|
پنجاه سال قمری از رحلت آیتاللهالعظمی بروجردی گذشت
پنجاه سال پیش در چنین روزی، شمع فروزان مرجعی نامدار و بانفوذ و مرشدی ماندگار در عالم تشیع خاموش شد و ایران را در غم و اندوه فرو برد.
آیتالله العظمی سیدحسین بروجردی در سال 1250 هجری شمسی در شهر بروجرد و در خانوادهای مذهبی و دانشمند متولد شد.
پدر وی، حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی طباطبایی، از علمای آن زمان و مادرش سیده آغابیگم، فرزند سید محمدعلی طباطبائی و بانویی متدین بود. نسب این مرجع عالیقدر شیعه، با 32 واسطه به امام حسن مجتبی (ع) میرسد. شاید برای همین بود كه وقتی از امام خمینی (ره) پرسیدند: آیتالله بروجردی كه پیش از شما از نفوذ فراوانی برخوردار بود، چرا نهضت را بپا نكرد، ایشان با ظرافت تمام گفت: او حسنی بود و من حسینیام!
آیتالله بروجردی در هفت سالگی به مكتبخانه رفت و كتاب «جامع المقدمات» را فرا گرفت. سپس به حوزه علمیه نوربخش بروجرد رفت و در سن 18 سالگی، به سفارش پدر و برای ادامه تحصیل به اصفهان سفر كرد. وی در اصفهان از محضر درس حاج سیدمحمدباقر درچهای شركت میكرد. میرزا ابوالمعالی كلباسی و سیدمحمدتقی مدرس از دیگر اساتید وی در اصفهان بودند.
این مرجع عالیقدر شیعه، پس از 4 سال كسب علم در اصفهان، به درخواست پدر به بروجرد بازگشت و در 22 سالگی اولین ازدواج خود را انجام داد. پس از ازدواج، بار دیگر به اصفهان سفر كرد و تا 5 سال در آنجا به كسب علم پرداخت. سپس به پیشنهاد پدر و با همراهی برادرش به نجف اشرف سفر كرد.
آیتالله بروجردی پس از ورود به نجف، به حوزه درس آیتالله العظمی آخوند ملّا محمد كاظم خراسانی وارد شد و 9 سال از محضر آن فقیه بزرگ و علمای دیگری نظیر آیتالله شریعت اصفهانی (شیخ الشریعة) در فقه و اصول و رجال استفاده كرد. آیتالله بروجردی از این دو عالم گرانقدر اجازهنامه اجتهاد داشت.
همچنین علاوه بر اجازات اجتهاد، وی از آیات عظام آخوند خراسانی، شریعت اصفهانی، آقا نجفی و ابوالقاسم دهكردی اصفهانی نیز اجازه روایتی داشته است.
وی در اواخر سال 1328 هجری قمری، به اصرار پدر از نجف اشرف به وطن خویش بازگشت. شش ماه بعد از ورود وی، پدرش از دنیا رفت. چند ماه بعد نیز آیتالله آخوند خراسانی، دار فانی را وداع گفت.
یكی از دلایل مهم مراجعت آیتالله بروجردی به ایران، مبارزه با نظام شاهنشاهی عصر مشروطه بود. آیتالله موسوی اردبیلی درباره این موضوع گفته است: «اساساً آمدن ایشان به ایران در جریان مشروطیت، روی ضدّیت با دستگاه بود. آیتالله بروجردی، حامل نامه آخوند خراسانی (ره) برای براندازی نظام فاسد شاهنشاهی بود.
همزمان با اوجگیری اعتراضهای مردم علیه رضاخان و هجرت اعتراضآمیز روحانیان كشور به قم، آیتالله بروجردی برای پیوستن به مهاجران و رساندن پیام مراجع نجف به معترضان، به سمت مرز حركت كرد. مزدوران دربار كه از این حركت احساس خطر میكردند، ایشان را در قصر شیرین دستگیر و به پایتخت منتقل كردند.
در تهران، رضاخان به دیدار ایشان رفت و آیتالله بروجردی، رضاخان را به همراهی با روحانیت و عمل به دستورات الهی دعوت كرد. آیتالله بروجردی از آنجایی كه میدانست اجازه سفر به قم و بروجرد را به او نمیدهند، فرمود: بر آنم به مشهد سفر كنم.
اقامت آیتالله بروجردی هشت ماه در مشهد به طول انجامید. در طول این مدت، حضرات آیات دیگر نمازهای جماعت خود را تعطیل كرده و در نماز جماعت وی در مسجد گوهرشاد شركت میكردند.
آیتالله بروجردی پس از مشهد، به تهران بازگشت و راهی قم شد. وی در قم به اصرار آیتالله حائری یزدی به تدریس پرداخت، اما پس از مدتی به اصرار طبقات مختلف بروجرد، به موطن خود بازگشت. كمی بعد از مراجعت به بروجرد، رساله عملیه ایشان به فارسی چاپ شده و بدین وسیله روز به روز بر تعداد مقلدین و ارادتمندان ایشان افزوده شد.
آیتالله بروجردی در سال 1364 هجری قمری، به علت كسالت و بیماری، برای معالجه از بروجرد به تهران رفته و در بیمارستان فیروزآبادی مورد عمل جراحی قرار گرفت. در این هنگام چند نفر از فقهای سرشناس حوزه علمیه قم، از جمله امام خمینی (ره) فرصت را مغتنم شمرده و از آیتالله بروجردی برای اقامت در قم و قبول مرجعیت جهان تشیع و رهبری و مدیریت حوزه علمیه قم دعوت كردند. این موضوع با اصرار آقایان و استخاره به قرآن مجید، مورد قبول واقع شد.
ایشان یك بار در كلاس درس در مورد پذیرش مرجعیت گفته بود: «من برای رسیدن به مرجعیت، یك قدم برنداشتم، اما یك وقت احساس كردم، مرجعیت، سراغ من آمده و من مسئول هستم بپذیرم.
اغلب فضلا و مدرسان سرشناس، از جمله امام خمینی (ره)، آیتالله سیدمحمد محقّق داماد و آیتالله شیخ مرتضی حائری برای نشان دادن اهمیت دروس ایشان و تشویق فضلا به حضور در آن دروس، همراه با شاگردان خود در مجالس درس ایشان حضور مییافتند.
آیتالله بروجردی در آخرین سفر خود، یك بار دیگر راهی مشهد مقدس شد و به تقاضای مردم مشهد، ماه رمضان آن سال را در جوار حرم ملكوتی حضرت امام رضا (ع) ماند و در شبستان بزرگ مسجد گوهرشاد به جای مرحوم حاج شیخ علیاكبر نهاوندی اقامه جماعت كرد.
وی در این سفر، كتابخانه آستان مقدس حضرت علی بن موسی الرضا (ع) را فهرستنگاری و به نسخه خطی كتاب رجال شیخ طوسی دست پیدا كرد. وی بعد از سه ماه توقف، به قم مراجعت كرد.
این مرجع عالیقدر سرانجام در سیزدهم شوال 1380 هجری قمری برای همیشه چشم از جهان فرو بست. حاضرانی كه در كنار بالین وی نشسته بودند، میگویند: وی خطاب به پزشكان و اطرافیان كه مشغول تلاش بودند، گفت: «مرگ است، مرگ! رها كنید! یا الله، لااله الا الله» و پس از سه مرتبه تكرار، دار فانی را وداع گفت.
از مرحوم حجتالاسلام فلسفی نقل است كه میگوید: «اواخر كسالت ایشان حدوداً یك هفته به طور متوالی در قم بودم. طی این مدت سه شب به دستور ایشان در مسجد اعظم منبر رفتم، برای اینكه عامه مسلمین در پیشگاه الهی دعا كنند و از خداوند شفای ایشان را بخواهند. روز قبل از فوت، حال عمومی ایشان قدری بهبود یافته بود و چون چند روز متوالی در قم بودم، به من فرمود: شما بروید تهران و به كارهایتان برسید. صبح روز بعد، رادیو خبر فوت ایشان را پخش كرد. در مراسم تشییع مرحوم آیتالله بروجردی جمعیت به قدری وسعت و تراكم داشت كه اصلاً كسی به كسی نبود. ماشینهای افرادی كه از تهران به قم آمده بودند، تقریباً در طول جاده تهران ـ قم متصل به هم بود.
به مناسبت وفات آیتالله بروجردی، تمام شهرهای ایران تعطیل شد. سفرا و نمایندگان كشورهای اسلامی ابراز همدردی كردند و حتی كشورهای شوروی، آمریكا و انگلیس مجبور شدند پرچم سفارتخانهها و كنسولگریهای خود را نیمهافراشته نگه دارند.
حضرت آیتالله بروجردی در عمر بابركت خویش كارهای بسیاری انجام داد كه از جمله آنها میتوان به نگارش 3 عنوان كتاب فارسی و 48 كتاب عربی، ایجاد روابط حسنه بین مذاهب اسلامی، ایجاد و تأسیس 25 مسجد و كتابخانه در سطح كشور و جهان، جلوگیری از جایگزینی خط فارسی با رسمالخط لاتین، تأسیس كارخانه برق در بروجرد، مبارزه با نشر خرافه، مظاهر آتشپرستی و فرقههای ضالّه از جمله وهّابیت اشاره كرد.
بسیاری از علمای اهل تشیع، اهل تسنّن و غیرمسلمانان در تجلیل از آیتالله بروجردی سخن گفتهاند. امامخمینی (ره) درباره او فرمود: به جدم قسم، هنوز سراغ ندارم كسی مثل من آقای بروجردی را دوست داشته باشد.
شهید مطهری نیز مینویسد: «امام خمینی میفرمود: من در حال مطالعه آقای بروجردی هستم و جز حقیقت، چیز دیگری در این آقا نمیبینم.
شیخ محمود شلتوت از علمای اهل سنّت درباره آیتالله بروجردی میگفت: «دعا میكنم كه آن بزرگوار همیشه مصدر و منبع بركات برای مسلمانان و وحدت كلمه آنان باشد. خداوند عمر شما را طولانی و پیروزی و موفقیت را نصیب شما گرداند».
جرج جرداق، نویسنده و دانشمند مسیحی لبنانی، مؤلف كتاب ارزشمند و خواندنی «الامام علی صوت العدالة الانسانیه» این كتاب را به آیتالله بروجردی اهدا كرد و در نامهای برای ایشان نوشت: «من شما را شایستهترین شخصیتی یافتم كه این كتاب را به او هدیه كنم، لذا آن را به شما اهدا میكنم» |