فارسی / العربیه / English

 

فهرست عناوین

دسترسی سریع

 
 
احكام روزه نسخه PDF چاپ ایمیل

1- سوال- اشعار مرثيه كه سيره اهل منبر شده مى‏ خوانند به عنوان زبان حال و خبرى مطابق آن نيست، چه صورت دارد؟

جواب- بسمه تعالى، اگر بگويد زبان حال است و حال هم مقتضى گفتن آن بوده باشد ضرر ندارد.

 

2- سوال- مولانا و مقتدانا! اگر كسى نماز عشاء را فراموش كند تا صبح، يا بى ‏اختيار خواب رود تا صبح بيدار شود و بداند كه نماز عشاء را نخوانده، آيا بر او روزه را واجب مى‏دانيد يا خير؟ و اگر واجب باشد آيا روزِ همان شب بايد بگيرد يا هر روز كه باشد كافى است؟ و بر فرض وجوب همان روز، اگر عمداً يا سهواً يا جهلاً ترك نمود قضا دارد يا خير؟ و آيا فرقى بين ترك عشاء تنها يا با مغرب هست يا خير؟

جواب- سهو از صلات عشاء موجب صوم نيست، و امّا خوابيدن از نماز عشاء تا نصف ‏شب سبب وجوب صوم است در روز همان شب، خواه به تنهايى ترك شده باشد يا با مغرب، و با ترك آن وجوب قضا معلوم نيست اگر چه احوط است.

 

3- سوال- هر گاه شخصى معذور از غسل كردن باشد آيا جايز است اجناب‏ خود چه در ماه رمضان و چه در غير آن يا خير؟

جواب- در شب ماه رمضان اجناب نفس با اين كه از غسل كردن متمكّن نباشد محل ‏اشكال است، و امّا در غير آن جايز است و لو اين كه متمكّن از غسل نباشد.

 

4- سوال- هر گاه شخصى بعد از پيرى مثلاً ده روز افطار كرد آيا ده مدّ كفّاره – كه ‏بايد بدهد – مى ‏تواند به يك نفر بدهد، يا بايد به ده نفر بدهد؟

جواب- مى تواند به يك نفر بدهد بخلاف اطعام ستّين مسكينا.

 

5- سوال- در ماه رمضان در حال نماز مگسى در دهان روزه دار مى ‏رود اگربخواهد آخ بگويد كه مگس بيرون جهد نمازش باطل مى‏شود، بخواهد فرو برد روزه‏اش باطل مى‏ شود، تكليفش چيست؟

جواب- اگر ممكن است تحفّظ نمايد تا آخر نماز، و اگر ممكن نيست تحفّظ و امر دائر بين ‏ابطال نماز و روزه است، پس اگر به حدّ حلق رسيده است، در فرض سؤال واجب است نماز را قطع نمايد، اگر چه در ضيق وقت باشد.

 

6- سوال- كسانى كه صوم استيجارى، يا كفّاره يا صوم والدين بر ذمّه شان‏ مى‏باشد مى‏توانند صوم مستحبّى بجا بياورند يا خير؟

جواب- اقوى عدم صحّت صوم مستحبّى است از كسى كه بر ذمّه او صوم كفّاره يا صوم ‏واجب ديگر باشد، و در صوم استيجارى ظاهر جواز و احوط تقديم استيجارى است.

 

7- سوال- صوم مستحبّى در سفر جايز است يا خير ؟

جواب- عدم جواز صوم مستحبّى در سفر خالى از قوّت نيست، مگر دو سه روز در مدينه از براى حاجت، يا اين كه قصد اقامه عشره نمايد.

 

8- سوال- شخصى است ضعيف البنيه، چند سال است كه به مرض مالاريا مبتلا است، در تمام سال مشغول مداوا است بايستى به وسيله اَغذيه مقوّى و شربت،تقويت برايش حاصل گردد، در ظرف اين چند سال همه ساله در ماه صيام به ‏سختى روزه دار بوده به نحوى كه موقع افطار دو ساعت برايش ارتعاش بدنى و سستى حاصل مى‏شود، و حكماء {طبيبان} نيز او را از گرفتن روزه منع داشته به ‏اين عنوان كه زحمات يازده ماهه و مداوا، به واسطه روزه يك ماهه بى نتيجه‏ مى‏ماند، با اين صورت آن شخص در ماه صيام روزه دار بوده، ولى به طور معروض به سختى بسر مى‏برد و فعلاً حالت او هم كما فى السابق است، با اين ‏تفاصيل آيا مى‏تواند روزه بگيرد، يا خير؟ مستدعى است لطفاً جواب را مرقوم ‏فرماييد.

جواب- مريض كه صوم براى او مضرّ است واجب نيست صوم بر او، بلكه صحّت آن هم‏نسبت به او معلوم نيست.

 

9- سوال- شخص يوم الشك به عنوان آخر شعبان قصد روزه كرده، بعداً قبل ازظهر همان يوم الشك به ذهنش رسيده كه قضاى رمضان از سابق در ذمّه داشته،پس نيّت استحبابى آخر شعبان را مبدّل به قضا نموده، در اين صورت، با حفظ اين كه ‏عدول از صوم به صوم ديگر جايز نيست، واجبين كانا، أو مستحبّين، أو مختلفين.

در صورت بقاى اشتباه للتالي اين صوم عوض قضاء مذكور محسوب است ياخير؟

و در صورت رفع اشتباه و معلوم شدن يوم الشك از رمضان، اين صوم عوض‏ رمضان محسوب است يا خير؟

جواب- در صورتى كه قضاء يقينى بوده، صحّت آن و احتساب آن از رمضان بعيد نيست،لكن أحوط آن است كه قضاى آن روز را بگيرد.

 

10- سوال- آيا به يك نفر فقير از هر روزى مى‏توان يك مدّ طعام داد، يعنى به هر فقيرى نود چار يك براى سه ماه داده شود، يا به هر فقيرى يك چهار يك بيشترنمى‏توان داد ؟

جواب- مى‏شود به يك فقير از كفّاره هر روزى يك سهم بدهند، پس نود مدّ ممكن است ‏به يك فقير داد.

 

11- سوال- آيا در كفّاره شهر رمضان با گذشتن سال مى‏توان وجه نقد داد، يا دراين هم مثل كفّاره خصال بايد اطعام نمود؟

جواب- ظاهر آن است كه دادن قيمت كفايت نمى‏كند.

 

12- سوال- خوردن و آشاميدن سهوى در هر روزه‏اى مضّر نيست، يا مختصّ به ‏روزه معيّن مثل صوم رمضان و نذر معيّن است؟

جواب- در مطلق صوم اكل و شرب سهوى مضرّ نيست.

 

13- سوال- در مبطلات روزه راجع به اكل و شرب در «مجمع الرسائل» مى ‏فرماييد: هر گاه دوا در جراحت يا اِحليل و نحو اين ها بريزند كه به جوف ‏مى‏رسد ضرر به روزه ندارد(1)، امّا در حاشيه «عروه» مى‏فرماييد: الأحوط ترك ما تعارف في زماننا من تلقيح موادّ الأدوية و الأغذية الذي يكون تأثيره في البدن أقوى‏ بمراتب من الأكل و الشرب(2).

آيا عبارت «ما تعارف في زماننا» غير از آمپول و سوزن هايى است كه دكترها امروزه به بدن اشخاص مى‏زنند، يا همين است؟ اگر شامل اين ها مى ‏شود، آيا ما مقلّدين به حاشيه «عروه» عمل نماييم يا به «مجمع»؟

جواب- ريختن دوا در اِحليل و نحو آن فرق دارد با تلقيح موادّ اَغذيه و اَدويه در عروق واَوعيه دم كه بدن انسان به سبب آن تغذّى مى‏كند، و بسا هست قوّتى از آن حاصل‏ مى‏شود در بدن كه از تغذّى از طريق امعاء حاصل نمى‏شود.

 

14- سوال- شخص صائم در ماه رمضان بدون قصد انزال با اجنبيّه شوخى كرد غفلةً انزال منى از او شد، روزه‏اش چه صورت دارد؟ آيا موجب كفّاره مى‏شود ياخير؟

جواب- اظهر ثبوت فساد و كفّاره است، بلكه محتمل است لزوم كفّاره جمع.

 

15- سوال- در ماه مبارك رمضان روضه خوان و واعظ نسبت خبر را به كتاب و راوى مى‏دهد، بدون علم به دروغ آن خبر، صوم او چه صورت دارد؟

جواب- اگر نسبت به پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله و ائمّه عليهم السلام ندهد روزه او باطل نمى ‏شود.

 

16- سوال- خوردن، يا آشاميدن سهوى در روزه واجبى و ندبى صوم را باطل‏ مى‏كند يا خير؟

جواب- موجب بطلان نيست.

 

17- سوال- در كفّاره افطار عمدى روزه رمضان، هر گاه شخص اختيار دو ماه‏ روزه را بنمايد، آيا مى‏تواند تمام دو ماه را متفرّقاً روزه بگيرد، يا بايد سى و يك ‏روز از آن را متوالياً روزه بگيرد؟ و آيا مى‏تواند بيست و نه روز متفرّق را مقدّم‏بدارد، بعد سى و يك روز متوالى را بگيرد يا خير؟

جواب- تفريق كفايت نمى‏كند و هم چنان تقديم متفرّقه.

 

18- سوال- شخصِ صائم در ماه رمضان وارد خزينه حمّام مى‏شود، سهواً سر زير آب برده از خزينه ديگر - كه از زير به اين خزينه راه دارد - سر بيرون مى ‏آورد،بعداً متذكّر مى‏شود كه نماز ظهر و عصر را نخوانده، اگر بخواهد بيرون بيايد ناچار است كه سر زير آب برده از خزينه اوّلى بيرون آيد، چون راه خزينه ثانى ‏منحصر به راه خزينه اوّلى است، تكليف اين شخص چيست؟ سر را زير آب ببرد و براى نماز بيرون بيايد، يا آن كه نماز را در همان خزانه دوّمى به طور ايماء در ركوع و سجود، بجا آورد؟

جواب- اگر ماندن در خزينه تا مغرب شرعى مضرّ باشد، يا متمكّن از آن نباشد لازم است ‏در موقع اضطرارى بيرون بيايد و بعد از خروج نماز اختيارى بخواند، و صوم را قضاء كند.

و اگر متمكّن است از ماندن تا مغرب شرعى بدون اضرار و حرج، بعيد نيست وجوب‏ صلات اضطرارى و ايماء براى ركوع و سجود آن.

 

19- سوال- شخصى كه كفّاره ماه رمضان به او تعلّق گرفته و اختيار اطعام شصت‏ مسكين را نموده، آيا مى‏تواند به هر مسكينى پول طعام يك نفر را بدهد يا خير؟

جواب- نمى‏تواند.

 

20- سوال- آيا نيّت روزه مستحبّى را در اثناى روز مى‏توان عدول به روزه واجب ‏كرد، و هم چنين عكس آن؟

جواب- عدول جايز نيست.

 

21- سوال- آيا احتمال مطلق ضرر مجوّز افطار است؟ به اين معنى كه مثلاً شخصى به مرض سودا مبتلا است و احتمال مى‏دهد كه روزه به اين مرض مضرّباشد، ولى ضرر آن چندان غير قابل تحمّل نيست، آيا در اين صورت مى‏تواند روزه را بخورد؟

جواب- مطلق ضرر مجوّز نيست، و در صورتى كه مرض مزبور اضرار آن محرز باشد به‏وجدان، يا به قول دو طبيب حاذق افطار جايز است، و لكن نحوى باشد كه آن را ضرر گويند.

 

22- سوال- اگر كسى اعتماد به صحيح خواندن خود قرآن را ندارد، يا اعتماد به‏ صحّت چاپ قرآن ندارد آيا در ماه رمضان در حال صوم خواندن قرآن براى او جايز است يا خير؟

جواب- مانعى ندارد، لكن قصد كند آن را كه قرآن است به نيّت قرآن مى ‏خوانم.

 

23- سوال- چون بعضى بنا بر عقيده حضرت مستطاب عالى آمپول زدن را مبطل ‏روزه مى‏دانند و برخى بى اشكال مى‏دانند، متمنّى است مرقوم فرماييد آمپول ‏زدن به تمام اقسامش، اعمّ از آن كه در رگ زده شود، يا در گوشت مبطل روزه ‏است يا خير؟

جواب- آمپول ‏هايى كه زدن آن ها ايجاد تأثير غذا و دوا مى‏كند به نظر حقير مشكل است ‏و بر شخص صائم تزريق آن‏ ها را تجويز نمى‏كنم.

و امّا آمپول ‏هايى كه در جهاز هضم غذا وارد نمى شوند و فقط تخدير عضو مى كنند در اين صورت قول به جواز خالى از وجه نيست.

 

24- سوال- مرحوم حجّة الاسلام اصفهانى و مرحوم حجّة الاسلام قمّى - طاب‏ رمسهما - در كفّاره روزه‏اى كه شخص مريض باشد و نتواند بگيرد فرموده‏اند: بايدگندم بدهد و يا آرد(3)، و دادن گندم و آرد براى بعضى از مردم مشكل است، بيان ‏فرماييد رأى مبارك در اين موضوع چيست؟

جواب- بعيد نيست جواز دادن نان گندم نيز، بلى؛ احوط آن است كه مقدارى نان بدهد كه‏ گندم آن به قدر يك مُد باشد، و مُد تقريباً يكصد و پنجاه و چهار مثقال صيرفى است كه‏ ده سير اِلّا شش مثقال است.

 

25- سوال- شخصى نذر كرده كه هر سال روز عيد غدير روزه بگيرد، اتّفاقاً امسال عيد غدير در مسافرت بوده و قصد عشره هم نكرده، آيا مى‏تواند درمسافرت روزه بگيرد يا خير؟

جواب- در سفر نمى‏تواند روزه بگيرد و اگر نذر صحيحاً واقع شده باشد بايد اقامه كند و روزه بگيرد.

 

26- سوال- ميزان اتّحاد و اختلاف افق را من حيث الزمان و المكان بيان فرماييدكه موقع تبعيت در حكم وجوب صوم يا حرمت آن و ساير احكام مرتّبه بر آن‏ تكليف معيّن، و امكان عمل به وظائف حاصل گردد؟

جواب- ميزان معيّنى ندارد كه در ادلّه ذكر شده باشد، و لكن آن چه از ادلّه مستفاد مى‏ شود بلاد متقاربه كه از حيث طول بلد متوافق يا متقارب باشند حكم واحد دارند.

 

27- سوال- مسافرى كه قبل از ظهر به مسافت شرعى مسافرت نموده و مى‏داند كه ‏قبل از ظهر همان روز مراجعت خواهد نمود، مى‏تواند روزه را نخورد و آن روز را از روزه خود محسوب دارد؟

جواب- در صورتى كه افطار نكند و قبل از ظهر از مسافرت برگردد و به وطن خود برسد لازم است نيّت صوم كند و از صوم واجب بر او محسوب است.

 

28- سوال- سوزنى كه طبيب به مريض روزه دار مى‏زند، مبطل روزه است يا خير؟

جواب- احوط ترك تزريق سوزن هايى است كه اثر آن ‏ها اقوى از اكل غذا و شرب دوا است.

 

29- سوال- كفّاره روزه‏اى كه شخص به واسطه مرض نتواند بگيرد، بايد گندم ‏بدهد، يا آرد؟ اين مسأله مورد بحث شده.

جواب- بعيد نيست جواز دادن نان گندم نيز، بلى؛ احوط اين است كه مقدارى نان بدهندكه گندم آن به قدر يك مد باشد و مدّ تقريباً يكصد و پنجاه و چهار مثقال صيرفى است كه ‏ده سير الّا شش مثقال است.

 

30- سوال- طفل در شكم مادر، زكات فطره او را بايد داد؟

جواب- تا متولّد نشده فطره واجب نيست.

 

31- سوال- در صبح رمضان هوا گرفته، با عدم اطّلاع از وقت به مظنّه مى‏توان‏اكتفا نمود يا خير؟

جواب- با گرفته بودن هوا به ابر و عدم تمكّن از علم اكتفاء به مظنّه مى‏توان كرد به اين‏ معنى كه مظنّه در اين امور معتبر است.

 

32- سوال- شخص به جهت پيرى روزه را افطار نمود، كفّاره ده روز را - مثلاً كه‏ ده مُد است - مى‏تواند به يك نفر بدهد، يا بايد هر مُدّى را به يك نفر بدهد؟

جواب- كفّارات ايّام را به يك نفر مى‏توان داد، به خلاف اطعام ستّين مسكيناً.

 

33- سوال- شخص صائم در اوّل روز ماه رمضان مسافر و قبل از زوال همان روز با عدم ايجاد مفطر حاضر شد، آيا چنين شخصى معذور است كه وقت نيّت‏ برايش موسّع است تا زوال مثل مكلّفى كه از ابتدا مسافر بوده و قبل از ظهر حاضر شده؟

و على هذا واجب است بر او قصد صوم نمايد؟ يا اين كه چون صومش مقرون‏ به مانع شده باطل گرديده؟

ولذا خطاب اتمام صوم متوجّه به او نيست، و مقتضاى قاعده اوّليه آن است كه‏ بايد جميع اجزاى عبادت من أوّلها إلى آخرها مقرون به نيّت شود صوم از اين قاعده ‏در بعض موارد خارج شده؟

مثل مسافرى كه قبل از زوال حاضر شود و مثل ناسى و جاهل به شهر رمضان ‏كه متذكّر شوند تا قبل از زوال.

آيا ما نحن فيه نيز از آن مواردى است تا واجب باشد قصد صوم، يا از آن موارد نيست و بايد قضايش را بگيرد و تكليف به صوم آن روز ندارد؟

جواب- لم أر تعرّضاً منهم لخصوص هذه المسألة، الظاهر أنّه يجب عليه نيّة الصوم و يصحّ‏ صومه كما في المسافر في أوّل النهار إذا قدم قبل الزوال؛ إذ المستفاد من النصّ و الفتوى‏ بالإطلاق أو بالمفهوم و إلقاء الخصوصيّة هو أنّ السفر المنقضي قبل الزوال الّذي هو الحدّ الفاصل بين ما يؤثّر فيه نيّة الصوم وما لا يؤثّر في الصوم الواجب مطلقا أو في الجملة، إذا صادف ترك المفطر، ليس مانعاً من الصوم وأنّ نيّة الصوم بعد القدوم تؤثّر في صيرورة مإ وقع منه حال السفر من ترك المفطر صوماً، أو جزء منه، أو بحكم أحدهما من دون‏ خصوصيّة؛ لكون سفره طويلاً أو قصيراً موجوداً من أوّل النهار أو حادثاً بعده.

وظنّي أنّ عدم تعرّض الأصحاب له بخصوصه إنّما هو لأجل أنّ كلامهم يدّل عليه، فلا حاجة إلى ذكره، و أمّا نيّة القطع أو القاطع قبل الزوال، فإن كان في الواجب المعيّن فهو إخلال عمدي بالنيّة من دون عذر و لا مجال معه لتجديد النيّة قبله.

وإن كان في الواجب الغير المعيّن فالأقوى فيه أيضاً وجوب تجديد ها قبل الزوال ‏و صحّته.

وقد أفتى بهذا صاحب «نجاة العباد» وشيخنا الأنصاري في فتاواه، والسيّد في «العروة»في مسألة 22 من فصل النيّة من كتاب الصوم(4).

 

34- سوال- فرموده‏اند: من نسي غسل الجنابه في شهر رمضان ليلاً حتّى مضى عليه يوم ‏أو أيّام بطل صومه و قضى، بفرماييد كه اوّلاً مراد به «مضى عليه يوم» يعنى: نسيان درتمام روز است كه اگر كسى شب فراموش نمود غسل را و روزش متذكّر شد و غسل ‏كرد روزه‏اش صحيح است و قضا ندارد كما هو الظاهر من لفظ «مضى عليه يوم».

يا آن كه آن چه مضرّ است دخول در صبح است با جنابت و لو نسياناً، و إن تذكّر في يومه و اغتسل كما هو المستفاد من تعليل الفقهاء كالعلّامة في «المختلف»(5).

و اگر مراد اخير باشد منافى است با مسأله 48 در مفطر، و أمّا الإصباح جنباً من ‏غير عمد فلا يوجب البطلان.

وعلى أيّ نحوٍ كان اين حكم مختصّ به نسيان است، يا آن كه شامل غير نسيان ‏مى‏شود؟ مثل كسى كه خواب بوده و بعد از طلوع فجر بيدار شد و فهميد كه قبل از فجر محتلم شده.

يا آن كه معتقد بقاى شب بوده و خود را جنب كرد با مراعات بقاى شب، و بعد معلوم شد كه وقت براى غسل و تيمّم نيست؟

جواب- مسأله نسيان غسل جنابت به نحو مذكور منصوص است(6)، و كثيرى از فقهاعمل به آن نكرده‏اند نسبت به حكم صوم، و مقصور كرده‏اند بطلان صوم را بالإصباح‏جنباً معتمّداً، أو للنوم ثانياً أو ثالثاً(7)، وجمعى از متأخّرين به آن عمل كرده‏اند(8).

ولمّا كان سنده صحيحاً والإعراض عنه على وجه يضرّ به غير محقّق، عملنا به في مورده‏الّذي هو النسيان فقط، دون النوم وشبهه.

والمسألة بعد لا تخلو عن شوب إشكال.

 

35- سوال- بقاى بر جنابت در مطلق صوم مبطل است حتّى در مندوب؟

جواب- سابقاً در رسائل عمليّه به طور احتياط نوشته شده، ولى فعلاً اقوى اين است كه درمطلق صوم مبطل است، حتّى در مندوب.

 

36- سوال- ثبوت هلال به حكم حاكم ثابت مى‏نمايد هلال را در بلد ديگر كه با او موافق در افق است، و در دو بلدى كه اختلاف افق دارند فرقى هست بين شرقى و غربى؟

به اين معنى كه هلال در بلد شرقى ثابت به حكم حاكم و اثبات براى بلد غربى‏باشد، نظر به مطلبى كه هَيَوِيِين در جاى خود قائل هستند كه با اختلاف در طول ‏مقدارى كه قمر به حركت خاصّه خود سير مى‏كند مقدار درجه، يا نصف درجه كه ‏ممكن است خارج بشود قمر از شعاع قبل از غروب در بلد غربى، به خلاف ‏شرقى.

پس عدم رؤيت در شرقى براى عدم خروج قمر است از شعاع، و هر وقت قمراز شعاع در شرق خارج شد در غربى خارج است قطعاً و اختلاف در طول يا عرض مطلقاً مانع از ثبوت در بلد ديگر است.

يا در صورتى كه فاحش باشد كه موجب اختلاف خروج قمر از شعاع است‏ چه در شرقى چه در غربى.

و اگر اعتقاد به عدم اختلاف بين دو افق، يا آن كه اختلاف يسير و غير مضرّ است سپس انكشاف خلاف شد به اين كه مختلف در افق هستند، يا آن كه غير يسير، يا آن كه يسير مضرّ، آيا اگر افطار كرد يوم الشكّ اوّل شوّال را براى ثبوت ‏اعمال در بلد ديگر با عدم ثبوتش در بلد خود، بر او چيزى هست يا نه؟

جواب- هيچ يك از امور مذكوره در اين سؤالات شرعاً اعتبار ندارد، بلى؛ فقط هر جا كه‏ هلال ثابت شود بلاد متقاربه با آن بلد هم، حكم همان بلد را دارد.

 

37- سوال- شخصى در ماه رمضان روزه را عصياناً افطار نمود و در بين روز محتاج به غسل شد، هر گاه بخواهد غسل ارتماسى كند غسلش صحيح است ياخير؟

جواب- غسل ارتماسى جايز نيست و باطل است.

 

38- سوال- شخصى در ماه رمضان در صورت يقين به دسترسى نداشتن به آب، با حليله خود مواقعه نموده و با تيمّم چند روزى روزه گرفته ‏اند روزه آن ‏ها چه‏صورت دارد؟

جواب- در صورتى كه در آن ايّام نيز فاقد ماء بوده‏اند كفايت تيمّم بعيد نيست.

 

39- سوال- جواز افطار در شيخ و شيخه به نحو عزيمت است، يا رخصت ؟ اگر تحمّل مشقّت كنند و روزه بگيرند روزه آن ‏ها صحيح است يا خير؟

جواب- عزيمت بعيد نيست.

 

40- سوال- در كفّاره متتابعه با يقين به اين كه شب باقى است هر گاه غذا بخورد،بعد معلوم شود طلوع فجر بوده و خلافش ثابت شود، آيا همان روز را حساب ‏نكند، يا مضرّ به تتابع است و بايد از سر بگيرد؟

جواب- اظهر در اين مسأله آن است كه تتابع منتفى مى‏شود و استيناف لازم است، مگر آن كه سى و يك روز متتالياً گرفته باشد.

 

41- سوال- كسى كه روزه قضا دارد مى‏تواند اجير براى صوم از ميّتى بشود؟

جواب- احوط ترك است.

 

42- سوال- در دَوَران آن كه به جهت مرض يا ضعف فوق العاده، شخص تلقيح و تزريق وريد و عضله نمايد تا روزه بگيرد، و يا آن كه ترك تلقيح كند و روزه را افطار كند، كدام مقدّم و رجحان دارد؟

و هكذا عادى به ترياك، اگر دو سه نفس نكشد نتواند روزه بگيرد و از حالت‏ طبيعى خارج مى‏شود تكليف او چيست؟

جواب- اگر چه مسأله‏اى كه سؤال شده صور مختلفه دارد و لكن آن چه مستفاد مى ‏شود از عبارت سؤال اين است كه نظر به آن كه حقير در باب تلقيح و در شرب دخانيات نوشته ‏ام،احوط براى صائم اين است كه اگر شخص قادر بر صوم و رعايت اين دو احتياط نباشد و امر او دائر شود بين ترك صوم رأساً يا روزه گرفتن و عدم رعايت احتياط كدام يك را مقدّم ‏بدارد.

لذا مى‏گوييم: در صورتى كه امر دائر شود بين اين دو، احوط جمع است بين صوم باعدم رعايت احتياط، و قضاء صوم در ايّامى كه بتواند، با رعايت احتياط روزه بگيرد.

و گمان نمى‏كنم هيچ وقت امر دائر شود بين اين دو؛ زيرا كشيدن ترياك مثلاً امساك ‏از آن در ظرف يكى دو ساعت آخر روز اين قدر مشكل نيست كه موجب دَوَران امر شود، و هم چنين است تلقيحاتى كه براى علاج مرض نيست و فقط براى رفع ضعف است.

 

43- سوال- روزه واجب غير رمضان را اگر به معصيت مثلاً افطار كند مثل قضاى ‏مضيّق رمضان، در باقى آن روز، واجب است امساك كند يا خير؟

جواب- امساك در غير صوم از واجب معيّن بعد از معصيت و افطار، واجب نيست.

 

44- سوال- راجع به ثبوت هلال كه مى‏فرماييد: اگر در بلدى ثابت شود براى بلد ديگر كفايت نمى‏كند مگر آن كه نزديك باشند، بفرماييد چه مقدار افق مختلف ‏باشد كفايت مى‏كند و زياده بر آن كفايت نمى‏كند، از روى ميزان يك ساعت يا كمتر يا زيادتر؟

جواب- اگر اختلاف افق به نحوى باشد كه يك ساعت تفاوت مى‏كند، اگر در طرف غرب ‏ديده شود نسبت به بلادى كه در شرق آن جا واقع شده‏اند و اين مقدار افق دارند كفايت ‏نمى‏كند.

 

45- سوال- نيّت قطع يا قاطع را كه مفطر روزه مى‏دانيد، اگر به عذر هم نيّت قطع‏ قاطع كند روزه باطل مى‏شود يا خير؟

مثل آن كه شخصِ روزه دار دلش درد مى‏گيرد قصد مى‏كند برود خانه آب داغى‏ درست كند بخورد دردِ دلش ساكت شود، وقتى كه مى‏رود خانه بدون خوردن آبِ ‏گرم، دلش خوب مى‏شود، آيا در اين صورت با اين قصد روزه باطل مى‏شود ياخير؟

جواب- با اين فرض باطل نمى‏شود.

 

46- سوال- قال العلّامة في «القواعد»: ولو رأى هلال رمضان ثمّ سار إلى موضع لم يُرَفيه، فالأقرب وجوب صوم يوم أحد و ثلاثين، و بالعكس يفطر يوم التاسع و العشرين(9)،رأى مبارك در اين مسأله چيست؟

جواب- مطلب همان قسم است كه علّامه قدس سره در «قواعد» فرموده ‏اند، ابداً دليلى كه دلالت ‏كند بر اين كه صوم از سى روز زياد نمى‏شود و از بيست و نه روز كمتر نمى‏ شود نداريم،نهايت آن است كه دوره قمر در هر جا زايد بر سى روز نمى‏شود و كمتر از بيست و نه روز نمى‏شود.

امّا در أمكنه متعدّده اگر انسان اوّل ماه جايى باشد و آخر ماه در جاى ديگر و اختلاف ‏افق اين دو محل نحوى باشد كه در محلّى كه اوّل ماه بوده رؤيت هلال شده است و بعد كه ‏مسافرت كرده به محل ديگر رسيده كه به حسب افق آن جا در ماه ديگر رؤيت هلال بعد از گذشتن سى و يك روز، يا سى و دو روز واقع شده، اين شخص در اوّل ماه در جايى كه ‏بوده در آن جا مكلّف بوده روزه بگير و در آخر ماه كه در روز ديگر است مكلّف است روزه‏ بگيرد.

 

47- سوال- اين دعاگو كارمند راهِ اصفهان مى‏باشم و دوره سال در مسافرت هستم‏ به اين معنى كه بيست و دو فرسخ راه، نگهدارى آن جهت مهمّ بودن عبور وسائل ‏نقليّه و مسافرين به عهده اين دعاگو است، و منزلم در وسط اين قسمت مى‏ باشدكه بايد اقلاًّ هر روزه يكى دو مرتبه جهت سركشى و دستورات رفت و آمد كنم، آيا در اين صورت روزه بايد بگيرم و نمازم را بايد تمام بخوانم، و گاهى هم اتّفاق ‏مى‏افتد كه براى نرسيدن وسيله حركت، شب بايد بين راه بگذارنم؟

جواب- هر گاه كسى دوره سال در مسافرت شرعيه باشد، بعيد نيست نماز او تمام باشد و گرفتن روزه بر او واجب باشد، لكن اگر در منزل خود وارد شده ده روز بماند، در سفرى كه‏ بعد از ده روز مى‏كند نماز او شكسته است اگر سفر او سفر معصيت نباشد و ساير شروط قصر را هم واجد باشد.

 

48- سوال- در كفّاره صوم رمضان صغارى كه در دار الايتام مى‏باشند مى‏توان ‏اطعام نمود، به اين كه شصت نفر از آن‏ ها را مثل كبير به كفّاره حساب كرد يا خير؟

جواب- احوط آن است كه صد و بيست نفر از صغار را اطعام كنند كه دو نفر آن ‏ها يكى‏حساب شود، بلكه خالى از قوّت نيست.

 

49- سوال- زنى كه در اثر ضعف، قدرت گرفتن روزه را ندارد و بايد كفّاره بدهد،مى‏تواند كفّاره خود را به شوهر خود كه فقير است بدهد؟ و در صورتى كه بتواند،پس از گرفتن اگر آن كفّاره را به خرج همان زن برساند جايز است يا خير؟

جواب- اگر روزه گرفتن بر آن زن متعذّر باشد كفّاره دادن لازم نيست، و اگر متعسّر باشد مى‏تواند كفّاره را به شوهر فقير خود بدهد، پس از مالك شدن مى‏تواند صرف نفقه خود و عائله خود بنمايد.

 

50- سوال- شخصى عمداً روزه رمضان را به يكى از مبطلات باطل كرده، بعداً قضاى آن روز را گرفته ولى كفّاره آن را به يكى از خصال ثلاثه عمل نكرده و مى‏خواهد در ايّام رجب روزه مستحبّى بگيرد، آيا مى‏تواند يا خير؟

جواب- نمى‏تواند.

 

51- سوال- شخصى قضاى روزه يقينى بر ذمّه ندارد ولى مى‏خواهد در ايّام رجب ‏و شعبان روزه بگيرد و به اين طريق نيّت روزه كند كه اگر روزه واجب بر ذمّه من ‏باشد از آن باب حساب شود و الّا آن روزه مستحبّى، چه صورت دارد؟

جواب- قصد ترديدى بين عنوان قضا و غير عنوان قضا صحيح نيست، و لكن صوم قضا را نيّت كند به عنوان احتياط.

 

52- سوال- زن پير كه قادر بر گرفتن روزه نيست و بايد براى هر روزى مُدّى ازطعام كفّاره بدهد، اگر شوهر او فقير باشد مى‏تواند كفّاره خود را به شوهر بدهد؟و بعد از دادن آيا شوهر مى‏تواند همان كفّاره را به مصرف نفقه آن زن برساند يا خير؟

جواب- در صورتى كه گرفتن روزه بر آن زن مشقّت داشته باشد و براى هر روزى يك مد گندم يا جو بايد بدهد مى‏تواند آن را به شوهر خود اگر فقير باشد بدهد، و بعد از دادن به ‏شوهر خود بعيد نيست كه جايز باشد آن را به مصرف نفقه خود و عيال خود برساند.

 

53- سوال- زنى در ماه رمضان حامله بوده و چند ماه بعد از رمضان وضع حملش ‏شده و در ماه رمضان به جهت ضعف بنيه و داشتن بار حمل، روزه گرفتن براى خود و طفلش ضرر داشته و نيز بعد از وضع حمل به واسطه شير دادن به طفل‏خود و ضعف بنيه قضاى روزه رمضان بر او ضرر داشته و تا رمضان ديگر اين دو عذر از او برطرف نشده، و چند سال بدين منوال بر او گذشته و اصلاً هيچ وقت در بين اين چند سال فترت و فرجه از اين دو عذر براى او حاصل نشده.

آيا بعد از چند سال كه عذر او بر طرف شد، قضاى روزه ‏هاى سال ‏هاى گذشته- مثلِ مريض در تمام سال - از او ساقط است يا خير؟

جواب- غير مريض در اين حكم ملحق به مريض نيست.

 

54- سوال- شخصِ روزه دارى است كه در موقعى كه مى‏ خوابد از لَثَه و دندان او خون جارى مى‏ شود و به حلق او فرو مى ‏رود البتّه بعد از خواب هر قدر ممكن ‏است خون را خارج مى ‏كند ولى يقين دارد مقدارى از آن وارد در جوف مى ‏شود،چه صورت دارد؟

جواب- در موقعى كه بتواند جلوگيرى كند و نكند و فرو برد، صوم او باطل است و قضا واجب است، بلكه وجوب كفّاره هم بعيد نيست، و اگر قادر بر حفظ نيست بطلان معلوم ‏نيست.

 

55- سوال- اشخاصى كه قرآن را غلط مى‏خوانند آيا براى روزه آن ‏ها ضررى دارد يا خير؟

جواب- بطلان روزه معلوم نيست.

 

56- سوال- شخصى در ماه رمضان نيّت روزه ندارد و بنا ندارد روزه بگيرد، و در روز قبل از خوردن و آشاميدن عمل حرامى مثل زنا يا استمناء مرتكب شود، آيا در اين صورت نيز بايد كفّاره جمع بدهد، يا چون بناى روزه گرفتن نداشته، كفّاره ‏ندارد؟

جواب- بلى بايد كفّاره جمع بدهد، و نيّت روزه داشتن مدخليتى در لزوم كفّاره ندارد.

 

57- سوال- هر گاه شخصى دو وطن دارد، از يكى از وطن ‏ها مثلاً شب شنبه هلال ‏ثابت شده، پس از چند روز كه روزه گرفته مسافرت به وطن ثانى نموده معلوم ‏شده كه در وطن ثانى شب يك شنبه هلال ثابت شده، و در وطن ثانى شب سى و يكم هلال ديده و ثابت شده، حكم اين شخص چيست؟ آيا بايد به وطن اوّل ‏عمل كند يا به وطن ثانى؟

جواب- اگر مقصود آن است كه شخص در وطن اوّل كه هست يك شب هلال ثابت شده و در همان روز شروع به صوم نموده و در محل ديگر هلال يك روز پيش يا بعد ثابت شده، بايد رعايت هر دو محل را بكند و در هر يك از دو محل حكم همان محل جارى است اگرچه زيادتر از سى روز هم بشود.

 

58- سوال- هر گاه شخصى نذر كرده باشد كه روز معيّنى روزه بگيرد و اتّفاقاً درآن روز مسافرت كند و خيال كند كه روزه نذرى در مسافرت صحيح است، بعد معلوم شود كه صحيح نيست، بلكه بايد براى گرفتن روزه قصد اقامه كند، آيا دراين صورت روزه او چه صورت دارد؟

جواب- در مفروض سؤال - كه بعد از گرفتن روزه علم به حكم پيدا كرده - روزه او صحيح‏است و كفّاره هم ندارد.

 

59- سوال- در «توضيح المسائل» در صفحه 250 مسأله 1579 نوشته شده: اگر در روزه واجب معيّنى مثل روزه رمضان مردّد شود كه روزه خود را باطل كند يا نه، يا قصد كند كه روزه را باطل كند، روزه ‏اش باطل مى‏شود.

اگر از قصدى كه كرده توبه نمايد و كارى هم كه روزه را باطل مى‏كند انجام‏ ندهد، آيا در اين صورت قضاى آن روز را بايد بگيرد يا خير؟ و در صورت ‏وجوب قضا، كفّاره، يا عدم وجوب، بايد كفّاره بدهد يا خير؟

جواب- در مفروض سؤال در صومِ رمضان كفّاره واجب نيست بلا اشكال، بطلان صوم‏ هم محل تأمّل است، اگر چه قبلاً در رسائل عمليّه نحو ديگر نوشته‏شده.

 

60- سوال- در قريه‏اى كه حمّام آن منحصر به يك حمّام است و از اين جهت ‏زن ‏ها نمى‏توانند پيش از صبح غسل كنند، آيا در شب ‏هاى ماه صيام مى ‏توانندخود را جنب كنند و بعد تيمّم كنند؟

جواب- خوب است رعايت احتياط كنند.

 

61- سوال- اگر شخصى در ماه مبارك رمضان در جامه خود آثار جنابت مشاهده‏ كند و يقين كند كه از چند روز قبل است.

آيا با  اين كه علم پيدا كرده چند روز با حال جنابت نماز خوانده و روزه‏ گرفته، نمازها و روزه ‏هاى گذشته ‏اش را بايد اعاده كند؟

جواب- در مفروض سؤال قضاى روزه لازم نيست.

 

62- سوال- رؤيت هلال در نجف اشرف، يا مصر، يا پاكستان براى اهالى رشت وتهران حجّت و لازم العمل است يا خير؟ در اين موضوع هم از آقاى حاج ميرزااسماعيل مصباح كه صاحب تقويم و از جغرافياى مضبوط اطّلاع كامل دارند،سؤال شده در جواب نوشته‏اند: رؤيت هلال در نجف اشرف براى رشت وتهران، بلكه مطلق بلاد شرقيّه حجّت نيست، و هم چنين رؤيت هلال در نجف با حكم حاكم شرع در آن جا براى مكّه حجّت و لازم العمل است يا خير؟

جواب- رؤيت هلال در هر بلد براى بلادى كه نزديك به آن جا مى‏ باشند معتبر است، و لكن بلادى كه از يكديگر دورند و متقارب نيستند، اگر در بلاد شرقيّه ديده شود نسبت به‏بلاد غربيّه معتبر است.

مثلاً اگر در مشهد مقدّس ديده شود براى تهران و همدان و نجف و ساير بلاد غربيّه ‏معتبر است، و لكن اگر در بلاد غربيّه رؤيت شود براى بلاد شرقيّه معتبر نيست.

 

63- سوال- چيزى است اسم آن نسوار است كه از تنباكو و آهك درست مى‏كنند ودر پاى دندان مى‏ريزند و كَيْف دارد، هر گاه روزه دار اين عمل را بكند روزه‏اش‏باطل مى‏شود يا خير؟

جواب- در صورتى كه كَيْف آن به حدّ سكر نرسد و آب و اجزاى آن به حلق داخل نشودمضرّ به روزه نيست.

 

64- سوال- كسى غسل جنابت را در رمضان فراموش كند مى‏فرمايند: روزه‏اى كه‏با اين حال گرفته بايد قضا كند، آيا جاهل نيز همين حكم را دارد يا خير؟

جواب- در جاهل قضا لازم نيست.

 

65- سوال- شخص در ماه رمضان پس از نيّت روزه و طلوعِ فجر، مسافرت نمود و مفطرى بجا نياورد و قبل از ظهر از سفر برگشت به وطن خود، تكليفش ‏چيست؟

جواب- بايد نيّت روزه نمايد و روزه بگيرد.

 

66- سوال- هر گاه شخص پيش از ظهر چهار فرسخ برود و همان روز پيش از ظهر برگردد در صورتى كه منافاتِ صوم را به عمل نياورده نيّت روزه كند، روزه او صحيح است يا خير؟

جواب- بلى اگر پيش از ظهر مراجعت كند و منافيات صوم را به عمل نياورده واجب است‏ نيّت روزه كند و روزه او صحيح است.

 

67- سوال- هل كان الجماع مع زوجته بعد الزوال - حالكونه في قضاء صوم رمضانها -موجباً لكون الجماع عن حرام أم لا؟ هل يجب على الرجل إخراج الكفّارة عن امرأته أم لا؟

جواب- لا يبعد القول بعدم كون جنابته عن حرام إن كانت مطاوعة له؛ لأنّ صومها بطل ‏قبل العمل بقصد ها، فليس عملها إفطاراً للصوم، و عدم  وجوب تحمّله للكفّارة عنها في ‏الفرض المذكور واضح.

 

68- سوال- في فرض سؤال القبل، هل يلزم من ذلك العمل بطلان صوم المرأة حتّى في‏ صورة كونها مسلوبة الاختيار أم لا؟

جواب- إن كانت مسلوبة الاختيار من أوّل العمل إلى آخره فالأقوى عدم بطلان صومها بذلك، و هل تكون جنابة الزوج في هذا الفرض عن حرام؟ وجهان: العدم؛ لأنّ حرمة العمل على الزوجة إنّما تكون باعتبار كونه إفطاراً لصومها، فبعد ما قلنا من عدم بطلان‏ صومها لا وجه للحرمة عليها و هو واضح، و لا عليه؛ لأنّ حرمته عليه لا وجه له إلّا كونه ‏ايجاد عمل في الزوجة تكون محرّما عليها و المفروض عدم الحرمة عليها، و لكنّ الأقرب‏حرمته عليه؛ لأنّ العمل الواحد المشترك بين شخصين إن كان مبغوضا للمولى اقتضى ذلك‏ نهيهما من إصداره لو لا المانع، فإذا كان مانع من نهي أحدهما عنه دون الآخر، كانت‏ مبغوضيّة حرمته بالنسبة إلى الآخر ثابتة، خصوصاً إذا كان هو السبب لوجود المانع في‏الشخص الآخر فتدبّر!

.......................................................................................................

1-  مجمع الرسائل: 153.

2-  عروة الوثقى محشّى: 3/543 ذيل مسأله 4.

3-  وسيلة النجاة: 1/249، با ملاحظه كتاب ‏هاى مرحوم حجّة الاسلام حاج آقا حسين‏قمّى ‏قدس سره از قبيل: ذخيرة العباد: 131، ذخيرة الباقية: 341، و مختصر الاحكام در مسائل ‏عامّ البلوى: 74، تعبير ايشان در همه اين كتاب ‏ها اين است كه: اگر نتواند روزه را قضا كند، بايد براى هر روز يك مُد طعام دهد، و جايى در اين كتب ديده نشده كه فرموده باشند بايد گندم يا آرد بدهد، شايد از ايشان استفتاء گرديده باشد و در جواب استفتاء چنين ‏فرموده ‏باشند.

4-  نجاة العباد: 152 و 153، كتاب الصوم للشيخ الأنصاري: 104 و 110 - 108، العروة الوثقى محشّى:3/539.

5-  مختلف الشيعة:3/483.

6-  تهذيب الأحكام: 4/311 حديث 938، وسائل الشيعه: 10/238حديث 13313.

7-  سرائر: 1/407، شرائع الاسلام: 1/204، معتبر: 2/706.

8-  لمعه دمشقيّه: 27، مسالك الأفهام: 2/68، حدائق ناضره: 13/299، غنائم الايّام: 5/465.

9-  قواعد الاحكام: 1/388.

منبع:  استفتائات حضرت آیت الله العظمی بروجردی، جلد اول ،ص239 الی 265 ( چاپ موسسۀ حضرت آیت الله العظمی بروجردی).


 

 
     
 

جستجو در پورتال

کتابخانه الکترونیک