|
1- سوال- اگر بچّه چهار ماهه
بعد از تولّد بميرد - البتّه مانند سايرين – واجب است سه غسل و سه پارچه كفن و
حنوط، اگر جاهل به مسأله بودند و او را در يك پارچه سرتا سرى إزار، كفن نمودند
بدون مئزر، و قميص و حنوط، و او را دفن نمودند، همان روز يا روز ديگر ملتفت شدند
كه اخلال شده به دو پارچه ديگر از كفن و حنوط، آيا واجب است نبش قبر از براى تكميل
كفن و حنوط، يا خير؟
جواب- بلى براى تكميل كفن نبش قبر واجب است، مگر آن كه موجب هتك ميّت، و تلاشى جسد
و انتشار رايحه او بشود.
2- سوال- با فرض تمكّن از حنوط چنان چه جهلاً يا نسياناً بدون حنوط دفن نمودند، آيا
واجب است نبش قبر جهت حنوط؟
جواب- بلى واجب است با شروط مذكوره.
3- سوال- ميّتى را روى زمين به عنوان امانت دفن كنند، و به قسمى كه دفن ميّت بر حسب
متعارف كه در زير شكاف زمين باشد نيست، آيا اين قسم هم از جمله دفن به معناى
موارات در ارض است، كه رأى مبارك عدم جواز نبش است در اينقسم، يا نه؟
جواب- گذاردن ميّت در روى زمين دفن نيست.
4- سوال- در رسائل عمليّه است كه: واجب است قميص تا نصف ساق بوده باشد، آيا واجب است
از طرفين زير و رو، كما اين كه ظاهر از عبارات هم همين است، يا آن كه كفايت
مىكند از طرف روى ميّت، و از طرف زير كمتر كما اين كه معمول بيشتر مردم است؟
جواب- واجب است قميص از دو طرف ميّت - پيش رو و پشت سر - تا نصف ساق باشد و كمتر از
اين مجزى نيست.
5- سوال- بعد از فراغ از اغسال ميّت و قبل از تكفين جايز است بر او نمازخواندن؟ چون
گاهى چنين اتّفاق مى افتد در بيابانى شخصى وفات مى كند كه از شهر و آبادى دور
است، بخواهند صبر كنند تا تهيّه كفن كنند به تأخير مى افتد، دراين موضوع بر كلامى
از علماى اَعلام مستحضر نشدم جز آن كه در «كشفالغطاء» مىنويسد:
و لا على من خلا عن التغسيل وبدله، أو
التحنيط، أو التكفين وما يقوم مقامهما معالقدرة، ولو بوضع شيء ساتر العورة، أو
الوضع في القبر مع الإمكان(1)، ولعلّ العبارةعن
إفادة عدم الترتيب و شرطيّة التأخير لا تخلو عن قصور، أرجو جواب فتواكم
للعملبإشارة إجماليّة إلى الدليل.
جواب- الأقوى وجوب تأخّر الصلاة على الميّت عن تكفينه مع الإمكان، وبه صرّح في«الشرائع»
و «النافع» و «القواعد» و «التحرير» و «الإرشاد» و «جامع المقاصد»و غيرها(2)، وهو ظاهر «المبسوط» و «المقنعة» و «الكافي» و «المهذّب»
و«السرائر»(3)، و عليه اتّفاق الجمهور(4) أيضاً.
و ظاهر رواية عمّار في سؤاله عن الصلاة
على العريان(5)، كون الحكم مفروغاً منه عند أصحابنا
أيضاً في زمان أبي عبداللَّه عليه السلام، و كأنّ عدم ردعه ظاهر في صحّة ما زعمه،
مع أنّه الموافق لعمل المسلمين في الأعصار و الأمصار، و ما هذا شأنه لا يمكن
التمسّك فيه بأصالةالبراءة.
6- سوال- طفلى كه در شكم مادر مرده، هرگاه قابله در اندرون شكم او را مسّ نموده، غسل
مسّ ميّت بر او لازم است يا خير؟
جواب- بلى لازم است.
7- سوال- ميّتى كه وسيله غسل دادن آن موجود نباشد، و او را تيمّم دهند، بعداز تيمّم
هرگاه كسى او را مسّ نمايد غسل مسّ ميّت بر آن واجب است يا خير؟
جواب- احوط غسل است.
8- سوال- غاسل ميّت در حال غسل دادن ميّت هرگاه لباسى پوشيده باشد كه آنلباس را از
مال غير مخمّس و غير مذكّى خريده، غسل صحيح است يا خير؟ و هم چنين تخته و ظرفى كه
آب بر روى ميّت مى ريزند؟
جواب- صحيح است؛ چون اغلب لباس ها و لوازم به ذمّه خريدارى مى شود، بلى؛ اگر به مال
شخصى غير مخمّس و غير مذكّى خريدارى شده باشد، آن چه غسل مستلزم تصرّف در مال غير
باشد، صحيح نيست.
9- سوال- آيا جايز است شخصى با بودن مماثل غسل ميّت دهد محارم به نسب خود را چون
خواهر و مادر و عمّه و جدّه پدرى؟ زيرا زن ها به واسطه جهل به موضوع و حكم و
ندانستن كيفيّت تغسيل، نمى توانند مباشرت كنند و درست بجا آورند، هر چند حكم در
اين صورت احوط بلكه اقوى اعتبار فقد مماثل وبودن از وراى ثياب است، و طريقه و
ترتيب غسل از وراى ثياب چگونه خواهد بود؟
جواب- غسل از وراى ثياب عبارت از آن است كه اگر شستن بدن ميّت محتاج به دست ماليدن
باشد، پارچه به دست بپيچند و با آن پارچه بدن او را دست بمالند.
10- سوال- ميّتى را قبل از تكفين چادرى بر او انداختن نماز بر او خواندند از باب جهل به
مسأله، بعد از دفن معلوم شد كه نماز بعد از تكفين بايد بر آن خوانده شده باشد،
آيا جايز است براى اعاده نماز نبش قبر نمايند؟
جواب- نماز قبل از تكفين صحيح نيست و لازم است كه نماز بعد از كفن اعاده شود اگرچه
بعد از دفن باشد، و در صورت اخير نماز بر قبر خوانده مىشود.
11- سوال- شخص قبركن در حال قبر كندن پولى از كيسه اش توى قبر ريخت،ملتفت شد فراموش
كرد بردارد، يا آن كه بعد از دفن ميّت معلوم شد كه پول از كيسه اش توى قبر ريخته،
ورثه هم حاضر نيستند جبران كنند، مى تواند براىبرداشتن پول خود نبش قبر بنمايد؟
جواب- بلى جايز است.
12- سوال- بر فرض جواز امانت گذاشتن ميّت براى نقل به مشاهد مشرّفه بايد بهطريق دفن
كردن باشد يا خير، و تلقين و نماز ليلة الدفن نيز در اين صورت وارد است يا خير؟
جواب- ميّت بايد سريعاً دفن شود و تأخير دفن جايز نيست، بلى؛ اشخاصى كه حمل به مشاهد
را پس از دفن تجويز نموده اند قائل به جواز نبش براى حمل به مشاهد شده اند، وبه
نظر حقير جواز نبش محل اشكال است، اگر چه براى حمل به مشاهد باشد.
13- سوال- شخصى فوت شده در جايى كه آب تنها يا خليطين يا كفن يافت نمىشود، آيا واجب
است سفر كردن براى تحصيل آن ها؟ و بر فرض وجوب تاچه اندازه تأخير تجهيز او بايد
كرد؟ و اگر تحصيل اين ها مصارفى داشته باشدبايد مثل كفن از اصل مال ميّت بردارند
مقدّماً على الديون يا خير؟
جواب- سفر كردن براى تهيّه آن ها واجب نيست.
14- سوال- مراد از آيه شريفه: «وَإذا قُرِءَ الْقُرآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا
لَعَلَّكُمْتُرْحَمُونَ»(6) آيا اين استماع و
سكوت مطلق است در هر جا، يا موارد مخصوصى دارد، و چنان چه در مجلس فاتحه و غير آن
چند نفر مشغول قرائت باشند، يك نفر بلندتر از ديگران تلاوت قرآن مىكند، ديگران
بايد سكوت نموده و استماع كنند، يا خودشان كه آهسته مىخوانند عيب ندارد؟
جواب- انصات و استماع واجب نيست ظاهراً.
15- سوال- مقتضى است بيان و مرقوم فرماييد: آن هايى كه امروزه تنها به منظور آشنا شدن
به وضعيت اعضاى مختلفه انسان، و بالأخره استفاده بعضى درخصوص امراض مختلفه در
مدرسه عالى طب دانشگاه تحت نظر استادان مربوطه اقدام به تشريح اجزاى مردگان مى كنند،
چه صورت دارد؟
با در نظر داشتن اين كه جمعى از برادران
مسلمان كه كمرِ خدمت براى جامعه اسلامى خود بستهاند، و براى تحصيل علم طب حاضر
شدهاند تا در مواقع شيوع امراض يا مواقع ديگر، برادران دينى شان را به دست اطبّاى
خارجى و بى دين نسپارند كه گاهى بر خلاف مصالح دينى و اجتماعى رفتار مى نمايند،
از قبيل سقط جنين و غيره، و حتّى از اين راه هم تبليغ اديان باطله مىكنند.
از طرفى هم لازمه تحصيل طب، دانستن
وضعيّت بدن انسان است، و جز اينعمل يعنى تشريح چاره اى نيست، و ترك اين عمل موجب
ترك تعلّم علم طباست، و شكّى نيست كه اين عمل جز براى منظور عالى ترى كه ذكر
شد،نمى باشد كه وقت و بى وقت بتوانند به كار مسلمانان بخورند؟
جواب- مؤمن حيّاً و ميّتاً محترم است، و واجب است بعد از مردن بدن او را فوراً در
زمين دفن كنند، إحداثاً و إبقاءً، و تشريح بدن موتى در صورتى كه مخالفت با تكليف
مزبور نداشته باشد جايز است.
16- سوال- حضرت آية اللَّه! جُعلت فداك! قبرستان قريه ما در طرف پشت به قبله قريه واقع
است، آيا بنابراين ميّت را كه مى خواهيم به طرف آن قبرستان ببريم آيا لازم است كه
از طرفى او را ببريم كه سر او به طرف قبله باشد يا خير؟
جواب- در بردن ميّت به سوى مدفن كيفيّت خاصّه متعيّن نيست.
17- سوال- در رسائل عمليّه است كه: در نماز جماعت يوميّه مستحبّ است كه اهل فضل را در
صف اوّل جاى دهند، و در نماز ميّت به عكس، آيا حكمت آن چيست؟
جواب- در نماز ميّت مستحبّ نيست كه اهل فضل در صف متأخّر بايستند، و اين كه سيّد بحر
العلوم رحمه الله فرموده: و في الجنائز؛ الأخير أفضل(7)
مراد اين نيست كه شما فهميده ايد،بلكه مراد اين است كه اگر موتى متعدّدند ميّت
متأخّر كه نزديكتر به امام است موقف او افضل است از موقف ساير موتى.
بلى؛ بعض از فقهاى متأخّرين اين معنى را
احتمال دادهاند كه مقصود افضليت صف آخراز صفوف مأمومين در صلاة ميّت باشد(8)، و اين معنى را سكونى روايت كرده(9)، و در »فقه الرضا« عليه السلام مذكور است(10)، و لذا در »عروه« من باب تسامح در ادّله سنن ذكر
نمودهاند(11).
و حقير هم بدين جهت، قيدى بر اين عبارت
ننوشته ام، و مستفاد از روايت سكونى و«فقه الرضا» عليه السلام اين است كه علّت
اين حكم اين است كه صف آخر از رجال متّصل است به صفوف نسوان بدون فصل، لذا بودن
اهل فضل در آن جا اوفق به حفظ نساء از منافيات تعفّف است، و به هر تقدير لو لا
التسامح اثبات استحباب مشكل است.
18- سوال- هرگاه كسى وصيّت كند كه وصى من جنازه مرا از ثلث اموال من ببرد به عتبات
عاليات دفن كند، وصى جنازه را برده دفن نموده، مقدارى از ثلث زياد آمده، بقيّه را
چه بايد كرد؛ در مصرف بِرِّيّه بايد رسانيد، يا وارث او مىبرند؟
جواب- اگر فقط وصيّت كرده كه از ثلث او جنازه او را به عتبات حمل نمايند و
مصرفىبراى بقيّه ثلث معيّن نكرده، مازاد از مخارج حمل بايد به ورثه او ردّ شود.
19- سوال- در رسائل عمليّه فرموده ايد: اگر از زن طفل مرده متولّد يا سقط شود،بر مادرش غسل مسّ ميّت واجب مى شود، زن هاى
دهات اين مسأله را تا حال نشنيدند و به فكرشان هم نرسيده كه در اين مورد تكليف
دارند و بايد بپرسند مسأله را تا ياد بگيرند.
و على هذا تا حال هيچ زنى در دهات اين
غسل را نكرده چه در زمان تقليد ازحضرت عالى و چه در زمان تقليد از آقاى آيت اللَّه
اصفهانى - طاب ثراه – اكنون سؤال مىشود اعمال مشروطه به اين غسل كه از اين زن ها
صادر گرديده در زمان آيت اللَّه اصفهانى و در زمان حضرت عالى چه حكم دارد؛ صحيح و
مسقط قضا است يا باطل و قضا لازم است؟
و ديگر اين كه الآن معلوم نيست در حين
خروج، طفل گرم بوده يا سرد بوده، با اين تفاصيل جواب را لطفاً مرقوم فرماييد كه
مورد لزوم است؟
جواب- در مسأله احتمالاتى است كه به موجب آن ها حكم به بطلان عبادات او نمى شود،لهذا
قضا بر او لازم نيست، و لكن از جهت غسل، احوط آن كه براى عبادات آتيه غسلنمايد،
واللَّه العالم.
20- سوال- اغسال ميّت را هرگاه به خلاف ترتيب، داده دفن كردند، آيا بايد نبش كرد براى
غسل مجدّد يا نه؟ و آيا باب حرمت نبش و وجوب غسل باب تعارضاست، يا باب تزاحم؟
زيرا ملاك وجوب و حرمت محرز و موجود است.
و آيا وجوب غسل و ترتيب آن از باب تعدّد
مطلوب نيست به قرينه تبديل بهآب قراح در مورد فقد كافور و سدر؟ و بر فرض تعدّد
مطلوب، آيا اهمّيّت مطلوب كامل و كمال آن رجحان بر ملاك حرمت دارد يا نه؟
جواب- حرمت نبش عين وجوب دفن است؛ زيرا دفن ميّت واجب است إحداثاً و ابقاءً، ودر
تجهيز ميّت، دفن متأخّر است از اغتسال، لذا اگر ميّت بدون غسل دفن شود، فتوى داده
مى شود به نبش، بلى؛ اگر نحوى كه نبش و اخراج آن مفاسدى داشته باشد كه معلوماست
مبغوضيت آن، واجب نيست.
21- سوال- در مورد معالجه لك هاى چشم كه تمام قرنيه را فرا گرفته و شخص ديد ندارد، از
قرنيه چشم مرده استفاده مى شود، چشم مرده را تا شش ساعت پس از مرگ از كاسه بيرون
آورده و در يخچال حفظ نموده، لك چشم زنده را بهوسيله اسبابى برداشته در عوض به
قدر همان لك از قرنيه مرده برداشته جاى آن مىگذارند، اين قرنيه مرده در عضو چشم
زنده مانده، و ديد هم پيدا مى شود،منظور آن است كه مقرّر فرمائيد:
1- آيا بيرون آوردن چشم مرده از حدقه
مسئوليّت دارد يا خير؟
2- قرنيه مرده كه جزء بدن زنده مىشود
چه صورت دارد؟
3- عمل كننده موآخذ خواهد بود يا خير؟
ج - 1 - اگر مسلم باشد مشكل است، بلكه بعيد نيست عدم جواز.
2 - پس از آن كه عضو زنده شد اخراج آن
جايز نيست، و اگر هم نجس بوده به اعتبار كفر يا عدم غسل، طاهر شدن آن به عضو شدن
براى مسلم حىّ خالى از وجه نيست(12).
22- سوال- ميّتى است كه بدن او مجروح شده، و گوشت او خون و چرك شده به استخوان رسيده،
آيا تكليف درباره او غسل است يا تيمّم، و آيا يك تيمّم بدل اغسال ثلاثه كافى است
يا سه تيمّم مى خواهد؟
و آيا چنين ميّتى را هر گاه غسل داده
باشند و دفن نموده باشند به تكليف شرعى واجب كفائى عمل نموده اند، يا خير بايد
نبش قبر او را بنمايند و او را تيمّم بدهند؟
و هر گاه چنين ميّتى غسل حيض هم بر ذمّه
او بوده همين تيمّم بدل از اغسال ثلاثه او را كفايت مى كند، يا اين كه يك تيمّم
هم بدل غسل حيض به او بايد داد؟
جواب- وجوب غسل يا تيمّم دائر مدار امكان غسل و عدم امكان غسل است، و يك تيمّم
كافى نيست، سه تيمّم لازم است، بلكه يك تيمّم هم بدل از مجموع بدهند كه چهار
تيمّم مىشود، و بعيد نيست وجوب نبش بر فرض عدم اتيان چيزى كه واجب بوده مادامى
كه مستلزم هتك و توهين نباشد، و ممكن باشد اتيان به واجب، و غسل يا تيمّم بر ميّت
كافى است از غسل و يا تيمّم ديگرى كه بر ميّت بوده.
23- سوال- شخصى وصيّت مىكند كه جنازه او را در محلّى كه غير از محل وفات اوست دفن
نمايند، و يك صد تومان براى مخارج بردن جنازه را به آن جا تعيين مىنمايد، بعد از
مردن، بعضى از ورثه مخالفت مىكنند، و در همان محل وفات او را دفن مى نمايند، و
مبلغ يك صد تومان باقى است، تكليف نسبت به آن چيست؟
جواب- وجه معيّن براى حمل را بعد از آن كه ميّت دفن شده، به ورثه بايد داد على حسب سهامهم،
مگر آن كه وصيّت ديگرى نسبت به آن كرده باشد.
24- سوال- تأسيس نمودن مجلس ترحيم در مسجد جايز است يا خير؟ و درصورت جواز فضيلت آن در
خانه خود ميّت بيشتر است يا در مسجد؟
جواب- بلى جايز است، و در صورتى كه كارهايى مخالف احترام مسجد باشد، صادر نشود قرائت
قرآن كه عبادتى است در مسجد افضل است، لكن بايد تحفّظ كنند از اعمالى كه مخالف
احترام مسجد است.
25- سوال- شخص جنب بود غسل كرد، بى فاصله بعد از غسل با بدن پاك و پاكيزه فوت نمود، چه
علّت دارد كه هر كس دست به او بگذارد بايد غسل مسّميّت كند؟
جواب- طهارت زنده به واسطه آن است كه مورد تعلّق روحى است كه به آن زنده است، وقتى
كه تعلّق روح از او سلب شد پليد مى شود، و مناط نجاستِ اكثر نجاسات، همين است.
26- سوال- چنان چه ميّتى را بى حنوط دفن نموده باشند، نبش قبر براى حنوط آن واجب است؟
جواب- اگر مستلزم هتك باشد، بعيد نيست عدم جواز.
27- سوال- اشخاصى وجهى از باب سهم امام عليه السلام به فقيهى داده اند كه - فقاهت آن نزد
آن ها محرز بوده - غسّال خانه اى بنا كند، آيا ديگران كه پول نداده اند بايد فقاهت
و عدالت آن شخص نزدشان محرز باشد در غسل اموات خود در آن غسّالخانه يا خير؟
جواب- حمل بر صحت بعيد نيست.
28- سوال- ميّتى را در حال كفن و دفن ممكن نشد حنوط كنند يعنى كافور يافت نشد، بى حنوط
دفن نمودند، بعد از دفن يافت شد، آيا واجب است نبش قبر او براى حنوط يا خير؟
جواب- اگر نگذشته باشد مدّتى كه موجب هتك باشد بعيد نيست وجوب نبش.
29- سوال- در موضوع تشريح جسد اموات براى تمرين اعمال جراحى، و تحقيق مرضى كه تا موقع
اين عمل شناخته نشده در صورتى كه اين عمل براىپيشرفت علم پزشك بسيار مؤثّر است،
چون اگر كسى نشناسه شرائين و اعصاب را به طور دقّت كه هر كدام در چه محل واقع است
نمى تواند به خوبى طبابت و مخصوصاً جرّاحى كند، علاوه ممكن است تشريح يك بيمارى
موجب تشخيص مرض بيمارانى شود، و شايد نجات عدّهاى به آن شود؟
جواب- ديانت مقدّسه اسلام جلوگيرى از تشريح ندارد، لكن مؤمن حيّاً و ميّتاً محترم است،
و رعايت احترام مؤمن به نحوى كه شرع مقرّر كرده لازم است، و جمع بين اين دو معنى
هم ممكن است.
30- سوال- تيمّم دهنده ميّت لازم است كه دست راست او به طرف راست جبهه ميّت مسح شود و
دست چپش به طرف چپ جبهه آن يا لازم نيست؟
جواب- احوط است، لكن بعيد نيست عدم وجوب.
31- سوال- شخصى در زمان حيات خود وصيّت نموده: وقتى كه من وفات نمودم جنازه مرا ببريد
در نجف دفن نماييد، و وجهى هم براى مخارج حملجنازه و دفن معيّن نموده، چون آن
زمانى كه اين شخص وفات نمود راه نجف بسته بود، و مانع مى شدند از حمل جنازه، لذا
آن ميّت را در محلّى امانت گذاردند، و فعلاً آن محل معلوم نيست، تكليف چيست، و آن
وجه را به چه مصرفى بايد صرف نمود؟
جواب- با اين كه قبر معلوم نيست لازم نيست، بلكه كليّةً محل اشكال است، و پولى كه معيّن
كرده به وارث مى رسد.
32- سوال- در مسأله سقط شدن {بچه} كه حضرت عالى غسل مسّ را بر مادر واجب مىدانيد،
مرحوم آيت اللَّه اصفهانى احتياط مطلق داشته، و مكفى بودن غسل واجبرا از غسل زنى
كه غفلت داشته باشد، هم ايشان هم حضرت عالى اشكال فرموده ايد.
على اىّ حال، عموم مردم غافل بودهاند
از اين مسأله، فعلاً متذكّر شده اند،پس از ده سال يا بيشتر بعضى هم وفات
نمودهاند، خواندن نمازهاى چندين ساله بر مقلّدين حضرت عالى مشكل بلكه حرج شديد
است، نسبت به اشخاص راهنجاتى فراهم بفرماييد.
و بعضى از آن آقايان كه غسل جنابت را
مكفى مى دانند از آن غسل و لو غفلت داشته باشد، آيا ممكن است رجوع به آن ها
شود؟ و در صورت امكان رجوع آيا مكفى دانستن آقايان حاليه بازگشتش به همان غسل زمان
حيات آيت اللَّه اصفهانىاست، يا غسل جنابت فعلى؟
جواب- نظر به آن كه جنين غالباً، بل دائماً در مشيمه است، و خروج او از رحم و فرج مستلزم
مسّ بدن مادر با بدن او نيست، لذا وجوب غسل مسّ ميّت بر مادر هايى كهاطفال آن ها
در زمان هاى گذشته سقط شده معلوم نيست، لذا بطلان عباداتى كه سابقاً كردهاند از
جهت ترك اين غسل معلوم نيست، و محكوم است به صحّت.
و علاوه بر اين، عدم كفايت غسل جنابت از
اغسال ديگر با غفلت از آن ها به نحو احتياط است، و رجوع در اين مسأله به غير، با
رعايت الأعلم فالأعلم، براى استعلام تكليف فعلى كه آيا
قضاء لازم است يا نه مانعى ندارد.
33- سوال- شخصى وصيّت نموده كه او را بعد از وفات در نجف دفن نمايند، و مبلغى هم براى
مخارج معيّن نموده، او را بعد از وفات در بلد او دفن نموده اند، و فعلاً قبر او
معلوم نيست و مبلغى را هم كه براى حمل جنازه معيّن نموده وافى نيست، تكليف وصى در اين صورت چيست؟
جواب- حمل نعش بعد از دفن، محل اشكال است، خصوصاً در صورتى كه قبر محرزنباشد، و آن
مبلغ را به ورثه آن مرحوم بدهند.
34- سوال- هر گاه براى دفن ميّتى قبرى كندند و استخوان ميّت در آن پيدا شد كه هنوز
رميم نشده، در اين صورت مى توان اين ميّت را در آن دفن نمايند، و در صورت جواز،
جواز با كراهت است يا بى كراهت؟
جواب- دفن دو ميّت در يك قبر كراهت دارد، لكن ثبوت كراهت در مورد سؤال محل تأمّل
است.
35- سوال- كفن كردن ميّت را به پارچه اى كه بر آن آيات قرآن و دعا و اسماى پيغمبر و
ائمّه طاهرين عليهم السلام نوشته شده، چه صورت دارد؟
جواب- اگر در موضعى باشد كه توهين نباشد، جواز بعيد نيست، و اگر در موضع توهين باشد
جايز نيست.
36- سوال- شمع روشن كردن بر سر قبر علما و امام زاده ها چه صورت دارد؟
جواب- به رجاء ثواب، مثاب خواهند بود إن شاء اللَّه.
37- سوال- در نماز ميّت كه منافق را بايد لعن كرد، مقصود از منافق كيست، آيا اهل سنّت و
ناصبى را شامل است يا خير؟ و خلاصه چه كس را منافق مىگويند؟
جواب- المنافق الّذي يكبّر عليه أربعاً {كما} في النصّ(13)
و الفتوى، هو الّذي يظهر الإسلام و يبطن الكفر، و قد كانوا يعرفون المنافق في عهد
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بتكبيره عليه أربعاً، لكنّه لا يصلّى عليه مع
العلم بكفره إلّا مع الضرورة، و أمّا الّذي يدعى عليه و يلعن بعد الرابعة، فهو
الناصب من أهل الخلاف إذا اقتضت الضرورة بالصلاة عليه، لا المنافق.
38- سوال- مقصود از مستضعف در باب نماز ميّت كيست؟
جواب- المستضعف هو المسلم الّذي لا تمييز له، و لا يقدر على معرفة الحقّ و الباطل،
فلاولاية له و لا عداوة.
39- سوال- در نماز ميّت بعد از زوج در صورت تعارض الأبوين با غير آن ها آيا مقدّم
كيست؟ و آيا تقدّمى براى سايرين از ورثه هست يا خير؟
جواب- مراتب اوليا، مراتب ارث است، و تقدّم رجال بر نساء بعيد نيست، و كذا
تقدّمالأب على الأولاد، و أكبرهم على أصغرهم، و هكذا في ساير الطبقات.
40- سوال- كراهت نماز بر ميّت در مسجد ثابت است يا خير؟
جواب- بلى مكروه است در غير مكّه معظّمه.
41- سوال- شخصى وفات نموده، در وارث او صغير هم مىباشد و وصيّت همننموده، ورثه كبارِ
او مىتوانند او را در خانه او غسل دهند يا خير؟
جواب- احوط استيذان از حاكم است.
42- سوال- ما يقول مولانا حجّة الإسلام السيّد البروجردي - متّعنا اللَّه بطول حياته -
فيما تعارف في زماننا من توديع الميّت و تأمينه تخلّصاً من النبش لينقل فيما بعد
إلى المشاهد المقدّسة، فهل أنّ أصل هذا العمل في نظركم جايز أم لا؟
وعلى فرض الجواز فلو لم يوص الميّت
بنقله إلى المشاهد المشرّفة و دفن بإذن ورثته بهذه الكيفيّة المذكورة، فهل يجوز
أن يصرف عليه من ثلثه لأجل النقل، أو من حقّ ورثته، أو لاهذا و لا ذاك؟
جواب- إذا كان توديع الميّت فاقداً لشروط الدفن اللازم في الشرع، فهو غير جايز، و إذا
لم يوص الميّت بنقل جسده إلى المشاهد المشرّفة لا يجوز أن يصرف من ثلثه لأجل
النقل.
43- سوال- حنوط كردن ميّت واجب است يا مستحب، و در صورت وجوب هرگاه فراموش شود، بعد از
دفن نبش قبر براى آن واجب است يا خير؟
جواب- حنوط ميّت واجب است، لكن اگر فراموش شود و نبش قبر آن موجب هتك او باشد، نبش
قبر براى تدارك آن جايز نيست.
44- سوال- طفلى سر و گردن او از رحم مادر بيرون آمده و هر دو مردهاند و اخراجش ممكن
نيست مگر به شكافتن، چنان چه شكافتن در اين صورت جايز نباشد كيفيّت غسل آن ها
چگونه است؟
جواب- مادر را به نحو لازم غسل دهند و طفل هم اگر چهار ماهه يا بيشتر باشد هر قدر
كه بيرون است غسل دهند، اوّل سر و گردن را و بعد طرف راست آن قدر كه بيرون است، و
بعد هم طرف چپ را به همين نحو.
45- سوال- شخصى در ايّام جوانى مسّ ميّت كرده، از روى ندانستن مسأله و غفلت غسل نكرده، حال
كه فهميده نسبت به نماز و روزه هايش در مدّت غفلت چه بايد بكند؟
جواب- اگر غسل جنابت كرده ظاهر آن است كه كفايت مىكند از غسل مسّ ميّت، بلى؛اعمالى
كه بعد از مسّ و قبل از غسل جنابت كرده كه موقوف به رفع حدث بوده، بايد بعد از غسل
اعاده نمايد.
46- سوال- در بعض شهرها مرسوم است كه بالاى قبر ميّت درخت بى ميوه بهجهت علامت قبر غرس
مىكنند، آيا آن درخت از ملكيّت غارس بيرون مىرود يا بر ملكيّت او باقى است و
مىتواند در آن تصرّف مالكانه نمايد، و بعد از او به وارث غارس منتقل مىشود؟ و
در مقابرى كه چنين درختى مغروس شده و شخص غارس و صاحب قبر و وارث او معلوم نيست،
شخص بخواهد آن را قطع كند و صرف ما يحتاج خود نمايد جايز است يا نه؟
جواب- خروج از ملك مالك به تخصيص دادن آن به مصرف مخصوص با آن كه قصد قربتى نيست -
كه مشمول وقف شود - معلوم نيست، بلكه مقتضاى استصحاب بقاى ملكيّت است، و لكن
درختى كه مالك و صاحب قبر هيچ يك معلوم نيست، اگر از انتفاع بيفتد مثل آن كه خشك
شود، جواز تصرّف در آن بعيد نيست، و در غير اين صورت احوط ابقاى آن و عدم تصرّف در
آن است.
47- سوال- زنى وضع حمل نموده بچّه مرده كه دو سر دارد يكى از جلو و ديگرىاز عقب و شكم
به هم چسبيده و داراى چهار دست و چهار پا، در غسل و دفن او تكليف چيست در دفن آن؟
اگر سر و صورت يكى رو به قبله باشد صورت ديگرى رو به قبله نخواهد بود، تكليف غسل
و كفن و دفن او چيست؟
جواب- اوّل دو سر را بشويند به قصد ما فى الذمّه، خواه در واقع يك نفر باشد يا دو
نفر، و بعد طرف راست بدن را كه محاذى يكى از سرها است به تمامه بشويند، و بعد طرف
چپ آن را به تمامه بشويند، و بعد طرف راست را نيز به تمامه بشويند، غسل مىيابد،
و نسبت به دفن مختارند.
48- سوال- هرگاه زوج امتناع كند از تكفين زوجه خود، تكليف چيست؟
جواب- در مفروض سؤال حاكم شرعى حق دارد الزام كند زوج را بر تكفين زوجه خود، و در
صورتى كه اقارب زوجه با زوج در تكفين مناقشه كنند زوج اولويّت دارد.
49- سوال- زنى كه بچّه مرده اى سقط نموده، فتوى، وجوب غسل مسّ ميّت است، و مدّتها
گذشته، و در اثر جهل به حكم غسل نكرده، ولى غسل نفاس نموده، آيا غسل نفاس مجزى از
غسل مسّ ميّت خواهد بود يا نه؟ و در صورت إجزاء فعلاً كه فهميده احتياج به غسل
دارد يا نه؟
جواب- إجزاء غسل نفاس از غسل مسّ ميّت با ملتفت نبودن به آن و عدم نيّت آن معلوم نيست،
بلى؛ اگر غسل جنابت كرده باشد در حين وقوع غسل جنابت اعمالى كه واقع شده و مشروط
به غسل بوده صحيح است.
50- سوال- هرگاه بر جنازه اى نماز خوانده شود، و بعد از نماز معلوم شود كهجنازه را
معكوس گذارده بودند، آيا اعاده نماز لازم است يا خير؟
جواب- در صورتى كه احتمال إحراز شرط را بدهند محكوم به صحّت است.
51- سوال- دندانى كه همراهش گوشت بيرون مىآيد غسل دارد يا خير، و آيا مسّ آن غسل دارد
يا خير؟
جواب- اگر دندان از شخص زنده جدا شود و گوشت معتدّبه با آن نباشد، بعيد نيست كهغسل
آن واجب نباشد، ولى احوط آن است كه در خرقه بپيچند و دفن نمايند، و در اين صورت
بعيد نيست مسّ آن موجب غسل مسّ ميّت نباشد.
52- سوال- هرگاه ميّتى را در مسجدى از روى جهل دفن نمايند، آيا نبش قبر واجب است يا
خير؟
جواب- با امن از تلويث يا احتمال عدم تلويث، بعيد نيست عدم جواز نبش.
53- سوال- استخوانى كه معلوم نيست از مسلمان است يا كافر، و در صورتى كه معلوم باشد از
مسلمان است معلوم نيست از ميّتى است كه او را غسل
دادهاند ياخير، مسّ آن موجب غسل است يا خير؟
جواب- در صورتى كه استخوان
در بلاد اسلام باشد، يا در مقبره مسلمين، محكوم استكه استخوان مسلمان است، و اگر
مشكوك باشد كه در موقع دفن مسلمين غسل داده اند يا نه، محكوم است به غسل دادن.
.........................................................................................
1- كشف الغطاء: 281/2.
2- شرائع الإسلام: 106/1،
المختصر النافع: 64، قواعد الأحكام: 230/1، تحريرالأحكام: 129/1، إرشاد الأذهان:
262/1جامع المقاصد: 418/1، مجمع الفائدةوالبرهان: 449/2، بحار الأنوار: 383/81،
الحدائق الناضرة: 245/10، جواهر الكلام:68/12.
3- المبسوط للشيخ الطوسي: 181/1، المقنعة: 79،
الكافي في الفقه: 238، المهذّبالبارع: 429/1، وفيه صرّح بالتأخير، السرائر: 361/1.
4- لاحظ! إعانة الطالبين: 123/2، نيل الأوطار:
56/4، مسند أحمد بن حنبل: 136/5،السنن الكبرى للبيهقي: 404/3.
5- الكافي: 214/3 الحديث 4،وسائل الشيعة: 131/3
الحديث 3209.
6- اعراف (204 :(7.
7- درّه نجفيّه: 78.
8- تذكرة الفقهاء: 63/2، ذكرى الشيعه: 448/1.
9- كافى: 176/3 حديث 3، وسائل الشيعه: 121/3 حديث
3188.
10- فقه الرضا عليه السلام: 179.
11- عروة الوثقى محشّى: 195/3.
12- جواب سؤال سوّم در
نسخه موجود نبود.
13- وسائل الشيعة: 69/3 الباب 4 من أبواب صلاة
الجنازة.
منبع: استفتائات حضرت آیت الله العظمی بروجردی، جلد
اول ،ص85 الی 102 ( چاپ موسسۀ حضرت آیت الله العظمی بروجردی).
|