فارسی / العربیه / English

 

فهرست عناوین

دسترسی سریع

 
 
ولادت حضرت علی(ع)،اين مولود کعبه بر تمامي مسلمانان جهان بخصوص شيعيان مبارك باد نسخه PDF چاپ ایمیل
علی بن ابی‏طالب بن عبدالمطلّب بن هاشم بن عبدمناف در روز جمعه 13 رجب سال سی‏ام عام‏الفیل(1) برابر با 19 مهر، در شهر مكّه و درون كعبه چشم به جهان گشود.

 ابوطالب، پدر آن حضرت، كه نامش عبدمناف بود، یكی از عموهای پیامبر اكرم حضرت محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و بزرگ خاندان هاشم و یكی از سران مكّه و قریش به شمار می‏رفت و مادرش فاطمه بنت اسد نیز از بنی هاشم بود. از این ‏رو، آن حضرت از دو طرف هاشمی به حساب می‏آید.

كنیه آن امام، ابوالحسن و «ابوتراب» است. القاب فراوانی از علی علیه السلام گزارش شده كه از جمله می‏توان به اسدالله (شیرخدا)، سید عرب (امیر عرب)، سیدالمسلمین، امام المتّقین و مهم‏تر از همه امیرالمؤمنین اشاره كرد. شیعیان این لقب را بنا بر نص پیامبر صلی‏الله‏علیه ‏و ‏آله مخصوص آن امام دانسته و به ‏كارگیری آن را، حتی برای سایر معصومان علیهم‏السلام، مجاز نمی‏دانند. (2)

آن حضرت هنگامی در كعبه پا به گیتی گذاشت كه پدرش در سفر بود و مادرش اسم او را حیدر نهاد. پدر پس از بازگشت، بر وی نام «علی» را افزود.(3) او، كه در خاندانی با اصالت و كرامت متولد شده بود، معلمان نخستین‏اش پدر و مادرش بودند كه سال‏ها قبل برای مدتی نسبتا طولانی سرپرستی حضرت محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را بر عهده داشتند... طولی نكشید كه در ظاهر به دلیل تنگ‏دستی پدر و بروز قحطی، به دعوت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به خانه آن حضرت منتقل شد و ...(4)

پرورش در دامان پیامبر (ص)

زندگانی حضرت علی (ع) پیش از بعثت ده سال تجاوز نمی کند. حساسترین حوادث این دوره از زندگی آن بزرگوار، شکل گیری شخصیت وی به وسیله ی حضرت محمد بن عبدالله (ص) می باشد. با توجه به آگاهیهایی که آن حضرت از آینده داشت و می دانست علی (ع) می بایست پس از خود، زمام امور امت اسلامی را به عهده گیرد، با یک برنامه ی حساب شده به منظور تربیت آن حضرت، ایشان را پس از سن شش سالگی از منزل پدر به منزل خود منتقل ساخت و تحت تربیت مستقیم خویش قرار داد. (5)

حضرت محمد (ص) روی علاقه ای که به حضرت علی (ع) داشت، هیچ گاه از او جدا نمی شد، حتی زمانی که برای عبادت به خارج مکه می رفت حضرت علی (ع) را نیز همراه خود می برد. (6)

امام علي (ع) خود از تربیتش به دست رسول خدا (ص) و اثر آن در تكامل صفات اخلاقی و روحی خویش، می فرماید: «پیامبر خدا دروغی در گفتار و خطایی در كردار من نیافت و خداوند بزرگترین فرشته از فرشتگان خود را از آن زمانی كه پیامبر از شیر گرفته شده بود همنشین آن حضرت ساخت تا او را شب و روز به راه بزرگواری و صفات پسندیده جهان سیر دهد. و من در پی او مانند راه رفتن بچه شتر به دنبال مادرش راه می‏رفتم و او از صفات خود هر روز پرچمی برمی‏افراشت و به من دستور پیروی از آن را می‏داد، و همه ساله مدتی را در كوه حرا اقامت می‏فرمود، من فقط او را می‏دیدم و او جز من كسی را نمی‏دید؛ در آن زمان اسلام به هیچ خانه‏ای جز خانه رسول خدا (ص) و خدیجه راه نیافته بود و من سومین فرد،بودم، نور وحی و رسالت را می‏دیدم و بوی نبوت و رسالت را استشمام می‏كردم‏» (7)

امام در دنباله سخن پیشین خود، یادآوری می‏كند كه پیامبر در مورد پیشامدی كه در روزهای اول بعثتش اتفاق افتاده بود به او فرمود:«...براستی تو می‏شنوی آنچه را كه من می‏شنوم و می‏بینی آنچه را كه من می‏بینم جز این كه تو پیامبر نیستی و لیكن وزیر منی و تو بر خیر و نیكی هستی‏» (8)

علی (ع) در حالی این مسافت را در سیر تكامل روحی خود پیمود كه بیش از یازده سال از عمرش نمی‏گذشت و در این زمان افتخار سبقت در ایمان به نبوت پیامبر (ص) نیز بر  افتخار پیوستگی وجودش با وجود پیامبر افزوده شد و او نخستین مرد مسلمانی گشت كه پیش از همه مؤمنان دعوت پیامبر (ص) را لبیك گفت.

چون آيه «و اَنذِر عشیرتَكَ الأقربین»  (9)نازل شد، پیامبر (ص) پس از جمع نمودن خویشاوندان خود دعوت آنان را برای پذیرش اسلام اظهار نمود و از آنان برای تبلیغ اسلام در بین سایر مردم یاری طلبید و فرمود: كدام ‏یك از شما مرا در این كار كمك می‏كند تا برادر و وصیّ من و خلیفه من در میان شما باشد؟ در حالی كه همه مهر سكوت بر لب زده بودند، علی (ع) قیام كرد و گفت: «ای رسول خدا، آن منم.» (10)

بنا به بعضی گزارش‏ها، پیامبر سه بار از بنی‏هاشم یاری طلبید و همكار خود را نوید جانشینی و امامت داد و در هر بار، كسی جز علی علیه‏السلام از میان آنان اعلام آمادگی نكرد. سرانجام، پیامبر (ص) رو به علی (ع) كرد و فرمود: «این وصیّ من و خلیفه من در میان شماست. سخن او را بشنوید و از او متابعت كنید.» (11)

 او از هفده تا بیست سالگی همراه سایر بنی‏هاشم در شعب ابوطالب و در محاصره اقتصادی به سر برد و پس از پایان محاصره، با مرگ پدرش ابوطالب، نه تنها كم‏ترین تردیدی در مورد حمایت از پیامبر به خود راه نداد، بلكه بر میزان آن افزود و در «لیلة المبیت»  (12)كه قریب 23 سال از عمرش می‏گذشت، خود را سپر بلای پیامبر قرار داد و در بستر وی خوابید تا توطئه مسلّحانه دشمن برای قتل پیامبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله او را نشانه رود. از این پس علی (ع) پیوسته در كنار رسول خدا و ياور پيامبر(ص) بود.

از هجرت تا رحلت

علی (ع) امین رسول خدا(ص)

پیامبر اکرم (ص) پس از اینکه مأمور شد به مدینه هجرت کند، در بین افراد خانواده و قبیله اش کسی را امین تر از علی (ع) پیدا نکرد، از این رو او را جانشین خود فرمود تا امانتهای مردم را - که در دست آن حضرت بود - به صاحبانش بازگرداند و قرضهایش را ادا کند و دختر گرامش، حضرت فاطمه (ع) و برخی دیگر از زنان را به مدینه آورد.

حضرت علی (ع) پس از هجرت رسول خدا (ص) - برای انجام دادن سفارشات آن حضرت - سه روز در مکه ماند، سپس به همراه فاطمه مادر خود و فاطمه دختر رسول خدا (ص) و فاطمه دختر زبیر و برخی دیگر، با پای پیاده به سوی مدینه راه افتاد و در «قبا» (13) به پیامبر (ص) ملحق شد.

وقتی دیدگان رسول خدا (ص) به علی (ع) افتاد، دید پاهای آن حضرت - در اثر پیاده روی زیاد - تاول زده و خون از آن می چکد. در حالی که اشک از دیدگانش می ریخت، علی (ع) را در آغوش گرفت و برای وی دعا کرد. (14)

علی (ع) برادر رسول خدا (ص)

یکی از اقدامات مهم و پرثمر رسول اکرم (ص) پس از هجرت به مدینه ایجاد پیوند برادری بین مهاجران و انصار بود و برای تمام کسانی که در مسجد حضور داشتند - بجز علی (ع)- برادری تعیین کرد. علی (ع) به پیامبر (ص) عرض کرد:
«برای همه برادری تعیین کردی بجز من؟!»

در این هنگام رسول خدا (ص) جمله ی تاریخی خود را که بیانگر مقام و موقعیت علی (ع) در نظر پیامبر (ص) است، بیان فرمود:

«سوگند به خدایی که مرا به حق برانگیخته است، کار برادری تو را به تأخیر نینداختم مگر برای اینکه تو را برادر خود انتخاب کنم، تو برادر من در این جهان و جهان دیگر هستی.» (15)

علی (ع) و پیکار در راه خدا

علی (ع) در همه غزوات رسول خدا (ص)، جز تبوك، حضور یافت و پس از پیامبر (ص) مهم ترین و بنیادی ترین سهم را در پیروزی های اسلام بر عهده داشت. افزون بر حضور در غزوات، امیر مؤمنان (ع) فرماندهی چند سریه را نیز به عهده گرفت كه در همه آنها سربلند و پیروز بود.

در جنگ بدر كه در سال دوم هجرت رخ داد بیش از نیمی از كشته شدگان با ضرب شمشیر علی علیه السلام از پای در آمدند.

در جنگ احد  هنگامی كه به خاطر غفلت دسته ای تیر انداز كه مامور نگاهبانی دره بودند، سپاه مدینه از دو سو در محاصره قرار گرفتند و مسلمانان از گرد پیامبر پراكنده شدند، علی (ع) در كنار پیامبر (ص) بود و مهاجمان را از او دور می ساخت. علت فرار قریش در آغاز نبرد این بود كه پرچمداران  نه گانه آنان یكی پس از دیگری به وسیله علی علیه السلام از پای در آمدند و در نتیجه رعب شدیدی در دل قریش افتاد كه تاب و توان واستقامت را از آنان سلب نمود. (16)

 در سن 27 سالگی در جنگ «خندق» حضور یافت و در زمانی كه پیامبر سه بار مسلمانان را به مبارزه با عمرو بن عبدود و یاران او كه از خندق عبور كرده و مسلملنان را به مبارزه می طلبیدند، دعوت كرد، تنها او بود كه هر بار به خواست پیامبر لبّیك گفت و پس از اذن پیامبر، در یك پیكار نفس‏گیر و بی‏نظیر، سر عمرو را از تن جدا نمود و پیامبر فرمود: «ضربت علی در روز خندق، از عبادت تمام جن و انس تا روز قیامت برتر است.» (17)

پس از این نبرد، در تسلیم و تنبیه یهودیان «بنی قریظه»، كه پیمان‏شكنی كرده بودند نقش بی‏بدیلی ایفا كرد و در سال ششم هجری در سریه‏ای بر تیره‏ای از بنی اسد تاخت و پس از شكست آنان در منطقه «فدك»، با غنایم فراوان بازگشت.  (18)

در جنگ «خیبر» پس از هزیمت ابوبكر بن ابی قحافه و عمر بن الخطاب و عدم توفیق آن‏ها در فتح، پیامبر فرمود: «فردا عَلَم را به دست كسی می‏دهم كه خدا و رسولش او را دوست دارند و او نیز آن دو را دوست می‏دارد.» و فردا، رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله امام علی علیه‏السلام را طلبید و او را روانه كارزار با یهودیان خیبر نمود. او بزرگ‏ترین قهرمانان یهود، حارث و مرحب را به قتل رسانید و با دست خود درب قلعه خیبر را كند و دژهای یهودیان ‏را یكی ‏پس ‏از دیگری فتح كرد.  (19)

در فتح مكه، به فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله پرچم را از سعد بن عباده كه شعار داد «امروز روز جنگ و كشتار و روز از میان رفتن حرمت هاست» گرفت و با شعار «امروز روز مرحمت است» پیشاپیش مسلمانان وارد مكه شد و در شكستن بت های كعبه همراه پیامبر بود. (20)

در جنگ حنین، هنگامی كه مسلمانان به خاطر حمله سخت و غافلگیرانه قبیله هوازن پراكنده شدند و فرار كردند، علی علیه السلام از معدود افرادی بود كه در كنار پیامبر صلی الله علیه و آله ماند و از آن حضرت دفاع نمود. از انس بن مالك نقل است كه: «در روز حنین، علی بن ابیطالب استوارترین مردم در جنگ پیشاپیش رسول خدا بود» (21)

در غزوه تبوك، به جانشینی رسول خدا (ص) در مدینه منصوب شد و پیامبر به آن حضرت فرمود: « ای علی آیا خشنود نیستی كه نسبت به من همانند هارون به موسی باشی،جز اینكه تو پیامبر نیستی؟ (22)

در سریه ذات السلاسل، بعد از این كه رسول خدا (ص) در چند نوبت گروه هایی از اصحاب را به مأموریت فرستاد و همه بی نتیجه باز گشتند؛ علی (ع) را فرمان جنگ داد و آن حضرت با سپاه خود در سپده صبح بعد از گزاردن نماز، بر دشمنان حمله بردند و به سرعت پیروز گشتند و در این باره سوره عادیات بر پیامبر نازل گشت. (23)

در سفر به یمن، هنگامی كه خالد بن ولید بعد از گذشتن شش ماه در دعوت مردم یمن به اسلام موفق نشد، علی علیه السلام به فرمان پیامبر به یمن رفت و بعد از خواندن نماز نامه رسول خدا (ص) را بر آن مردم خواند و در این دعوت موفق گشت و در پی آن قبیله هَمدان در یك روز اسلام آوردند. (25)

در ذی الحجه سال نهم پیامبر ابلاغ سوره برائت را به فرمان الهی به او سپرد و آن حضرت از پیامبر دستور یافت تا آیات سوره برائت را از ابابكر كه در ابتدا مأمور به ابلاغ آیات گشته بود، گرفته و آیات قرآن را او بر مشركان ابلاغ كند؛ زیرا فرشته وحی بر پیامبر نازل گشت و پیام آورد كه: خداوند می فرماید: «آیات را كسی ابلاغ نكند مگر شخص تو، یا مردی كه از تو است.» (26)

در مباهله با مسیحیان نجران، پیامبر او را به همراه فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام به همراه خود برد و به این ترتیب مصداق «انفسنا» در آیه مباهله ( 27)گشت و طبق آیه قرآن، به منزله جان رسول خدا معرفی شد.

حضرت علی (ع) و جانشینی پیامبر (ص)

بدون تردید یکی از بزرگترین و مهم ترین مسائل اسلامی، مسأله ی رهبری امت و ولایت و سرپرستی امور مسلمانان است. به لحاظ همین اهمیت، پیامبر اکرم (ص) سعی داشت مسأله ی رهبری آینده ی جامعه ی اسلامی را در زمان حیات خود حل کند. لذا از اولین روز «دعوت»، مسأله ولایت را همراه توحید و نبوت، صریحا بیان فرمود. و براساس مجموعه ی خصوصیات و فضائل و کمالاتی که در وجود مقدس علی (ع) بود، از سوی خدا فرمان داشت تا سرپرستی و ولایت علی (ع) را بر امور دین و دنیای مسلمانان، و جانشینی وی را پس از خود، اعلام نماید.

رسول گرامی (ص) این رسالت الهی را در موارد گوناگون، اعلام فرمود و ما - به منظور رعایت اختصار - تنها به سه مورد آن اشاره می کنیم.

حدیث یوم الدار

حدیث منزلت

حدیث غدیر

حدیث یوم الدار

پس از گذشت سه سال از بعثت، با نزول آیه ی «و انذر عشیرتک الأقربین» (28) رسول خدا (ص) مأمور شد نخست، خویشاوندان خود را به اسلام دعوت کند. بدین منظور علی (ع) به فرمان پیامبر (ص) حدود چهل تن از سران بنی هاشم، از جمله: ابوطالب، ابولهب، عباس، حمزه و... را مهمان کرد. رسول اکرم (ص) پس از صرف غذا فرمود:

« ای فرزندان عبدالمطلب! در بین جوانان عرب کسی را سراغ ندارم که بهتر از آنچه من برایتان آورده ام، آورده باشد. من برای شما خیر و سعادت دو جهان را به ارمغان آورده ام. خدا فرمان داده است تا شما را به سوی او بخوانم. کدام یک از شما در این راه مرا یاری خواهد کرد تا همو، برادر، وصی و جانشین من گردد؟»

پیامبر (ص) این تقاضا را سه بار تکرار کرد و هر سه بار تنها علی (ع) برخاست و اعلام آمادگی کرد.

در این هنگام، رسول گرامی (ص) فرمود:

«همانا این (اشاره به علی (ع))، برادر، وصی و جانشین من است. سخنش را بشنوید و از او اطاعت کنید.» (29)

حدیث منزلت

تنها غزوه ای که علی (ع) به دستور پیامبر (ص) در آن شرکت نکرد، بلکه به عنوان جانشین آن حضرت، و به منظور پیشگیری از حوادث احتمالی، در مدینه ماند، غزوه ی تبوک بود.

وقتی منافقان از تصمیم رسول خدا (ص) آگاه شدند، دست به شایعه پراکنی زدند که روابط علی (ع) با پیامبر (ص) تیره شده و وی مورد بی مهری رسول خدا (ص) قرار گرفته است. علی (ع) پس از اطلاع از نقشه ی شوم آنان برای تکذیب گفتارشان، خود را به پیامبر (ص) رسانید و آن حضرت را از جریان آگاه ساخت. رسول گرامی (ص) ضمن دستور مراجعت، با جمله ی تاریخی خود، مقام و موقعیت علی (ع) را نسبت به خود چنین بیان کرد:

«آیا راضی نمی شوی که نسبت به من مانند هارون، نسبت به موسی باشی؟ جز اینکه پس از من پیامبری نیست.» (30)

حدیث غدیر

رسول گرامی اسلام (ص) پس از بازگشت از «حجه الوداع» در سال دهم هجرت، روز هیجدهم ذی الحجه در محلی به نام «غدیر خم» طبق فرمان خدا (31) دستور داد، همه ی مسلمانان توقف کنند. سپس در حضور بیش از صد هزار نفر پس از ستایش خداوند و در ادامه ی خطبه ای مفصل فرمود: مردم! سزاوارترین فرد بر مؤمنان از خود آنها کیست؟ گفتند: خدا و پیامبرش بهتر می دانند. فرمود: خداوند بر من ولایت دارد و من بر مؤمنان و بر آنها از خودشان اولی و سزاوارترم.
آنگاه در حالی که دست علی (ع) را بالا برده و جمعیت، آن حضرت را در کنار پیغمبر (ص) می دیدند، فرمود: «هر که من مولا و سرپرست اویم علی (ع) مولا و سرپرست اوست.»
(32) و این جمله را سه بار تکرار کرد.

سپس اضافه فرمود:

«پروردگارا! دوست بدار آنکه علی (ع) را دوست بدارد و دشمن بدار کسی را که علی (ع) را دشمن بدارد. خداوندا! یاران علی (ع) را یاری کن و دشمنان او را خوار نما.» (33)

..................................................................................................................

1- عام الفیل، سالی که ابرهه و لشکریان فیل سوارش قصد ویران کردن خانه ی کعبه را داشتند.

2- امین‏الاسلام الطبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، تصحیح علی اكبر الغفاری، بیروت، دارالمعرفة، 1399 ق، ص 195. از القاب دیگر آن حضرت می‏توان به «قائد الغرِّ المحجّلین» و «سید الاوصیاء» اشاره كرد.

3- نك: ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، تحقیق سید احمد جقر، قم، اسماعیلیان، 1970، ص 25.

4- الشیخ المفید، الارشاد، قم، بصیرتی، ص 12.

5- سیره ابن هشام، ج 1، ص 262؛ کامل ابن اثیر، ج 2، ص 58؛ کشف الغمه، ج 1، ص 79 و تاریخ طبری، ج 2، ص 312.
6- تاریخ طبری، ج 2، ص 313 و شرح ابن ابی الحدید، ج 13، ص 199.

7-  نهج البلاغه ج 2 ص 157.

8-  نهج البلاغة ج 2 ص 157-158.

9- سوره شعراء آیه 214.

 10- محمد بن جریر طبری، پیشین، ج 3، ص 2 1118.

11- همان.

 12- 13هجری و 618 م.

13- نهج البلاغه، خطبه قاصعه، خ 192 و لقد کنت اتبعه اتباع الفصیل اثر امه، یرفع لی کل یوم من اخلاقه علما یأمرنی بالاقتداء به .

14- بقره، آیه 207.

15- اعیان الشیعه، ج 1، ص 377 به نقل از سیره حلبی و اسد الغابه.

16- «و الذی بعثنی بالحق ما اخرتک الا لنفسی، انت اخی فی الدنیا و الاخره». مستدرک حاکم، ج 3، ص 14.

17- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 14، ص 250. « به نقل از: آیت الله سبحانی، فروغ و لايت ، ص 88تا94.

18- یوسف المزی، تهذیب الكمال، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1413، ج 20، ص 484 / علی بن الحسین المسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج 2، ص 288 / سبط بن جوزی، تذكرة الخواص، مقدمه السید محمدصادق بحرالعلوم، تهران، مكتبة نینوی الحدیثه، ص 275.

19- محمد بن جریر طبری، پیشین، ج 2، ص 4 253.

 20- محمد بن جریر طبری، پیشین، ج 2، ص 300302 ابن هشام، پیشین، ج3، ص 55 242 / الشیخ المفید، پیشین، ج 1، ص 125.

 21- دانشنامه امام علی علیه السلام، ج8، ص186.

 22- همان، ص190.

 23-همان، ص 192.

 24- شیخ مفید، الارشاد، ج1، ص150- 154. «به نقل از همان»

 25- طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج3، ص131؛ شیخ مفید، الارشاد ج1، ص54، ابن اثیر، الكامل، ج2، ص205. «به نقل از همان»

 26- دانشنامه امام علی علیه السلام، ج8، ص209-211.

 27- سوره عمران، آیه 61. « فَمَنْ حَاجَّك فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَك مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمْ وَ نِساءَنَا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنفُسنَا وَ أَنفُسكُمْ ثُمَّ نَبْتهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَت اللَّهِ عَلی الْكذِبِینَ*  هرگاه بعد از علم و دانشی كه (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) كسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت كنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله كنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

28- شعراء، آیه ی 214.

29- تاریخ طبری، ج 2، ص 320-321، کامل ابن اثیر، ج 2، ص 62-63 و الغدیر، ج 2، ص 278.

«فایکم یوازرنی علی هذا الامر علی ان یکون اخی و وصیی و خلیفتی فیکم...؟

... ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم، فاسمعوا له و اطیعوا».

30- اما ترضی ان تکون منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی.

(صاحب غایه المرام، در ص 107-152 یکصد و هفتاد طریق از محدثان را که حدیث منزلت را نقل کرده اند، آورده که یکصد طریق آن از اهل سنت است. المراجعات نیز در ص 139-141، حدیث را از صحیح مسلم و بخاری و سنن ابن ماجه و مستدرک حاکم و کتب دیگر اهل سنت نقل کرده است.

31- یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس. مائده، آیه 67.
32- «من کنت مولاه فهذا علی مولاه».

33- «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله» مراجعه شود به الغدیر، ج 1، ص 9-11.

منبع: كتاب تاریخ اسلام در عصر امامت امام علی (ع)

 
     
 

جستجو در پورتال

کتابخانه الکترونیک