ازدست ندهیم .معروف است مرحوم سید بحرالعلوم رضوان الله علیه نماز خوانده بودند می خواستند منزل بروند.با دسته تویرجیها بر خورد می کنند. حرکت این­هیئت طوری است که نمی شود از بین آنها رد شد چون به سرعت حرکت می کنند. سید ایستادند.( مرحوم آقای بروجردی هم وقتی حرم مشرف می شدند می ایستادند حتی در آستانه صندلی آوردند و نشستند تا دسته عزاداری را قطع نکنند.) مرحوم سید بحرالعلوم هم همینطور کنار ایستادند و عبا و عمامه را انداخت و دوید داخل دسته طویرجیها(1) و همانند آنها شروع به هروله کردن کرد .بعداز مدتی سید با سروپای برهنه پیدا شد.پرسیدند شما چرا این کاررا کردید؟ فرمود من ایستاده بودم قصدم این بود که خلوت بشود تا از آنها عبور کنم، اما دیدم حجت بن الحسن(ع)داخل این دسته بدون عمامه و عبا در حال هروله کردن است. دیدم که شایسته نیست که امام(ع) با این حالت عزاداری می کند ومن نوکر و سرباز امام (ع) بی تفاوت ایستاده باشم!! این یک واقعیت است . به این مطالب باید توجه داشته باشیم. قصه ای که از مرحوم آیت الله بروجردی نقل می کنند، عادی نیست .خود ایشان برای افراد متعددی نقل فرموده بودند که چشم ایشان از دست رفته بود .(قبلا به خاطر آلودگی ها بیماریهای چشم زیاد بود.) در منزل روضه داشتند نتوانستند شرکت کنند .روز عاشورا برای استشفا دقیقه ای شرکت می کند. معمولا ایشان دم در می ایستادند و برای خوشامد گویی هیئت ها و کسانی که وارد می شدند . در همین حالتی که نشسته بود هیئتی آمده و از جلوی وی عبور می کند در بروجرد معمول است سرتا پا را گل می مالند . از روی پای یکی از عزاداران سیدالشهدا گل برداشته و به چشم می مالند، به فاصله یکی دو روز چشم خوب شد و اثری ازآن بیمار ی نماند و تا آخر عمر نه محتاج عینک شد و نه بیماری آب مروارید،آب سیاه و... پیدا کرد!! بله مرجع تقلید از گل روی پای عزادار سید الشهداء تبرک می جوید، لذا در این دستگاه تا می توانید کوچکی کنید، تواضع کنید. کما اینکه معمول بوده و بزرگان ما همه این جور بوده اند. من یادم هست مرحوم آقای بروجردی عمامه شان را گل می مالیدند. حتی نوعا بدون عمامه می آمدند و می نشستند. مرحوم حاج شیخ عبدالکریم هم همین جور بوده.اول درسش،چند لحظه ای توسل به حضرت سیدالشهداء پیدا می کردند بعد درس را شروع می کرد. اینجا جایی است که شأن و مقام قیمتی ندارد. مراجع ،بزرگانی از اهل سیاست و... به اینجا که می رسیدند، خضوع می کردند. بله اینجا آستانی است که با ید تواضع کرد. جایی است که باید اعتبارات را ریخت. اگر بناست انسان به جایی برسد چه در دنیا و چه در آخرت، اگر بنااست شأنی پیدا بکند، چه دنیایی و چه معنوی ، مسیر این است. مسیر بسیار کوتاه، این است. از جانب سیدالشهدا ازجانب این بساط ،کارهای خیلی بزرگی انجام می شود. عاشورا برای ما سرمایه است. امام حسین ثروت است خرابش نکنیم . توجه داشته باشید این ثروتی است که در همه جا می تواند به کار ما بیاید. من بارها این مطلب را گفته ام. ما یک تریبون آماده به نام عاشورا داریم. احزاب برای اینکه صد نفریا دویست نفر را جمع کنند چقدر باید تبلیغ کنند ،پول بدهند تا حرفشان را بزنند؟! ما اول محرم که می شود و این پرچم مشکی بالا می رود، دهها مجلس بر پا می شود. آقای واعظ می گفت من شبانه روز شانزده منبر می رفتم. مجلس چهار هزار نفری داشتم تا مجلس دویست نفری. این تعداد مخاطب را در هیچ مذهبی نمی توانید داشته باشید. آن هم مخاطب مجانی. مرحوم آقای بروجردی فرموده بودند که ما وام دار سید الشهدا هستیم. خدا رحمت کند آشیخ علی اسلامی از وعاظ تهران نقل می کرد با جماعتی آمدیم قم ، خدمت آقای بروجردی ،ایشان می گفت توجه داشته باشید قدر و ارزش خودتا ن را بدانید فکر نکنید روضه خوانی کسر شأن است. حتی کسی که می رود در مجلس زنانه روضه می خواند، در خانه ها، از این کوچه به آن کوچه روضه می خواند. در هر شأنی که هستید قدر و شأنیت خودتان را بدانید. خدمت کردن به سیدالشهدا قیمت دارد. از برکت شما روضه خوانهای امام حسین است که این حوزه می چرخد. مرجعیت می گردد. تما م کارهایی که یک مرجع می کند، متوقف بر کارهایی است که شما می کنید. مجالس را تشکیل می دهید، دو نفر سه نفر در این مجالس چند تا مسئله گفته می شود دوتا مطلب گفته می شود، انذاری می شود خلق الله تصمیم می گیرند وجوه بدهند، وجوه می دهند چرخ حوزه ها می چرخد. اگر بساط سیدالشهدا نبود، این حوزه ها رونق نداشت. این یک واقعیت است الان خود ما لمس می کنیم و می بینیم . در تهران آقایی بود به نام «نظام رشتی»از روضه خوان های قدیمی بوده پدران ما دیده بودند او را. فوق العاده بوده، وقتی بالا ی منبرمی نشست ،تا می گفت السلام علیک یا ابا عبدالله ،در مجلس صدای گریه بلند می شد. روزی در یک مجلس ، به آقای نظام رشتی گفتند این چه خصوصیتی است که شما دارید؟ جزء آواز خوان های در جه یک که نیستی، اشعاری هم که می خوانی اشعار معمولی است، آقای نظام رشتی گفته بود اینطو ر نمی شود جمع حاضر را دعوت بکنید می آیم و می گویم. این آقا نقل می کرد ما غذا درست کردیم ،آقایان همه نشستند سفره را انداختیم تا آمدند دست به غذا بزند گفتم دست نزنید راضی نیستم مگر آقای نظام قصه اش را بگوید. آقای نظام رشتی گفت: یک روز در رشت تو کوچه می رفتم پیر زنی مرا دید گفت توروضه خوانی؟ گفتم بله گفت از امروز تا سه روز روضه دارم بیا برایم روضه بخوان . می خواستم بگویم نه، از ابی عبدالله خجالت کشیدم من نوکرم ،نوکر سنگردار است ،حساب پول و شأن و مقام نیست. گفتم چشم مادر. رفتیم دیدم خانه ای حیلی محقر و فقیرانه است.دیوارها گلی ، کف اتاق حصیر! در یک سماور حلبی هم چای درست کرده بود. ما منتظر بودیم تا کسی بیاید و ما روضه بخوانیم. پیر زن گفت آقای روضه خوان چرا منبر نمی روی؟ گفتم کسی نیست! گفت هستند! شما ناراحت نباشید هستند ! ما شروع کردیم به روضه خواندن تا گفتم السلام علیک یا ابا عبدالله صدای گریه بلند شد. آقای نظام رشتی گفت از آن روز به بعد هر کجا که منبر رفتم تا می گویم السلا م علیک یا اباعبدالله صدای گریه از مجلس بلند می شود. کسانی که در مجلس هستند گریه نکنند، خداوند کسانی را مامور کرده که گریه کنند!! تا جوانیم و توان داریم، از قلم مان، بیانمان، قدممان ،آبرو یمان اگر می توانیم استفاده کنیم و خودمان را منتفع کنیم. اینجا متاع انسان را زود می خرند. یک عمر انسان فرمانبر دشمن باشد، پشیمان بشود بیاید ،این پشیمانی چقدر طول کشید؟ یک ساعت. اسمش می آید در لیست کسانی که امام باقر و امام صادق می روند زیارتش و السلام علیک به او می گویند! اینها شوخی نیست قیمت دارد. مثل حربن یزید ریاحی. اگر انجوری به آدم سهم می دهند، به این راحتی آدم را می پذیرند، خیلی شقاوت است که آدم خودش را محروم کند. خداوند خدمات شما را قبول کند و توفیقات بیشتر بدهد تا دراین مسیر قدم های بیشتر و بزرگتری برداریم .

والسلام علیکم ور حمۀ الله و برکاته

..............................................................................

1- رسم این بود که علمای شیعه ی مقیم نجف اشرف روز عاشورا پیاده به کربلا می رفتند. در بین راه محلی وجود دارد به نام«طویرج» که چهار فرسخ با کربلا فاصله دارد و در این روز دسته های سینه زن از آنجا به طرف کربلا حرکت می کنند و علما و مراجع به آنها ملحق شده و با آنان سینه می زنند.

 
     
 

جستجو در پورتال

کتابخانه الکترونیک