|
الحمد للَّه الّذي شيّد ديننا بدعائمه
الخمسة منها الزكاة، و قيّدها وقرنها في كتابه المنزّل إلى نبيّه بالصلاة،
والصلاة و السلام على نبيّه محمّد أشرف الخلائق و الموجودات، وعلى آله و أهل بيته
في كلّ آنٍ و ساعات.
1- سوال- شخصى زكاتى كه به مالش تعلّق مى گيرد مى تواند از مال زكات براى پسرش كه
تحصيل علوم دينيّه مى كند كتاب بخرد يا خير؟
جواب- از سهم سبيل اللَّه تعالى مى تواند براى پسرش كتب دينى بخرد.
2- سوال- مولانا! در باب زكات مى فرماييد: زكات بعد از وضع مخارج زراعت است از بذر و
غيره، و مى فرماييد: قيمت بذر را حساب كند.
آيا آن غلّه اى كه زكات به آن تعلّق
گرفته قيمت حين تعلّق الزكات - كه انعقاد حبّه يا احمرار باشد - يا قيمت وقت اخراج
- كه بعد از تصفيه باشد - حساب كند؟بيّنوا تو جروا.
جواب- بسمه تعالى، زكات پس از اخراج مصارف زراعت است و بذر هم جزء مخارج است، و
زكات پس از اخراج آن بايد منظور شود و مثل بذر بايد اخراج شود نه قيمت آن ، مگر آن
كه آن را خريدارى كرده كه بايد قيمتى كه به آن خريدارى شده اخراج شود.
3- سوال- اگر شخصى غلّه زكات نداده يا غلّه خمس نداده را به مصرف رسانيد و يا تلف نمود
بعد تائب شد مى خواهد حقوق مزبوره را ادا كند، آيا مثل آن غلّه را بايد ادا كند
يا قيمت آن را، و بر فرض لزوم قيمت، قيمت چه وقت را ادا نمايد؟بيّنوا توجروا.
جواب- اگر مثلى است - مثل زكات غلّات - مثل را يا قيمت يوم الأداء را بايد بدهد، و
در غير مثلى نيز قيمت يوم الأداء بايد تأديه شود.
4- سوال- مالك زمين اجيرى مى گيرد براى عمل زراعت و علاوه بر اجرت ،خوراك و پوشاك آن
را هم مى دهد و مخارجات لازمه ديگر مى كند، آيا بايد اجرت اجير و مخارج خوراك و
پوشاك و ساير مخارج ديگر زراعت و بذر آن را خارج و موضوع نمايد و از بقيّه زكات
بدهد، يا خارج و موضوع نكرده بايد زكات بدهد؟
جواب- اقوى آن است كه مؤونه و مخارجى كه زارع در زراعت گندم و جو متحمّل مى شود خارج
نمايد و بعد از خروج آن ها اعتبار نصاب نمايد و زكات آن را بدهد، اگر چه احوط
دادن قبل از اخراج مُؤَن است، لكن مخارج زراعت ديگر و مخارج مشتركه بين زرع گندم
و جو و بين زرع ديگر را تحميل نكند بر گندم و جو، واللَّه العالم.
5- سوال- چنان چه به مالى در آن واحد زكات و خمس تعلّق بگيرد، آيا كدام را مقدّم
بدارد؟ اگر خمس را قبل از زكات اخراج نمايد از نصاب زكات كم مى شود؟ و اگر زكات
را قبل از خمس اخراج نمايد از خمس كم مى شود؟
جواب- چنان چه فرض شود بلوغ غلّه - مثلاً - به حدّ تعلّق زكات و مالك شدن فاضل مؤونه
سنه على فرض عدم تعلّق زكات در آن واحد، و بلوغ به حدّ نصاب منوط باشد بهعدم
تعلّق خمس كه تعلّق هر يك مانع از تحقّق شرط وجوب ديگرى باشد، پس تقدّم زكات خالى
از رجحان نيست على إشكال أظهره ذلك.
6- سوال- هرگاه كسى مدّت چند سال زكات خود را كاملاً تأديه نكرده و حال مى خواهد براى
برادر يا پسرش زن بگيرد، مى تواند مخارج عروسى و پول لباس و ساير لوازمات را كه
مى دهد از باب زكات با آن ها محسوب نمايد يا خير؟
جواب- نسبت به پسر مشكل است، و امّا برادر؛ پس اگر خود شخص خرج كند براى تزويج
برادر فقير خود و حساب كند آن را زكاتاً، اقوى عدم كفايت است.
بلى؛ اگر به او بدهد و خود او خرج كند
بعد از تملّك آن را – و لو به توكيل غير با فرض فقير بودن - ضرر ندارد.
7- سوال- هرگاه زيدى طلبى از عمروى داشته و عمرو مديون وفات نموده، آيا در صورت فقير
بودن مديون، از باب زكات يا مظالم مى توان دين را حساب نمود؟ و اگر به قدر اداى
دين تركه دارد و ليكن ورثه حاضر براى اداى دين او نيستند، آيا باز هم مى تواند
ذمّه عمرو مديون را از باب زكات برى نمايد يا خير؟
جواب- اگر به قدر اداى دين تركه ندارد مى تواند از باب زكات حساب كند آن را، و در فرض
داشتن تركه و امتناع وارث، احتساب مشكل است.
و امّا مظالم، پس مشكل است مطلقا، بلى؛
به فقير بدهد و او دين ميّت را تبرّعاً اداء كند ضرر ندارد.
8- سوال- مال زكات را به مصرف پل يا حمّام يا يكى از امور خيريّه مى توان صرف نمود يا
خير؟
جواب- زكات را صرف پل نمودن محل اشكال است، و اگر اهالى از حيث حمّام احتياج داشته
باشند - كه اگر آن حمّام ساخته نشود اشخاص در جنابت مى مانند - از سهم
سبيلاللَّه مانعى ندارد صرف نمايند.
9- سوال- اعتبار وجوب زكات غلاّت بعد از اخراج مُؤَن سابقه و لاحقه، و ماليات سلطانى
است يا خير؟
جواب- بلى بعد از اخراج مُؤَن سابقه به تعلّق وجوب و لاحقه، زكات اعتبار مى شود
على الأقوى، و هم چنين خراجى كه به اعتبار زراعت غلّه از زمين گرفته مى شود.
10- سوال- آيا خمس و زكات كه در نقدين مسكوكين با شرايطش از نصاب و انقضاى سال تعلّق مى
گيرد، در اين دوره كه اسكناس جاى نقدين رواج مى باشد خمس و زكات در آن مى باشد
يا خير؟
جواب- خمس مخصوص نقدين نيست، بلكه در مطلق منافع اكتسابات است اگر زايد بر مؤونه
سال باشند، و زكات واجب در نقدين واجب نيست در اسكناس.
11- سوال- هرگاه شخصى زمينى را به عنوان مزارعه، يا اجاره به كسى بدهد، زكات غلّه آن با
مالك است، يا بر زارع و مستأجر؟
جواب- در صورتى كه به عنوان مزارعه باشد هر يك از مالك و عامل بايد زكات حصّه خود
را بدهد، و اگر به عنوان اجاره باشد زكات آن با مستأجر است در صورتى كه زمين را به
وجه معيّن، يا جنس معيّن كلّى اجاره داده باشد نه جنسى كه از زرع آن حاصل شود.
12- سوال- مالك از انگور و گندم كه زكات به آن ها تعلّق گرفته تصرّف مى كند و تا انگور
به باغ است خود و زن و بچّه و ميهمان از آن مى خورند و هديه و تعارف مى فرستد،
و تا گندم به صحراء است از آن گندم بر مى دارد و به آن گوشت و نان وميوه مى خرد و به فقير و سائل مى دهد، آيا
مالك زكات آن قدرى را كه تصرّف نموده بايد بدهد يا نه؟
جواب- بلى بايد زكات آن ها را بدهد.
13- سوال- يك نفر ملكى را كه داراى نخيلات است به صيغه مصالحه اجاره مى نمايد در ظرف
چهار سال مثلاً به مال المصالحه به قرار سالى پول يا جنس معيّنى، آيا مال
المصالحه در باب زكات از مؤونه زراعت است كه اگر بعد از وضع مال المصالحه و ساير
مخارجات ديگر، اجناس زكوى به حدّ نصاب برسد زكات بدهد و الّا ندهد؟
جواب- اجاره زمين غلّه آن مقدار از آن كه سهم غلّه اى است كه زكات در آن واجب
است،از مؤونه زراعت محسوب است، و نصاب پس از اخراج آن ملاحظه مى شود، و در مقام توزيع،
بر گندم و كاه هم توزيع مى شود.
14- سوال- شخصى سى و پنج رأس گوسفند داشت، اواخر سال پنج رأس ديگر خريد، آيا سال كه
تمام مى شود بايد زكات اين چهل گوسفند را بدهد، يا اين كه چون سال بر تمام چهل
گوسفند نگذشته نبايد بدهد؟
جواب- نصاب اوّل گوسفند چهل رأس است، پس از آن كه پنج رأس خريد و سى و پنج رأس هم
از پيش داشت مالك نصاب اوّل شده، از آن زمان جارى در حول مى شود، پساگر در تمام
سال در صحرا بچرد از مال شخص مالك نخورد و يازده ماه بر آن بگذرد درماه دوازدهم
داخل شود و عين همه باقى باشد زكات تعلّق مىگيرد و الّا فلا.
15- سوال- هرگاه كسى يقين ندارد كه زكات نقدين بر ذمّه دارد يا ندارد، هرگاه وجهى به
مستحقّ بدهد و چگونه است اين طور قصد كند: اگر زكات بر ذمّه ام هست زكات باشد و
الّا مظالم؟
جواب- بايد اوّل نيّت كند عنوان زكات را منجّزاً، ثانياً نيّت كند عنوان مظالم را
منجّزاً، اگر زكات بر ذمّه او هست نيّت اوّلى تأثير مى كند و الّا دوّم.
16- سوال- در مزارعه باطله، زكاتِ سهمِ مالك را، خودِ مالك بايد ادا كند يا زارع؟
جواب- با فرض بطلان مزارعه، زكات بر مالك بذر است.
17- سوال- طلا و نقره مسكوكين كه چند سال بر آن ها بگذرد و مالك زكات آن را نداده
باشد، آيا فقط زكات سال اوّل را بايد بدهد، يا به عدد سنين ماضيه مطابق نصابى كه
معيّن است؟ و آيا خمس به آن ها قبل از پرداخت زكات تعلّق مىگيرد يابعد؟
جواب- زكات همه ساله به آن تعلّق گرفته مادام كه از نصاب كمتر نشده باشد به اعتبار خروج
مقدار زكات آن از ملك او داخل شدن در ملك فقراء، و خمس به آن چه بعد از زكات باقى
مانده تعلّق مىگيرد اگر از عوايد كسب بوده و فاضل بر مؤونه باشد.
18- سوال- مالك هنگام تعلّق زكات بر جنس زكوى خود، آيا مىتواند خَرصْ و تخمين بزند و
زكاتش آن چه مى شود - جنس يا قيمت آن را - به ذمّه خود گرفته و در آن تصرّف نمايد
و پس از ضبط حاصل آن چه به ذمّه گرفته اداء نمايد يا خير؟
جواب- در خرما و انگور مانعى ندارد ولى
خبره بايد تعيين كند، و در زرع مشكل است.
19- سوال- هرگاه كسى طلبى از غير سيّد و يا سيّد دارد و مى خواهد ذمّه او را ازبابت
زكات، يا خمس برى نمايد، آيا لازم است كه طلب خود را از آن ها بگيرد و دو مرتبه
به آن ها از بابت زكات يا خمس بدهد، يا لازم نيست؟
جواب- در زكات دست گردان لازم نيست ولى در
خمس احوط است.
20- سوال- در مستحقّين زكات عدالت شرط است يا خير؟ با بعض فقراى متجاهر به فسق، تكليف
چيست؟
جواب- عدالت شرط نيست ظاهراً، لكن دادن به متجاهر به فسق محل اشكال است.
21- سوال- شخص زارع گندم و يا جوِ او بعد از اخراج مُؤَن به حدّ نصاب رسيده، لكن چون
بدهكار ارباب است، ارباب تمام گندم و يا جوِ زارع را از باب طلب خود مى برد و هر
چه رعيّت التماس مى كند كه لا اقل به مقدار زكات را به من بده كه به مستحقّين آن
برسانم نمى دهد، آيا تكليف اين رعيّت چيست در حالىكه اين رعيّت غير از اثاث
البيت كه ما يحتاج او است چيز ديگر ندارد؟
جواب- جايز نيست كه ارباب مقدار زكات را كه ملك فقراء است از باب طلب خود ببرد، و در
صورتى كه جبراً ببرد رعيّت ضامن زكات نيست، مگر آن كه قادر باشد بر ندادن.
22- سوال- در زكات مال التجاره كه يك چهلم بايد داد استحباباً، آيا از منافع بايد داد
يا از اصل، و بر فرض كه از اصل مال التجاره داده شود، آيا همه ساله است، يا خصوص
سال اوّل است و باقى سال ها از منافع است؟
جواب- زكات مال التجاره متعلّق است به ماليّت عين مالى كه خريده شده براى
استرباح،به شرط آن كه ثمن آن به حدّ نصاب احد نقدين باشد، و حول بر آن بگذرد
باقياً عينها و مطلوبيّتها برأس المال، أو أزيد في جميع الحول.
و هرگاه زياده شود قيمت متاع براى تجارت
به نحوى كه به نصاب دوّم احد نقدين برسد، مشهور آن است كه در صورتى كه متاع يك
حول باقى بماند عيناً و قيمتاً، زكات درمنفعت هم مستحبّ است و خالى از وجه نيست، و
هرگاه سنين متعدّده متاع باقى بماند مستحبّ است زكات دادن در تمام سنين، مادامى كه
شرائط استحباب زكات دادن باقى باشد.
23- سوال- حمّام هاى دهات كه مالك معيّن براى آن ها نيست، يا آن كه مال شش دانگ و
عمومى است و كاملاً اقدام در تعميرات لازمه آن نمىكنند آيا از وجه زكات مى توان
خرج آن ها نمود يا خير؟
جواب- اگر حمّامى نيست كه اجاره دهند براى استفاده، بلكه براى رفع حاجت عامّه در غسل
و غيره، جايز است تعمير آن از زكات از سهم سبيل اللَّه.
24- سوال- حدّ نصاب گندم را به منِ نُه عباسى كه چهل سير بيست مثقال باشد بيان فرماييد.
جواب- نصاب غلّات كه دو هزار و هفتصد رطل عراقى است و آن به حسب مثقال صيرفى يكصد
و هشتاد و چهار هزار و دويست و هفتاد و پنج مثقال است، و آن به منِ مذكور كه
هشتصد مثقال صيرفى مى شود، دويست و سى من و سيزده سير و پانزده مثقال صيرفى مى شود
الّا پنج مثقال.
25- سوال- شخصى چيزى را از باب زكات با فقيرى دستگر دان نموده و فقير دو باره به قرض،
ردّ به او نموده و قرار گذاشته بعد از سه ماه بدهد، پس از گذشتن مدّت مذكوره فقير
غنى شده، آيا مى تواند آن زكات را كه به قرض داده پس بگيرد،يا بايد به فقير ديگر
داد؟
جواب- قرض مذكور در غالب مستلزم آن است كه گيرنده زكات در زمان گرفتن محتاج به آن
نبوده و بر فرض سؤال كه در حال گرفتن فقير بوده و بعد از قرض دادن غنى شده، اگر چه
مقتضاى ظاهر امر آن است كه بتواند بگيرد و بر دهنده هم لازم باشد بدهد، لكن خالى
از اشكال نيست و تنزّه او از گرفتن احوط است.
26- سوال- در صورت بودن أفقر و أحوج در خارج، آيا اجازه مى فرماييد نقل زكات فطره را
به أفقر و أحوج، يا آن كه حتماً بايد به فقراى بلد داده شود؟
جواب- در صورتى كه در بلد فقير پيدا شود احوط عدم اخراج است، اگر چه در خارج كسانى باشند كه
أفقر و أحوج باشند، لكن اگر بيرون برد و تلف نشد و به فقير رسيد إجزاء محتمل است.
27- سوال- محصول باغ انگور را خارِص و مقوِّم تخمين مى كند مثلاً به دو خروار كشمش، و
در وقت جمع آورى، حاصل زياد يا كمتر از خَرْص در مى آيد،آيا نظر خارِص معتبر است
يا بايد حاصل را جهت زكات ملاحظه نمود؟
جواب- اگر حاكم شرع خارِص را تعيين نموده، بعيد نيست نظر او معتبر باشد، و اگر بدون
اذن حاكم شرع خَرصْ نموده محل تأمّل است.
28- سوال- مخارجى كه براى باغ انگور قبل از بارور بودن درخت ها لازم است ازقبيل آبيارى
و شخم باغ و بريدن درخت و نظائر آن، از مؤونه محسوب و مستثنى است يا خير؟
جواب- مخارجى كه براى باغ نسبت به زكوى و غير زكوى توزيع مى شود آن مقدارى كه مربوط
به ميوه زكوى همان سال باشد - چه قبل از بُدُوّ صلاح، يا بعد از آن - از مؤونه
زكات محسوب است.
29- سوال- در دهات معمول است رعيّت زراعت مى نمايد، در موقع خرمن ارباب از چهار يك يا
پنج يك بهره مى گيرد، زكات بهره با ارباب است يا رعيّت؟
جواب- هر كدام كه بهره آن ها به حدّ نصاب برسد زكات بهره او با خود اوست.
30- سوال- بعض از اقسام انگور است كه معمول است تازه آن مصرف مى شود و اگر بگذارند خشك
شود چيزى از آن عايد نمى شود، آيا بر اين قسم انگور زكات تعلّق مى گيرد يا خير؟
جواب- در صورتى كه به مقدارى باشد كه خشك آن به نصاب برسد زكات تعلّق مى گيرد.
31- سوال- در زكات كه مؤونه زراعت از اوّل تا به آخر موضوع مى شود، آيا نسبت به عوايد
ديگر اين زراعت مثل كاه و علفچرآن و خوشه هايى كه بعد اززراعت مى ماند و يا به
كسى بخشيده مى شود، چگونه حساب مى شود؟
آيا تمام قيمت كاه و غيره از مؤونه كسر
مى شود، يا به نسبت آن ها به اصل گندم از مخارج كسر مى شود؟ يا آن كه توجّهى
به آن ها نشده و تمام مخارج از اصل گندم حاصل شده كسر مى شود؟
جواب- ظاهر آن است كه تمام قيمت كاه و غيره از مؤونه كسر نمى شود، بلكه بالنسبه آن
چه به دانه تعلّق بگيرد از مؤونه محسوب و كسر مى شود.
32- سوال- در كتاب زكات است كه زكات در وقف واجب نيست، چه وقف عام باشد و چه وقف خاص،
هم چنين نماء وقف عام، و امّا نماء وقف خاص، پس زكات در آن با اجتماع شرايط لازم
است على الأحوط، بلكه على الأقوى، بيان فرماييد آيا به نماء املاك مزروعى وقف
خاص، زكات تعلّق مىگيرد يا خير؟
جواب- اگر موقوف عليهم در زمانى از ازمنه، اشخاص معيّن محصورى باشند و ملك وقف را
خودشان زراعت گندم يا جو نمايند، يا به مزارعه دهند و سهم هر يك از آن ها از غلّه
گندم و جو به مقدار نصاب باشد، تعلّق زكات به آن بعيد نيست، و هم چنين است عوايد
نخل و مو، و در صورتى كه اين امور مجتمع نباشند و شرايط زكات در سهم هر يك بالخصوص
محقّق نباشد، واجب نيست.
33- سوال- زارع آب و زمينى كه براى زراعت اجاره مى كند بعد از دادن مال الاجاره
مخارجات از كاه و گندم هر دو بايد خارج شود يا از گندم تنها، چون بعض اوقات قيمت
كاه به مقدار اجاره زمين و مخارجات كافى است؟
جواب- مخارج زراعت زكوى به كاه و گندم تقسيم مى شود، و آن چه به گندم تعلّق مى گيرد
استثناء مى شود، و اگر هم مخارج را از كاه استثناء مى كرده و زكات گندم را به
تمام داده باشند، احسانى است به فقراء.
34- سوال- زمينى كه براى زراعت گندم و جو اجاره مى دهند، زكات آن بر عهده صاحب زمين
است يا مستأجر؟
جواب- اگر در عقد اجاره شرط نشده باشد كه زكات آن بر اجاره دهنده باشد، در صورت رسيدن
گندم يا جو از محصول آن زمين به نصاب، زكات آن با مستأجر است نه موجر.
ولى اگر زمين را به نحو مزارعه داده، در
اين صورت اگر سهمِ هر يك از موجر و مستأجر به حدّ نصاب برسد بايد زكات آن را بدهد.
35- سوال- زمين ساده كه براى غرس مو و اشجار توأماً آماده مى كنند، زكات به چه نحو تعلّق مى گيرد؟
جواب- به حاصل اشجار غير انگور و خرما زكات تعلّق نمى گيرد و تعلّق زكات به انگور
وخرما هم در صورتى است كه به حدّ نصاب برسد بعد از محاسبه آن چه مخارج تحصيل انگور
و مو و خرما و نخل شده.
36- سوال- آيا مخارج حصار بندى از جنس زكوى كسر گذاشته مى شود يا خير؟
جواب- حصار بندى اگر از چوب باشد و مدخليّت در بدست آمدن و حفظ شدن ميوه زكوى آن
سال داشته باشد، بعد از فروش چوب آن در آخر سال اگر چيزى باقى بماند بعيد نيست از
مؤونه باشد.
لكن اگر ديوار باشد كه براى حفظ باغ در سنين متعدّده دور آن مى كشند، احتساب آن
از مؤونه مشكل است، بلكه بعيد نيست عدم.
37- سوال- آيا مخارج حفر و لايه روبى قنات از جنس زكوى موضوع مى شود؟
جواب- آن چه بدست آمدن محصول زكوى محتاج به
آن باشد، و مخارجى كه صرف آن منحصراً مدخليّت در تحصيل جنس زكوى دارد، از مؤونه
محسوب مى شود، و اگر مشترك باشد بين جنس زكوى و اجناس غير زكوى، تقسيم مى شود، و
هر مقدارى كه قسمت اجناس زكوى باشد بين كاه و دانه نيز تقسيم مى شود، و آن
مقدارى كه سهم دانه گندم يا جو يا انگور يا خرما باشد از مؤونه محسوب مىشود.
.................................................................................................................................
منبع: استفتائات حضرت آیت الله العظمی بروجردی، جلد
اول ،ص269 الی 280 ( چاپ موسسۀ حضرت آیت الله العظمی بروجردی).
|