فارسی / العربیه / English

 

فهرست عناوین

دسترسی سریع

 
 
احكام نماز مسافر نسخه PDF چاپ ایمیل

1- سوال- در چهار فرسخى كه روز برود و شب برگردد، يا شب را بماند، نماز را قصراً بخواند يا جمعاً؟

جواب- با عدم فصل بيتوته بين ذهاب و اياب، متعيّن است قصر، و با فصل بيتوته، احوط جمع است، هر چند اتمام بعيد نيست.

 

2- سوال- در مسافرت با احتمال به اين كه ممكن است به قدر اداى فريضه به‏محل اقامت برسد، با وسعت وقت نماز را قصراً بجاى آورد چه صورت دارد؟ و هم چنين اگر احتمال ندهد؟

جواب- بسمه تعالى، اقوى جواز قصر است براى مسافر در وسعت وقت، اگر چه بداند كه‏در وقت به وطن يا محل اقامت مى ‏رسد.

 

3- سوال-  مسافر نماز را قصراً بجاى آورد، در وسعت وقت هم به محل اقامت‏ رسيد، اعاده آن لازم است يا خير؟

جواب- لازم نيست على الأقوى، اگر چه احوط است.

 

4- سوال-  اگر كسى محل اقامتش قم باشد و هر هفته در ظرف دو سال به مسجد جمكران مى ‏رود، تكليفش نسبت به نماز و روزه چيست، آيا بايد در اين مدّتِ دوسال نمازش را قصراً بخواند و روزه بگيرد به طورى كه از حاشيه «عروه» استفاده‏ مى ‏شود، آيا چنين عملى جايز است يا خير؟

و آيا فرقى ما بين مدّت توقّف در مسجد جمكران از حيث طول مدّت هست ياخير؟ و آيا در شب و روز بودن وقت توقّف در مسجد مزبور فرقى هست يا خير؟و اگر قبل از آن كه بناى رفتن جمكران را بگذارد، ده روز در قم ساكن بوده و بعداً اين قصد را نمود، آيا فرقى اين صورت با ساير صور دارد يا خير؟

جواب- اگر متوطّن در قم باشد، رفتن به جمكران در هر هفته موجب تحقّق مسافرت ‏نيست، و اگر متوطّن نيست پس در صورتى كه قصد اقامه عشره را در قم نموده، و اقامه ‏عشره را تمام نموده، يا اين كه پس از قصد اقامه يك نماز تمام خوانده، باز مادامى كه ‏انشاى سفر جديد ننموده، باز نماز را بايد تمام بخواند و روزه بگيرد اگر چه به مسجد جمكران كه كمتر از مسافت معتبره در سفر است، هر هفته برود.

و امّا اگر از اوّل قصد اقامه، عزم ده روز دارد كه در ضمن اقامه ده روز در قم، به مسجد جمكران برود و برگردد، احوط جمع است.

 

5- سوال- آيا توطّن با قصد اقامه در جايى 5 يا 10 يا 20 يا 30 سال حاصل ‏مى ‏شود، يا بايد قصد اقامه تا آخر عمر را داشته باشد؟

جواب- ظاهر آن است كه معتبر نيست در توطّن، قصد دوام من جميع الجهات، بلى؛معتبر است قصد دوام لولا عروض العارض، فقصد التوقيت مضرّ و إن كان طويلاً.

 

6- سوال- شخص دايم السفر چه قدر بايد در وطن خود يا جاى ديگر توقّف كند كه دايم السفر محسوب نشود؟

جواب- حكم كثير السفر به اقامت ده روز در وطن مطلقا، يا اقامت ده روز در غير وطن با قصد، منقطع مى ‏شود، و پس از حصول اين معنى اگر بعداً مسافرت نمود، در سفر اوّل،بلا اشكال حكم كثير السفر ندارد، و در سفر ثانى و ثالث حكم كثير السفر دارد، اگر چه در آن ‏ها احوط جمع است.

 

7- سوال- مسافر هر گاه سفر را شغل خود قرار داد، سفر اوّل حكم نماز اوقصر، و در ثالث اتمام، حكم ثانوى او چه مى‏باشد؟

جواب- در ثانى احوط جمع است.

 

8- سوال- شخصى كه در عرض سال سه ماه براى داد وستد سفر مى‏كند و دراين سه ماه اتّفاق نمى ‏افتد كه ده روز در وطن خود يا غير وطن بماند، آيا چنين ‏شخصى در مدّت اين سه ماه، حكم كثير السفر در باره او جارى است يا خير؟

جواب- حكم دايم السفر ندارد در صورتى كه بر سبيل اتّفاق باشد، و اگر نحوى باشد كه‏عرفاً صدق كند كه سفر عمل اوست مثل مكارى در سال سه ماه، اين شغل را داشته‏باشد، در آن سه ماه حكم دايم السفر دارد.

 

9- سوال- به شرف عرض مقدّس عالى مى‏ رساند اين دعا گو اصلاً اهل كاشان و سكونت فعلى داعى در رشت است، در شش فرسخى رشت علاقه ملكى دارم، و امارت مسكونى در آن جا براى خود بنا نموده ‏ام كه سالى هشت، نه دفعه براى‏رسيدگى كارهاى رعيّتى و امورات ملكى به آن جا مسافرت كرده چند روزى درامارت خود در آن محل سكونت مى ‏نمايم، تكليف داعى در باب نماز و روزه درآن چند روزى كه در آن محل توقّف دارم چيست؟

جواب- در صورتى كه قصد داشته باشيد ده روز تمام در محل مرقوم بمانيد، در رفتن و برگشتن و مدّت اقامت، نماز تمام است، و اگر بنا داريد كه كمتر از ده روز توقّف كنيد،احوط جمع است بين قصر و اتمام، مگر اين كه در همان روز، يا شب همان روز مراجعت‏ نماييد در اين صورت قصر است، و هم چنين حكم روزه.

 

10 -سوال- شخصى در وطن خود مشغول به تجارت يا صناعت است، ولى براى‏خريد جنس و لوازم كسب، محتاج است در هر چند روز يك مرتبه مسافرت كند،به طورى كه هيچ وقت نه در وطن و نه در مقصد، ده روز باقى نمى ‏ماند.

و به عبارت ديگر: شخصى است كه دايم السفر بر او صادق است، ولى شغل‏او در وطن است، آيا چنين كسى نماز و روزه ‏اش قصر است يا تمام، و اگر چنين‏شخصى سفرش سفر تلفيقى باشد، تكليفش چيست؟

جواب- ظاهر آن است كه نماز را بايد تمام بخواند و روزه را هم بگيرد، و هم چنين است ‏مسافت تلفيقيّه، واللَّه العالم.

 

11- سوال- شخصى در جايى توقّف نمود به قصد پنج ساله، در بين هر هفته يك‏ مرتبه يا بيشتر قصد دارد كه از حدّ ترخّص خارج شود كه يا شب را در خارج ‏بماند يا برگردد، در اين صورت حكم نماز و روزه ‏اش چگونه است؟

جواب- مجرّد خروج از محل اقامت مضرّ به اقامت نيست، در صورتى كه از توابع متّصله ‏آن محسوب شود.

 

12- سوال- پسرى مادرِ خود را بى رضايت پدرش به زيارت عتبات مى‏ برد، آيا اين مسافرت چگونه است، و نمازشان را بايد تماماً بخوانند يا قصراً؟

جواب- مسافرت زن حرام و نمازش را تمام بايد بخواند، و پسر هم در صورتى كه او را برده‏ حرمت سفرش بعيد نيست، احوط آن است كه نمازش را جمع بين قصر و اتمام بجا بياورد.

 

13- سوال- شخص مسافر قصد مى ‏كند يك ماه در محلّى بماند، در بين اتّفاقاً براى امرى از آن مكان به كمتر از يك فرسخ خارج مى‏ شود، همان روز يا شب آن‏ روز بر مى‏ گردد، تكليف او در باب نماز و روزه ‏اش چيست؟

جواب- اگر در خود بلد باشد يا توابع متّصله بلد، اقامه به هم نمى ‏خورد، و نماز او تمام ‏است، و هم چنين اگر بعد از ماندن ده روز با قصد، خارج شود به كمتر از يك فرسخ، بلكه‏كمتر از مسافت، يا بعد از قصد اقامه ده روز در آن جا بدون خروج، و يك نماز را به تمام‏ خواندن.

 

14- سوال- فدوى محل سكونتم در كرج مى‏ باشد و در تهران شغلى دارم، مدّت‏ يك سال است كه همه روزه صبح ساعت هفت از كرج به تهران مى ‏آيم، و مجدّداً ساعت دو بعد از ظهر به كرج مراجعت مى ‏نمايم، چون مسافت بين كرج و تهران ‏سى و نه كيلومتر مى ‏باشد، آيا بايد روزه ‏ام را بگيرم يا خير؟ و نمازم را بايد تمام ‏بخوانم يا قصر؟

جواب- هرگاه كسى در مدّت يك سال براى شغلى كه مباح باشد همه روزه صبح ساعت ‏هفت از موطن خود مسافرت كند به محلّى كه مسافت بين موطن و آن محل سى و نه‏ كيلومتر باشد، و ساعت دو بعد از ظهر به موطن خود برگردد، صوم بر او واجب و صحيح ‏نيست و بايد قضا كند على الأقوى.

 

15- سوال- اهالى دهات كه مى‏ روند كوه براى آوردن هيمه، بايد چهار فرسخ الى ‏پنج فرسخ طى كنند، و اغلب اوقات كارشان همين است، نمازشان قصر است يا اتمام؟ بعضى اوقات بيتوته هم مى ‏نمايند.

جواب- در صورتى كه چهار فرسخ يا زيادتر بروند كمتر از هشت فرسخ، و همان روز برگردند، نماز را شكسته بخوانند، و اگر شب بيتوته مى ‏كنند احوط جمع است هر چند اتمام خالى از وجه نيست.

 

16- سوال- شخص مسافرى كه قصد اقامه عشره مى ‏نمايد در محلّى، و از ابتدإ عازم است، يا آن كه احتمال مى‏دهد در بين عشره مزبوره تا بساطين محل اقامت،بلكه متجاوز از حدّ ترخّص و مادون از حدّ مسافت يعنى أربعة فراسخ برود، آيا اين قصد مضرّ به قصد اقامت در محل است، يا آن كه مضرّ نيست؟

و بر فرض مضرّ بودن معيّن فرماييد تا چه حدّى مضرّ است؟ و نيز در صورت ‏اضرار در هر صورت، تكليف همچو شخصى قصر است فقط، يا آن كه احتياط به ‏جمع بين قصر و اتمام است؟

جواب- خروج به توابع متّصله كه بودن در آن جا، بودن در محل محسوب مى ‏شود، ضرر ندارد، خواه از اوّل قاصد آن باشد يا بعداً قصد نمايد، و امّا جاهايى كه از توابع آن جا محسوب نمى ‏شوند، خروج به سوى آن مضرّ بر اقامه است، خواه از اوّل قاصد باشد يا بعداً قصد نمايد، امّا پيش از آن كه يك نماز تمام بخواند.

 

17- سوال- شخص مشرّف مى ‏شود به نجف اشرف، و بنا مى ‏گذارد كه ده روز درنجف مشرّف باشد، در اثناء، نصف روزى به مسجد كوفه رفت، اقامه ‏اش باقى ‏است يا نه؟

جواب- اقامه ‏اش به هم مى خورد، و در رسائل عمليّه تفصيلى است بايد مراجعه شود.

 

18- سوال-   چه مى‏ فرماييد در خصوص مسافرين كه در بلدى قصد عشره‏ مى ‏نمايند، و در اثناى قصد، مى ‏روند يك فرسخى، مثل كربلا نسبت به حرّ، يانجف اشرف نسبت به كوفه، يا كاظمين نسبت به بغداد، آيا بر قصدشان باقى ‏مى ‏باشند يا قصدشان به هم مى ‏خورد؟ يا آن كه بايد نماز را جمع بخوانند؟ دراين جا مشهور شده كه رأى حضرت آيت اللَّه آن است كه بايد جمع بخوانند نماز را، ولى در رسائل عمليّه خلاف آن است؟

جواب- اقامه ‏اش به هم مى ‏خورد على الأقوى، اگر چه سابقاً در رسائل عمليّه فتوى به‏جمع نوشته شده است.

 

19- سوال- با قصد اعراض از موطن سابق، پس از چند مدّت محل اقامت جديد وطن مى ‏شود تا بتوان احكام وطن بر آن جارى نمود، و با عدم قصد، طول اين ‏مدّت چه مقدار خواهد بود؟ و آيا اين مدّت شرط است كه سفرى در آن واقع ‏نشده باشد چه به موطن سابق و يا ساير اماكن؟

جواب- همين اندازه كه انسان محلّى را محل اقامت خود قرار بدهد به نحوى كه طبعاً درآن جا مى ‏ماند، و اگر از آن جا خارج شود به واسطه احتياجات و عوارض، بالطبع عود به آن ‏جا مى ‏كند، كفايت مى ‏كند در انقطاع سفر به رسيدن در آن جا، و زايد بر اين چيزى معتبرنيست.

 

20- سوال- اشخاصى كه شغل آن‏ ها بزّازى و دوره گرد هستند، و در يك فرسخى‏تا الى ده فرسخى اطراف وطن خود رفت و آمد مى ‏كنند، و بسيار مى ‏شود كه ده ‏روز يك مرتبه در وطن خود يا در آبادى بزرگ مى ‏مانند، تكليف آن ‏ها در نماز و روزه چيست، بايد تمام بخوانند يا قصر؟

جواب- اگر كسب آن ‏ها دوره گردى است به جاهاى دور - كه مسافت شرعيّه است – نماز آن ‏ها تمام است، و اگر ده روز در وطن خود بماند مطلقاً، يا در غير وطن با قصد، در سفراوّل بعد از اقامه ده روز، نماز آن‏ ها قصر است، و اگر كسب آن ها دوره گردى در كمتر از مسافت شرعيّه است، و گاه نادراً اتّفاق مى ‏افتاد كه به مسافت شرعيّه مى ‏روند با قصد در آن سفر نادر، لزوم قصر بعيد نيست، اگر چه احوط جمع است.

 

21- سوال- طلّابى كه محصّل قم هستند به اين معنى كه ايّام تحصيلى در قم ‏مى ‏باشند، و ايّام تعطيلى و تابستان مى ‏روند به وطن خود يا محل ديگر، و هنوز اعراض از موطن اصلى خود ننموده ‏اند، و قصد توطّن هميشگى در قم نكرده ‏اند،آيا قم براى آن‏ ها حكم وطن خواهد داشت، به طورى كه اگر از قم مسافرتى كنند و از حدود آن خارج شوند چه به حدّ مسافت برسد يا نه، پس از مراجعت نماز را تمام بخوانند، اگر چه قصد اقامه ده روز پس از مراجعت نداشته باشند يا خير؟

جواب- صدق وطن در اين حكم شرط نيست، و در صورتى كه همان قسم كه وطن آن‏ ها در بعض سال دار اقامه آن‏ ها است به نحوى كه بودن آن ها در آن جا، بودن در مسكن و خانه خود آن ‏هاست، و رفتن به جاهاى ديگر، دور شدن از مقام و مسكن است براى آن ‏ها اگر بودن در قم هم مثلاً همين حال را دارا شده باشد نسبت به آن‏ ها انقطاع سفرشان به‏ وصول در قم بعيد نيست، خصوصاً اگر داراى خانه باشند.

 

22-سوال- آيا شخص مى ‏تواند قصد اقامه عشره در چند دِه كه ما بين هر كدام يك ‏يا دو فرسخ مسافت و از هم دورند، بنمايد و نمازش تمام بخواند و روزه ‏اش را بگيرد؟ خلاصه كسى كه مى ‏خواهد به اين كيفيّت مدّتى در جايى بماند كه شب ‏ها در دهى و هر روزى در دهى برود، تكليفش چيست؟

جواب- قصد اقامه در مجموع اماكن متعدّده موجب وجوب اتمام نيست.

 

23- سوال- مسافر بعد از قصد اقامه، يا در اثناى آن از حدّ ترخّص خارج شد، و باز گشت نمود به محل اقامه و قصد اقامه جديد نكرد، تكليف آن چيست؟

جواب- معتبر است در اقامه بيرون نرفتن از محل اقامه به سوى خارج از توابع متّصله ‏محل اقامه، پس عزم بر اقامه با عزم بر خروج از توابع متّصله يا تردّد در خروج منافى ‏است، و اگر اقامه ده روز با عزم، در جايى متحقّق شود، وجوب قصر بعد از آن موقوف است‏ به تحقّق سفر با تمام شرايط معتبره در آن.

 

24- سوال- شخصى از موطن اصلى خود رفته در محلّى، و شش ماه در آن جا مانده، بعد از شش ماه مى ‏خواهد برود به موطن اصلى خود لكن موقّتاً، آيا نماز را در موطن اصلى خود تمام بايد بخواند يا قصراً؟

جواب- اگر از وطن اصلى اعراض نكرده در مسافرت به آن جا كه مى‏رسد نماز او تمام ‏است، اگر چه شش ماه در جايى ديگر مانده باشد.

 

25- سوال- شخصى در شش فرسخى طهران سكونت دارد، و در طهران خانه ‏اى‏خريده و آن را اجاره مى ‏دهد حتّى يك اطاق هم براى خود باقى نگذاشته كه هر وقت مى ‏آيد طهران در آن منزل كند، و ماهى يك مرتبه يا بيشتر يا كمتر مى ‏آيدطهران، آيا نمازش را بايد تمام بخواند يا قصر؟

جواب- اگر بيتوته حاصل شود بين ذهاب و اياب، و در طهران عزم اقامه ده روز هم ندارد،احوط جمع است.

 

26- سوال- چون عدّه ‏اى از عشاير آذربايجان شش ماه - تقريباً - در مكانى ‏زمستان، و چهار ماه - مثلاً - در جايى ييلاق و بقيّه را در اِياب و ذهاب صرف ‏مى‏ كنند، و اگر سالى اتّفاقاً در يكى از مكانَين قطحى روى داد لابد جاى ديگر را اختيار و آن جا مى‏ مانند، و دسته ‏اى هم در آن دو مكان هستند و جايى را اختيار نمى ‏كنند، و على اىّ تقدير كثيرى از ايشان به فاصله دو فرسخ يا پنج فرسخ مثلا ًتغيير مكان مى‏ كنند، قصر و اتمام صوم و صلات ايشان را معيّن كنيد؟

جواب- اشخاصى كه مثل عشاير در اِياب و ذهاب هستند، و دنبال مرتع و آب گردش ‏مى ‏كنند، و هر جا آب و مرتع باشد مى ‏مانند، و اگر نباشد حركت مى ‏كنند به دنبال آب و مرتع مى ‏روند، و نحوه زندگانى آن‏ ها در دنيا اين قسم است، و لو در بعض فصول باشد، در همان موقعى كه اين قسم زندگانى مى ‏كنند نماز آن ‏ها تمام و روزه را بايد بگيرند.

و لكن اگر اشخاصى باشند كه دو منزل داشته باشند كه نوعاً در آن دو منزل زندگانى ‏مى ‏كنند، و گاهى براى آن ‏ها سختى حاصل مى‏ شود به حسب فصول، و حركت مى ‏كنند به‏ جايى كه سخت نباشد و در آن جا مى‏ مانند، در اين صورت هرگاه مسافرت كنند از آن دو مكان و شرايط سفر محقّق باشد، نمازشان شكسته و روزه را افطار مى ‏كنند.

 

27- سوال- محصّلين علوم دينيّه قم مسافرت به يك فرسخى مى ‏نمايند، از قبيل ‏جمكران و شاه زاده جمال، پس از مراجعت قصد عشره ندارند و مردّدند، و بعضى ‏ها قطع دارند كه قبل از ده روز مسافرت مى ‏كنند، تكليف ‏شان درباره قصر و اتمام نماز چيست؟

جواب- اگر از اشخاصى باشد كه مقيم قم است، و قم محل آرامش خود و عايله اوست ‏مثل محصّلين قديمى كه در قم هستند، در اين صورت حكم آن ‏ها حكم اهل قم است،نماز او قصر نمى ‏شود، مگر مسافرتى بكند كه داراى شرايط قصر باشد.

و اگر اين قسم نيست و فقط به اعتبار اقامت ده روز در قم، اتمام كرده است، اگر به ‏مثل جمكران برود و برگردد و اراده مسافرت به محلّى نداشته باشد، نماز او تمام است، اگرچه مردّد در مسافرت بعد از برگشتن باشد.

و اگر برود و عازم است كه پس از مراجعت به قم، از قم خارج شود به موطن خود، يا جايى كه هشت فرسخ يا زيادتر است، در اين صورت در رفتن به جمكران احتياط كند به‏ جمع، و در برگشتن تا به مقصد برسد اقوى قصر است.

 

28- سوال- از اهل ييلاق قومى هستند، تقريباً هفت ماه در قشلاق مى‏ مانند و بعداز آن به ييلاق مى ‏روند، ميان دو سُكنى، هشت فرسخ است، و بعض اوقات اتّفاق ‏مى ‏افتد در آن قشلاق نمانده به جاى ديگر مى ‏روند، آيا نماز و روزه اين قسم ‏اشخاص قصر است يا تمام؟

جواب- در مفروض سؤال، هفت ماهى كه در قشلاق مى ‏مانند و بعد مى ‏روند به ييلاق‏ مى ‏مانند، نماز را تمام و روزه را مى ‏گيرند، و در اوقاتى كه از قشلاق به ييلاق مى ‏روند، دربين راه نماز را قصراً و روزه را افطار مى‏ نمايند.

و در صورتى كه اتّفاق مى ‏افتد كه در قشلاق نمانده به جاى ديگر مى ‏روند، اگر چنان‏چه در آن جا قصد ده روز ماندن نمى ‏كنند يا مردّد در ماندن و نماندن باشند، باز نماز قصراست و روزه را نمى ‏گيرند.

و اگر قصد ده روز، يا زياده ماندن را داشته باشند، بعد عارض شود رفتن از آن جا،مادامى كه در آن جا هستند نماز را تمام و روزه را مى ‏گيرند، اگر يك نماز چهار ركعتى قبل‏از عدول از قصد خوانده باشند.

 

29- سوال- مستدعى است فتواى فعلى خودتان در مسافرت چهار فرسخى يابيشتر و كمتر از هشت فرسخى كه همان روز مراجعت كند، مرقوم فرماييد، و اگردر آن روز برنگشت تكليف او چيست؟

مسأله ديگر: كسانى كه در هر هفته براى شغلى كه دارند لابد مى‏باشند يك روزمثلاً از نجف آباد به شهر بروند يا به عكس، مثل بعض طلّاب يا كسبه، حكم كثيرالسفر دارند يا خير؟

مسأله ديگر: كسى كه شغل او سنگ تراشى است، و همه روزه از وطن خودلابد است پنج فرسخ برود و مراجعت كند، تكليف او چيست؟

جواب- 1 - در صورتى كه همان روز مراجعت كند نماز او قصر است، و افطار مانعى ندارد.

2 - مهما امكن احتياطاً جمع نمايد و الّا تمام، امّا مايل نيستم اين مسأله اشتهار پيداكند.

3 - در فرض مزبور اجراى حكم كثير السفر مشكل است، بلكه بعيد نيست عدم آن.

4 - اقوى اجراى حكم كثير السفر است بر او.

 

30- سوال- از نجف آباد به اصفهان 27 كيلومتر است، حدود نصف كسبه نجف ‏آباد از تاجر سَقَط فروش و قمّاد و پارچه باف و شغل‏هاى صنعتى براى خريد و فروش مواد كسبى خودشان هر روزه، يا دو روز يك مرتبه، يا اقلاًّ هفته ‏اى دومرتبه، يا يك مرتبه مجبورند به اصفهان بروند، نوعاً مبيت ليله هم در ميان‏ نيست، و زمستان و تابستان كارشان به همين منوال است، به طورى كه قلّ ما يتّفق‏ كه ده روز در وطن بمانند، و سابقاً از حضرت آيت اللَّه استفتا شده، آنان را دايم ‏السفر دانسته، ولى بعداً بعضى از آقايان خلاف آن را نقل كرده ‏اند، و وجه شبهه ‏اين است كه اصناف مذكوره در وطن مغازه و دكّان دارند و مانند پيله وران ‏هستند، مستدعى است حكم آن را بيان فرماييد؟

جواب- در صورتى كه به همين قسم سؤال كرده باشند گمان نمى ‏كنم جواب گفته باشم ‏دايم السفرند، و آن چه فعلاً به نظر اقوى است، در عِداد اشخاص دايم السفر نيستند كه‏ حكم اتمام شامل آن‏ ها بشود.

 

31- سوال- آقايان اهل منبر براى ماه رمضان، يا محرّم در يك دِه وارد مى‏ شوند،ولى يك مجلس، يا بيشتر در دهات مجاور دعوت مى ‏شوند، در شب يا عصر، و تا آن ‏دهات قريب نيم فرسخ مى ‏باشد، تكليف آن ‏ها در باب نماز و روزه شان چيست؟

جواب- در صورتى كه در يك جا پس از ورود، قصد اقامت ده روزه بكند، و پس از تحقّق ‏اقامه، آن وقت به جاهايى كه سفر شرعى نباشد مسافرت كند، روزه را مى ‏گيرد و نماز را تمام مى ‏كند.

 

32- سوال- شخصى از اهل اداره چند سال در محلّى اقامت داشت و بعد مأموريت او را در چهار فرسخى قرار دادند، غير ايّام تعطيلى و جمعه بقيّه ايّام در آن محل است و ايّام تعطيلى در محل اقامه اوّليّه، و خانه و عيالاتش نيز در محل ‏اوّلى است، نماز و روزه او در آن جا و در خانه‏اش چه حكمى دارد؟

جواب- در فرض مذكور كه محل اوّل خانه و زندگى اوست، لزوم اتمام بعيد نيست در آن‏ جا و در محل شغل و در بين دو محل.

 

33- سوال- شخصى در چهار فرسخى يا زيادتر مغازه اشتراكى و املاك دارد كه ‏شايد در مدّت سال يك ماه تا الى سه ماه يا چهار ماه به اختلاف براى ذرع و بهره‏ بردارى در آن جا مى ‏ماند، حكم چنين شخصى در مدّت اقامت او در آن محل ‏بدون قصد چيست؟

جواب- هرگاه كسى املاكى در محلّى داشته باشد و شش ماه در آن محل سكنى كرده‏ باشد، در آن جا كه وارد مى ‏شود حكم اتمام بر او جارى است، و ماه رمضان هم صوم بر او واجب است، بنابراين در رفتن از خانه خود تا آن جا اگر چهار فرسخ باشد، در رفتن هم‏ مسافر نيست بايد اتمام كند و روزه بگيرد.

 

34- سوال- هرگاه كسى در مكانى مالك چيزى باشد، و در حال مالكيّت شش ماه‏ در آن جا اقامت كرده باشد، و در مسافرت‏ هاى خود به آن جا برسد، و فعلاً هم ‏مالك آن چيز باشد، نماز او تمام است در آن محل يا خير؟

جواب- بلى تمام است چنان چه مشهور فرموده ‏اند.

 

35- سوال- كسى كه فعلاً مكانى را محل اقامت خود قرار داده و مثل كسى كه در وطنش زندگى مى ‏كند، زندگى دارد، و نمى ‏داند تا آخر عمر در آن جا مى ‏ماند يا نه، نمازش تمام است در آن جا يا خير؟

جواب- بلى تمام است اگر چه در آن جا متولّد نشده باشد و قصد وطنيّت هم نكرده باشد،و لكن بر حسب حالِ حاضر اقامت او در آن جا مثل اهل آن بلد است.

 

36- سوال- شخصى در پنج، شش فرسخى شهر ملك دارد، در سال چند مرتبه‏  براى سركشى و امورات ملك خود در آن جا مى ‏رود، و خانه و اثاث و خوراك او در آن جا از خود او مى ‏باشد، گاهى ممكن است سه ماه در آن جا بماند و گاهى ‏يك ماه يا كمتر مى‏ ماند، حكم او در نماز و روزه چيست؟

جواب- هرگاه كسى ملكى در محلّى داشته باشد و شش ماه در آن محل سُكنى كرده ‏باشد، در آن جا كه وارد مى‏ شود حكم اتمام نماز و روزه ماه رمضان بر او جارى است.

 

37- سوال- چه مى‏ فرماييد در باب كسى كه رعيّت است يا كار ديگر دارد، و در محل مخصوص اتّفاقاً سه مرتبه سفر كرده به اندازه مسافت شرعيّه، و در بين ده ‏روز در محل خود، يا در جاى ديگر اقامت نكرده، در بار سوّم وظيفه همين ‏شخص قصر است يا اتمام؟ و اين شخص مزبور نه مكارى و نه شوفر و نه از كسانى است كه مثل كشتى بان و غيره باشد؟

جواب- چنان چه از اشخاص مذكور نيست و سفر را شغل خود قرار نداده و اتّفاقاً سه سفر نموده، نماز او قصر و روزه را نبايد بگيرد مگر آن كه در مقصد قصد اقامت نمايد.

 

38- سوال- زيدى از وطن اصلى خود اعراض كرده و كربلاى معلّى را وطن خود قرار داده، ولى اخيراً چون كسب او در كاظمين و بغداد بهتر بوده، آمده است به‏ كاظمين خانه ‏اى اجاره نموده، و سه ماه است كه در آن جا مانده است، ولى كسب ‏او در بغداد است، در اين مدّت و هم چنين در ازمنه بعد كه مى ‏ماند، روزها مى ‏رود به بغداد و شب‏ ها در كاظمين است، و هنوز نتوانسته است كه روز دركاظمين بماند، و بعداً هم حال او همين است كه شب در كاظمين و روز در بغداد است، آيا از جهت قصر و اتمام نماز و روزه او تكليف چيست؟

جواب- اگر از اوّل كه وارد كاظمين شده براى كسب، قصد اقامت ده روز در كاظمين ‏نكرده، و يا قصد كرده و پيش از آن كه يك نماز تمام بخواند، از قصد خود برگشته، و همين قسم شب در كاظمين بوده، و روز به بغداد رفته بدون آن كه قصد اقامه ده روز درخصوص كاظمين، يا خصوص بغداد كرده باشد، در اين صورت مسافر است روزه را افطار مى ‏كند و نماز او قصر است در صورتى كه واجد ساير شرايط سفر كه در رسائل عمليّه نوشته ‏شده است باشد.

و امّا اگر زمانى كه وارد كاظمين شده، قصد اقامه ده روز كرده و يك نماز تمام خوانده و بعد، از قصد خود برگشته در اين صورت سفر او منقطع شده ، تا مادامى كه سفر جديدى با تمام شرايط سفر، براى او حاصل نشود، نماز او تمام است و روزه را بايد بگيرد.

 

39- سوال- در شروط قصر فرموده‏اند: منها: أن لا يكون من أهل البوادي ممّن يكون‏بيته معه ممّن لا مسكن لهم معيّناً و يدور البوادي، و ينزلون في محلّ العشب والكلاء، دراطراف اين ولايت ايلات و عشايرى هستند كه در زمستان محل معيّنى دارند و متوقّفند، و براى تابستان به طرف كوه الوند همدان مى ‏روند و در آن جا متوقّفند،آيا هنگام حركت كه با خانه و حشم خود سير اين مسافت مى ‏نمايند، بايد قصر نمايند يا تمام؟

جواب- اگر مقدارى از سال را مثل همان اهل بوادى در سير باشند، در آن مدّت از سال درحكم اهل بوادى هستند، و نمازشان تمام است و روزه را هم بايد بگيرند، و اگر ييلاق و قشلاق دارند به اين معنى كه مدّتى از سال را در وطن خود هستند و مدّتى در ييلاق، در رفتن و برگشتن اگر داراى ساير شرايط مسافرت باشند، نمازشان قصر است، و در محلّى‏كه ده روز يا زيادتر اقامت مى ‏كنند، در حكم مقيم هستند.

جواب ديگر از سؤال مذكور؛ مطلب دو قسم است: اگر ايلاتى كه مرقوم شده كه‏شش ماه در ييلاق و شش ماه در قشلاق مى ‏مانند، اگر در ييلاق محل معيّنى شش ماه ‏اقامت مى‏ كنند و در قشلاق هم در محل معيّنى شش ماه اقامت مى ‏كنند، و آن دو محل‏ مثل خانه آن‏ ها است، جواب همان است كه نوشته شده، و اگر آن‏ ها هم مثل اعراب در ييلاق شش ماه به دنبال آب و علف متّصل در گردش مى ‏باشند، نماز آن‏ ها در اين صورت‏ تمام است و روزه را هم بايد بگيرند.

و از چيزى كه مرقوم داشته ‏ايد معلوم مى‏ شود اين طائفه از قسم دوّم هستند، و به هرتقدير دو قسم است مسأله؛ در يك قسم نماز شكسته است در بين راه، و تمام است درمحل اقامه، و در قسم دوّم تمام است مطلقاً.

 

40- سوال- شخصى شغل او بنّايى است، در سال دو ماه يا سه ماه بناى او بر اين‏است كه مى ‏رود به طهران كمتر از ده روز براى بنّايى مى ‏ماند، دو مرتبه بر مى‏ گردد به وطن خود، چند روزى مى ‏ماند، باز مى ‏گردد به طهران، خلاصه در تمام اين دوماه يا سه ماه عمل او همين است، آيا چنين شخصى در سفر سيّم بايد نمازش را تمام بخواند يا شكسته؟

جواب- در مفروض سؤال چنين شخصى در بين راه و طهران در صورتى كه قصد اقامه در آن جا نكند، نمازش را شكسته بخواند اگر مسافت بين وطن او و طهران هشت فرسخ يا بيشتر است.

 

41- سوال- اين جانبان كه در اطراف اردبيل ساكن هستيم، در هر سال پنج ماه در قشلاق و چهار ماه در ييلاق و سه ماه در بين راه، يك ماه و نيم در رفتن و يك ماه و نيم در مراجعت مى ‏باشيم، راجع به روزه و نماز تكليف شرعى ما را معيّن فرماييد؟

جواب- در صورتى كه در قشلاق محل معيّنى و در ييلاق هم محل معيّنى داريد، نماز شما در آن دو محل تمام است، و در مسافت بين رفتن و برگشتن، بعيد نيست حكم‏مسافر بر شما جارى باشد.

 

42- سوال- كثير السفر بعد از اقامه عشره در وطن، در سفر اوّل تكليف او قصر است، همين شخص مسافرت به چهار فرسخى با نيّت بيتوته شب كرده و بنابر فرمايش حضرت عالى در فرض مزبور وجوب اتمام خالى از رجحان نيست، و هم چنين صوم، اين شخص عمل كرده دو باره مى‏ خواهد سفر كند به قدر مسافت،تكليف اين شخص چيست؟ مرقوم فرماييد.

به عبارة اخرى: بعد از اقامه عشره در سفر اوّل قصر خواندن نماز موضوعيّت ‏دارد يا ندارد، بلكه مجرّد صدق سفر در اوّلى كفايت مى ‏كند در اتمام نماز بعدى ‏و لو اين كه در اوّلى نماز را نخوانده و يا جاهل به حكم بوده تمام خوانده است؟

جواب- مكارى هرگاه در وطن خود ده روز اقامت كند كه در سفر اوّل بعد از آن اقامت،مكلّف است به قصر در اسفار بعديه عود مى‏ كند به اتمام، در مفروض سؤال سفر اوّل او برحسب اختلافى كه فقهاء در حكم مسافت تلفيقيّه با فاصله شدن بيتوته بين ذهاب و إياب ‏دارند، مختلف است، پس بناء بر قولِ به وجوب قصر در اين مسأله، سفر اوّل شخص ‏مذكور همان سفر به چهار فرسخ است كه ذكر شده و بعد از اسفار بعديه عود مى ‏كند به‏تمام.

و بنابر قول مشهور، كه مسافت تلفيقيّه را با فصل بيتوته موجب قصر نمى ‏دانند و حقير هم با عدم تمكّن از احتياط آن را مستعبد ندانسته ‏ام، سفر اوّل شخص مذكور همان سفر به هشت فرسخ كه بعد از اين سفر از او حاصل مى ‏شود، و سفر به چهار فرسخ مثل سفركردن به سه فرسخ يا دو فرسخ است، كه از اسفارى نيست كه موجب قصر باشد، و اين نه ‏از باب اين است كه قصر خواندن موضوعيّت دارد يا ندارد، بلكه مبتنى است بر اختلافى‏كه فقها در حكم سفر تلفيقيّه دارند.

 

43- سوال- هل يجوز شدّ الرحال إلى غير المعصومين أم لا؟

جواب- لا مانع منه إذا كان الرحلة إلى من له حرمة في الشرع.

 

44- سوال- اشخاصى كه قصد اقامه براى كار در محلّى مى‏ كنند، پس از تحقّق ‏اقامت لازم مى ‏شود كه هر روز، يا يك روز در ميان يا هفته ‏اى دو سه بار به شهر، براى خريدن جنس و كارهاى ديگر بروند، و فاصله بين شهر و محل كار هم كمتر از چهار فرسخ است، و حال آن كه نه شهر و نه آن محل وطن اصلى آن‏ ها نيست،سال‏ ها هم كارشان همين است، تكليف اين اشخاص در باب نماز چيست؟

جواب- اگر بعد از تحقّق اقامه اين نحو عمل مى ‏كنند، نماز آن‏ ها تمام است.

 

45- سوال- هرگاه از اوّل، قصد اقامت نداشته باشند و در محلى سُكنى كنند و هر روز از آن محل به محلى كه كمتر از چهار فرسخ است بروند، حكم شان چيست؟

جواب- اگر در محلّى ده روز با قصد اقامت نكرده باشند و متردّداً هم سى روز در جايى ‏نمانده باشند و عمل آن‏ ها مثل عمل مكارى و شوفر هم كه كار آن‏ ها سفر است نباشد، دراين صورت ثبوت قصر بعيد نيست، و لكن احوط جمع است.

 

46- سوال- در مسافرى كه چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد با بيتوته شب،فرموده ‏ايد: مهما أمكن جمع كند، آيا اين تعبير احتياط  واجب است يا مستحبّ؟

جواب- مهما أمكن عمل به احتياط  شود.

 

47- سوال- هرگاه شخصى املاكى را اجاره كند به مدّت پنج سال مثلاً، و اين ‏املاك پنج قلعه و ده مى ‏باشد، و اين قلعه جات بين هر يك قريب دو فرسخ و سه ‏فرسخ مسافت دارد، و محل اقامه را در يكى از آن‏ ها قرار مى‏ دهد، و همه روزه بايد برود سَرِ اين املاك سركشى كند، يا شب در آن جا مى ‏ماند يا همان روز بر مى ‏گردد، در اين صورت تكليف نماز و روزه اين شخص چيست؟

جواب- در صورتى كه كار او همين قسم شده كه همه روزه در اين قلعه جات گردش‏ مى ‏كند، وجوب اتمام و وجوب روزه بر او بعيد نيست.

 

48- سوال- شخصى در محلّى قصد ماندن ده روز يا زيادتر مى ‏كند، و در حين ‏قصد اقامه، قصد خارج شدن از محل اقامه ندارد، بعد از تحقّق اقامه و خواندن‏ نماز تمام، دعوت مى ‏شود به كمتر از مسافت شرعيّه براى منبر، هر روز مى‏ رود و عصر بر مى ‏گردد به محل اقامه خود، آيا اين خروج به مادون مسافت ضرر به اقامه ‏او دارد يا نه، و در نماز و روزه چه نحو عمل كند؟

جواب- در صورتى كه يك نماز به تمام خوانده باشد بعيد نيست مضرّ نباشد.

 

49- سوال- راجع به مسافت ملفّقه كه اگر در شب همان روز مراجعت نكند، در رساله ‏ها احتياط فرموده ‏ايد، ولى شنيده شد كه عدول فرموده‏ ايد، صحيح است ياخير؟

جواب- مهما أمكن رعايت احتياط كند، و اگر ممكن نشد، ممكن است قول به كفايت ‏اتمام در صورت عدم تمكّن از جمع.

 

50- سوال- طلّابى كه در نجف اشرف خيال اقامت مدّتى را دارند، و معمولاً درفصل تابستان سرِ هر هفته به مسجد كوفه مى ‏روند، و يا بعض از شب ‏هاى جمعه را كه پشت سر هم به كربلا مشرّف مى ‏شوند، و در مراجعت قصد اقامه عشره ‏ندارند، به طورى كه هفته بعدش نيز عازم هستند، آيا در حكم مسافر مى‏ شوند يانه، و در صورتى كه در حكم مسافر نباشند داخل در عنوان كدام يك از اقسام ‏وطن هستند؟

جواب- طلّابى كه فعلاً سال ‏هاست در نجف مقيم هستند و بالأخره نمى‏ دانند من بعد هم‏از اين حالت انتقالى براى آن‏ ها حاصل مى ‏شود يا نه، اين قسم اشخاص در حكم ‏مستوطن هستند، و هر وقت در نجف باشند نماز آن ‏ها تمام است و وقتى كه مسافرت‏ كنند به سفرى كه داراى شروط  قصر باشد، نماز آن ‏ها قصر است، و عنوان وطن ‏موضوعيتى ندارد.

اشخاصى كه در مدينه نزد پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله بودند و آيه شريفه نازل شد »وإِذاضَرَبْتُم فِي الأَرضَ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُروا مِنَ الصَّلاةِ«(1) اكثر آن ‏هاهمين قسم بودند، و در موقع نزول آيه خودشان را حاضر مى‏ دانستند مگر وقتى كه ازمدينه خارج مى‏شدند به حدّ مسافت.

 

51- سوال- مأمورى كه از طرف حكومت براى نظم و حركت سيّارات از محلّى به ‏محل انجام وظيفه مسافرت مى‏ كند، نماز او تمام است يا قصر؟

جواب- هرگاه موظّف مذكور از عمل خود از حاكم شرعى استيذان كند و عمل از اعمالى‏ باشد كه در آن مصلحت نوع باشد، واجب است بر او قصر در نماز خود، و امّا اگر استيذان از حاكم شرعى نكند يا استيذان كند و مخالفت امر نمايد، مسأله محل اشكال است، پس ‏احوط جمع است.

 

52- سوال-  آيا طلّاب و محصّلينى كه چندين سال در قم به تحصيل اشتغال دارند بدون آن كه قصد داشته باشند اين جا را وطن خويش قرار دهند، در صورتى كه‏ بعضى از اوقات قصد نمايند كه كمتر از ده روز اقامت نمايند، حكم مسافر دارنديا خير؟

جواب- حكم وطن بر آن جارى نيست، مگر نسبت به اشخاصى كه فعلاً مانده ‏اند و مادامى كه عارضه براى آن ‏ها نباشد در آن جا هستند، و مثل مستوطنين خروج شان از آن ‏جا موقوف به علل و عوارضى است كه محتمل است حاصل شود و ممكن است حاصل ‏نشود.

 

53- سوال- اشخاصى هستند كه در ايران و عراق و لبنان و بلاد ديگر به كويت ‏آمدند و در خارج كويت كه حدّ مسافت شرعى و زيادتر است، مشغول كار هستند، يعنى در شركت نفت كار مى‏كنند، و البتّه اشخاصى كه مشغول هستند بعضى از آن‏ ها شايد در حدود ده سال، يا بيشتر، و بعضى پنج سال و بعضى دو سال و بعضى يك سال، يا كمتر هست كه مشغول كار در شركت نفت شده‏ اند، واين‏ ها هم على اختلاف اشغالهم بعضى هر روز به كويت مى ‏آيند، و بعضى دو روز يا سه روز، يك مرتبه مى ‏آيند، و بعضى هفته ‏اى يك مرتبه مى ‏آيند و همان روز يا شب مى‏ مانند و روز بعد پى كار خود مى ‏روند، آيا تكليف آن‏ ها براى روزه و نماز چيست؟

و آيا فرق بين آن ‏ها و خود اهل كويت است يا خير؟ و اشخاصى كه تازه وارد اين كار شده ‏اند ولى قصد دوام دارند با اشخاص نام برده فرق دارند يا خير؟ و آيا اشخاصى كه به كويت آمده ‏اند و ده روز يا زيادتر در خود كويت مانده ‏اند، و بعد وارد اين كار شدند، با اشخاصى كه ده روز نمانده ‏اند فرق دارند يا خير؟ و آيا فرق بين اشخاصى كه هر روز به كويت مى‏آيند با اشخاصى كه هفته ‏اى يك روز به‏ كويت مى ‏آيند هست يا خير؟

و اشخاص ديگر هستند كه در آن مكان كه حدّ مسافت شرعى و زيادتر است‏ دكّان دارند، و هر روز يا دو روز، يك مرتبه به كويت مى ‏آيند براى خريد اجناس و همان روز بر مى ‏گردند، آيا تكليف آن‏ ها هم مثل اشخاص مذكور هست، يا آن‏ هاتكليف شان جداست؟

جواب- امّا اهل كويت در خود كويت كه هستند نماز آن‏ ها تمام است، و وقتى كه به شركت ‏نفت و امثال آن مى ‏روند، يا براى عمل، يا براى فروش اجناس اگر نحوى باشد كه سفر،كار آن‏ ها حساب نمى ‏شود مثل آن كه هفته ‏اى يك بار مى ‏رود و اوايل امر آن‏ هاست كه‏ معلوم نيست سفرشان تكرار مى ‏شود يا نه، نماز آن‏ ها قصر است، و مادامى كه تكرار شود به نحوى كه در عرف سفر، عمل آن‏ ها و كار آن ها محسوب شود، نماز آن‏ ها تمام است، و مادامى كه مشكوك باشد اين معنى متحقّق شده يا نه احوط جمع است تا متحقّق شود.

و امّا اشخاصى كه از بلاد ديگر وارد كويت شده ‏اند و به مجرّد ورود بدون آن كه قصد اقامه نمايند، از كويت مسافرت كرده ‏اند، به شركت نفت و امثال آن و از آن جا به كويت ‏تردّد دارند به نحوى كه مسافرت از بلد آن‏ ها به كويت و از كويت به شركت استمرار پيدا كرده و اقامه هم در بين واقع نشده، پس نماز آن ‏ها قصر است تا زمانى كه نحوى شود كه‏عرفاً گفته شود سفر، كار آن ‏هاست، و اين معنى متحقّق شود، آن وقت تمام است، و اوقاتى كه مشكوك باشد در تحقّق اين معنى، احوط  جمع است.

و هم چنين است اشخاصى كه وارد كويت شده ‏اند و قصد اقامه ده روز كرده ‏اند و بعدسفر آن ‏ها به نحو مذكور امتداد پيدا كرده است و تكرار مى‏ شود از شركت به كويت و از كويت به شركت بدون قصد اقامه ده روز در كويت، اين قسم مردم زمانى كه مقيم در كويت ‏بوده ‏اند، نماز آن ‏ها تمام و بعد از آن تا موقعى كه شك دارد عرفاً سفر، كار آن‏ هاست يا نه،احوط جمع است، و بعد از تحقّق اين كه سفر كار آن ‏ها است، تمام است.

 

54- سوال- شخصى مثلاً در طهران نماز مغرب را بجا آورد و در طيّاره سوار شد به فاصله بيست دقيقه به كويت رسيد، وقتى كه به كويت رسيد ديد پنج دقيقه به ‏مغرب است، آيا دو مرتبه بايد نماز مغرب را در وقت بخواند يا خير؟

جواب- احوط بجا آوردن نماز مغرب است در كويت.

 

55- سوال- يك عدّه از كاركنان شركت نفت وضع كارشان طورى است كه در يك‏محل معيّن نمى ‏مانند بلكه به طور سيّار هر مدّتى در يك محلّى مشغول كار هستند، و اختيار كارشان با خودشان نيست، يعنى نمى‏ دانند كه الآن كه براى كار به فلان نقطه مى ‏روند تا چه وقت آن جا هستند، ممكن است دو روز يا سه روز بمانند، يا دو ماه يا سه ماه يا بيشتر بمانند، و كار فرما در اوّل امر مدّت توقّف درمحل كار را تعيين نمى ‏كند و نمى ‏تواند تعيين كند، و اين كار مستمرّ آن ‏هاست كه‏در هر محلّى مدّت نامعلومى بايد بمانند و كار كنند، وظيفه آن‏ ها راجع به قصر و اتمام چيست؟

جواب- در صورتى كه مسافرت با شروط معتبره در قصر، محقّق شده باشد، و همين قسم‏ كه در سؤال ذكره شده قصد اقامه ده روز از آن‏ ها محقّق نيست، در اين صورت تا يك ماه‏ نماز شكسته مى‏ خوانند و بعد از يك ماه كه سى روز باشد، تمام مى‏ خواند اگر چه قاصد اقامه‏ نباشد، و اگر ماه بيست و نه روز تمام شود، در روز اوّل ماهِ بعد جمع بين قصر و اتمام نمايند.

 

56- سوال- پدرِ حقير محل سكونت ملكى در خرّم آباد دارند، فدوى چند سالى ‏بدون آن كه بدانم شش ماه متوالى آن جا مانده ‏ام، توقّف داشته و كارمند فرهنگ‏ بوده‏ام، حال كه در تهران خدمت مى ‏نمايم در مواقعى كه به خرّم آباد مى ‏روم و قصد ده روز را ندارم در عمارت ملكى پدرى خود سكونت نمايم، تكليف نماز و روزه حقير چه خواهد بود؟

جواب- ملك داشتن پدر كسى در بلدى كه وطن اصلى او نبوده و وطن مستجدّ آن هم ‏نيست، سبب نمى ‏شود كه وقتى در مسافرت به آن جا وارد مى‏ شود نماز او تمام باشد، نماز او قصر است مگر آن كه قصد ده روز اقامه در آن جا را بكند، يا يك ماه متوالى در آن جا مردّداً مانده باشد.

 

57- سوال- فتواى فعلى حضرت عالى راجع به مسافرت تلفيقى كه چهار فرسخ ‏برود و شب بماند و پيش از ده روز برگردد چيست؟

جواب- اگر نتواند احتياط به جمع كند، اكتفا به اتمام بعيد نيست.

 

58- سوال- اين دعاگو شغلم آموزگارى است در پنج فرسخى وطن خود، و همه ‏روزه براى انجام وظيفه مجبور هستم به غير پنج شنبه و جمعه، صبح به آن جا بروم و عصر ها برگردم، تكليف اين جانب نسبت به نماز و روزه چيست؟

جواب- در مفروض سؤال، وجوب اتمام بعيد نيست.

 

59- سوال- حقير وطن و محل سكونتم شهر يزد مى‏ باشد، ولى دو سال است كه‏ در ده فرسخى شهر، آموزگار مى ‏باشم، و در آن جا علاقه ‏اى ندارم، و خانواده ‏ام‏ هم در شهر مى ‏باشند، و هر هفته در عصر پنج شنبه مى‏ روم به شهر، شب جمعه و روز آن در آن جا مى‏ مانم و روز شنبه صبح مراجعت مى ‏كنم به محل شغلم، و اين ‏عادت را در اين مدّت داشته ‏ام، تكليف حقير در نماز تمام است يا شكسته؟

جواب- لزوم اتمام بعيد نيست.

 

60- سوال- احتياط در مسأله 1282 توضيح المسائل راجع به سفر تلفيقى كه‏ شب در چهار فرسخى بماند، وجوبى است يا استحبابى؟

جواب- مادامى كه احتياط به جمع ممكن باشد خوب است احتياط كنند، و اگر ممكن‏ نباشد كفايت اتمام بعيد نيست.

 

61- سوال- شخصى كه مأمور دولتى است، از موطن اصلى خود به شش فرسخى ‏منتقل شده، در بدو ورود، قصد اقامه عشره نموده و نماز را تمام خوانده، بعد از قصد اقامه، در هر جمعه براى ديدن عائله خويش به محل خود مى ‏رود و روز شنبه بر مى ‏گردد و مدّت هفت ماه و نيم از اين مقدّمه مى گذرد، تكليف او در باب‏ نماز و روزه چيست؟

جواب- در مفروض سؤال وجوب اتمام  و گرفتن روزه بعيد نيست.

 

62- سوال- بعض اشخاص هستند كه از اهل دِه مى‏ باشند و در شهر كسب دارند،و از دِه آن‏ ها - كه وطن آن ‏ها است - تا شهر، هشت فرسخ يا زيادتر است، و درشب شنبه تا شب جمعه مى ‏آيند به شهر براى كسب يا بنّايى يا كار ديگر، باز شب‏ جمعه به دِه خود بر مى ‏گردند، باز روز شنبه مى ‏آيند به شهر، تكليف ايشان درباب نماز و روزه چيست؟

جواب- وجوب اتمام نماز و گرفتن روزه بعيد نيست.

 

63- سوال- كاسبى كه در دهات كه وطن اوست مشغول كسب و هفته يك مرتبه‏ براى خريد اجناس به شهر مى ‏رود كه از دِه او تا به شهر به قدر مسافت است،تكليف او در باب نماز و روزه چيست؟

جواب- با اجتماع شرايط سفر، وجوب قصر بعيد نيست.

 

64- سوال- مسافرى كه چهار فرسخ مى‏ رود و شب را مى ‏ماند و روز ديگر بر مى ‏گردد، آيا احتياط به جمع درباره او وجوبى است يا استحبابى؟

جواب- احتياط وجوبى نيست، و كفايت اتمام بعيد نيست.

 

65- سوال- زارع از براى فروش ميوه جات در تابستان، ماهى پنج مرتبه يا كمتر يا زيادتر، از دِه خود مسافرت مى ‏كند، تكليف او نسبت به صلات و صوم چيست؟

جواب- ظاهراً تكليف او قصر است.

 

66- سوال- اين احقر شغلم موعظه و اهل منبر هستم، هر ساله كارم اين است كه از محل خود حركت مى ‏كنم مى‏ روم در يك دهى كه سَرِ پنج فرسخى است، ده روز مى‏مانم با قصد اقامه، بعد از آن جا حركت مى ‏كنم با قصد رفتن تا چهار فرسخ، ولى ‏اين چهار فرسخ را به مرور ايّام در ظرف دو ماه طى مى كنم، بعد از دو ماه باز مى‏ آيم ‏در آن دهى كه در اوّل ده روز ماندم، باز از آن جا در سمت ديگر در مدّت دو ماه سير مى‏ كنم كه منتهاى سيرم باز چهار فرسخ است، تكليفم نسبت به نمازم چگونه است؟

جواب- اگر از محل خود تا جايى كه بعد از ورود، ده روز با قصد مى ‏مانيد، پنج فرسخ ‏است، در رفتنِ به آن محل نماز تمام است، و در آن محل هم به لحاظ اقامه، و نيز عدم ‏سفر تمام است، و از آن جا تا چهار فرسخ ديگر مى ‏رويد و لكن چهار فرسخ را در دو ماه‏ مى‏رويد نيز نماز تمام است، و در برگشتن از آن جا كه چهار فرسخ مى ‏آييد تا محل اقامه ‏سابقه، و از محل اقامه بى درنگ به جانب ديگر چهار فرسخ مى ‏رويد از چهار فرسخ اخير مثل چهار فرسخ اوّل در ظرف دو ماه برويد نيز نماز تمام است، و اگر به نحو متعارف‏ مسافرين مى ‏رويد و از اوّل مراجعت، قصد رفتن هشت فرسخ را داريد، نماز قصر است.

 

67- سوال- اين دعاگو ساكن قريه درواريگ هستم، مدّت هشت سال است كه در شهر دامغان خانه ‏اى خريده ‏ام، در سال اوّل هشت ماه در آن جا سكنى نمودم، و سال دوّم و سوّم و چهارم هر سالى سه ماه الى چهار ماه، و من بعد، هر ماهى دو سه روز، و باطناً هم ميلم بر اين است كه در شهر باشم، لكن به واسطه اين كه درقريه مزبور خانه و ملك و زندگانى دارم برايم ميسّر نمى ‏شود، و مسافت بين قريه ‏مزبوره تا شهر دامغان هفت فرسخ است، آيا تكليف دعاگو چيست؟

آيا با اين كه در شهر هر وقت مى ‏روم قصد ماندن ده روز را ندارم، بايد در رفتن ‏و در شهر و برگشتن، نمازم را تمام بخوانم و روزه ‏ام را بگيرم، يا خير بايد قصراً نماز بخوانم و روزه نگيرم، يا بايد جمع نمايم؟

جواب- اگر منزلى را كه در شهر دامغان داريد محل اقامه خود قرار داده ‏ايد كه هر سال مقدارى از سال را سه ماه الى چهار ماه ساكن و مقيم باشيد، اقوى آن است كه نماز شما در قريه خودتان و در دامغان تمام است، و در رفتن و برگشتن نيز اگر از هفت فرسخ بيشتر نيست، چنان چه نوشته‏ايد، نمازتان تمام و روزه هم بايد بگيريد.

 

68- سوال- راجع به مسافرى كه قصد اقامه كرده در مشهد مثلاً، و در اثناى اقامه،يا بعد از اقامه برود به خواجه ربيع، آيا اقامه او به هم مى ‏خورد يا خير؟

جواب- اگر كسى در محلّى قصد اقامه ده روز يا زيادتر بكند، و از اوّل قصد خروج از محل‏اقامه به مادون المسافت نداشته باشد، و اتّفاقاً در بين ده روز بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى، به كمتر از مسافت از آن جا بيرون رود، و به محل اقامه خود كه بر مى ‏گردد قصد ماندن ده روز نداشته باشد از مادون المسافت كه بر مى ‏گردد، در راه و محل اقامه و بعد ازخروج از محل اقامه تا به محل خود برود، نماز او قصر است.

و در خود مادون المسافت و رفتن در محل اقامه به مادون المسافت، احوط جمع است،و مادامى كه از محل اقامه خارج نشده به مادون المسافت نماز او تمام است، و در مسأله ‏فروض ديگرى هست كه در رسائل عمليّه ذكر شده.

 

69- سوال- اين جانب مدّت هشت سال است كه در نجف اشرف براى تحصيل‏ سكونت دارم، و قصد توطّن هم ندارم، و شب‏ هاى جمعه مرتّباً به كربلاى معلّى براى ‏زيارت ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام مشرّف مى‏ شوم، تكليف حقير در باب نماز چيست؟

جواب- در مفروض سؤال بعيد نيست وجوب اتمام در نجف، و در مسافرت كربلا واجب‏است با شرايط  سفر.

 

70- سوال- سؤالى از حضرت عالى كرده ‏اند به اين مضمون: هرگاه كسى مالك ‏چيزى باشد در مكانى، و در حال مالكيّت شش ماه در آن جا اقامت كرده باشد، و در مسافرت‏ هاى خود به آن جا برسد، و فعلاً هم مالك آن چيز باشد، نماز او تمام‏است در آن محل يا خير؟

جواب فرموده‏ايد: بلى تمام است چنان چه مشهور فرموده ‏اند، داعى عرض ‏مى‏ كنم: آيا اين حكم شامل كسى كه از وطن اصلى يا اتّخاذى خود اعراض كرده با اين كه در آن جا ملكى دارد نيز مى ‏شود يا خير، و آيا ملك اعمّ است حتّى نخله را نيز شامل مى‏شود يا خير؟

جواب- بلى هر دو مورد را شامل مى ‏شود.

 

71- سوال- به طورى كه در اين حدود شهرت مى ‏دهند در مسأله قصر و اتمام رأى‏ مبارك تغيير پيدا كرده، موارد تغيير فتوى را مرقوم فرماييد؟

جواب- در مسأله سفر تلفيقى كه رفتن و برگشتن به حدّ مسافت شرعيّه باشد، اگر شب را بيتوته كند در مقصد، سابقاً احتياط مى ‏كردم ولى فعلاً اتمام را لازم مى ‏دانم، و اگر كسى در محلّى ملكى داشته باشد، و در آن محل شش ماه و لو متناوباً اقامت كرده باشد، آن محل ‏حكم وطن را دارد.

 

72- سوال- چون اختلاف از فتاوى حضرت آيت اللَّه نسبت به اين مسأله نقل شده كه ‏هرگاه كسى در بلدى قصد اقامه ده روز كرد، و در بين يا بعد از ده روز برود سَرِ دو فرسخى يا سه فرسخى و برگردد، و نمى ‏داند ده روز ديگر اقامه او در بلد محل اقامه ‏طول مى‏كشد يا نه، و فرض اين است كه بلد اقامه در طول سفر نيست، بلكه بايد از بلداقامه انشاى سفر كند، نماز و روزه او در اِياب و ذهاب و مقصد، قصر است يا تمام؟

جواب- در مفروض سؤال كه بعد از ده روز اقامه، يا در بين اقامه، پس از آن كه يك نماز ِتمام خوانده است، رفته باشد و قصد مسافرت جديده ندارد، ظاهر آن است كه نماز در رفتن و مقصد و محل اقامه تمام است.

 

73- سوال- يك نفر كارگر شركت نفت است، و او را مأمور كشتى‏هاى نفت كشى ‏كرده‏اند كه از آبادان مرتّب حمل نفت مى‏ كند به بوشهر و بندر عبّاس مثلاً، و درمحل اقامه و وطن خود ده روز توقّف نمى‏كند، تكليف او در باب نماز و روزه ‏چيست؟ و نيز محتمل است كه بعد از چند ماه از عمل مزبور، او را معزول و به‏ كار ديگر در وطنش بگمارند؟

جواب- مادامى كه اين قسم باشد نماز او تمام است.

 

74- سوال- مردى از غير وطن خود زن مى ‏گيرد، از اوّل او را مى ‏برد در غير وطن ‏اصلى خودش، و مدّتى هر چند سالى در جايى توقّف دارند، فرزندانى هم ‏آورده ‏اند، و با زن و فرزندانش گاهى به وطن اصلى خودش مسافرت مى ‏كند، و فرض اين است كه مرد از وطن اصلى اعراض نكرده، با نداشتن قصد اقامه عشره ‏در آن جا تكليف مرد معلوم است، آيا زن و فرزندش با نداشتن قصد اقامه تكليف ‏آن‏ ها در نماز قصر است يا تمام؟

جواب- با نداشتن قصد اقامه بعيد نيست لزوم قصر، و اگر با اقامت شوهر ناچار به اقامت ‏است، احوط آن است كه از شوهر سؤال كند كه قصد اقامه كرده است يا نه، و طبق آن چه ‏قاصد مى ‏شود عمل كند.

 

75- سوال- ايلات كه صحرانشينان هستند، حكم مسافرت در آن‏ ها جارى ‏نيست، ايلات آذربايجان كه به آن ‏ها شاهسَوَن مى‏ گويند، دو محل و دو مسكن‏ دارند؛ يكى مغان كه قشلاق آن ‏هاست و ديگرى كوهستان كه ييلاق آن‏ هاست، سه ‏چهار ماه در فصل زمستان در قشلاق زندگى مى‏ كنند، بعد از آن جا حركت كرده ‏به قصد ييلاق مى‏ روند، و در بين دو مسكن آن ‏ها تقريباً سى فرسخ راه است، و هم‏ چنين از ييلاق كه حركت نمودند مقصد شان قشلاق مى ‏باشد هر چند در راه‏ چهار، پنج روز يا زيادتر توقّف مى‏ نمايند، آيا حكم مسافرت در حقّ شان جارى‏است يا خير؟

جواب- اگر در ييلاق كه مى‏ روند يك جا اقامت مى‏ كنند، و در قشلاق هم يك جا اقامت ‏مى‏ كنند، نماز آن‏ ها در اين دو محل تمام است، و در رفتن به ييلاق و بر گشتن از قشلاق،اگر فاصله به مقدار مسافت شرعيّه باشد، در بين راه نماز آن ‏ها قصر است، و امّا اگر درييلاق و قشلاق يك جا توقّف نمى‏ كنند و دنبال ماء و كلاء هميشه در حركت هستند، نماز آن ‏ها در ييلاق و قشلاق و بين راه تمام است.

 

76- سوال- مأمور دولت از وطن خود به شش فرسخى منتقل مى‏شود، و در بدوامر قصد اقامه عشره مى‏كند، و نماز را تمام مى‏خواند، بعد از قصد اقامه در هرجمعه براى سرپرستى به عايله خود به محل خود مى‏رود، و روز شنبه مراجعت‏مى‏كند، و مدّت شش ماه است از اين مقدّمه مى‏گذرد، تكليف او در باب نماز وروزه چيست؟

جواب- در مفروض سؤال وجوب صوم و اتمام نماز بعيد نيست.

 

77- سوال- حقير و عدّه ‏اى ديگر متجاوز از يك سال است كه مقيم كاظمين ‏شده ‏ايم و مشغول كار مى ‏باشيم، و هر چند روز يك مرتبه به بغداد رفته بر مى ‏گرديم، تكليف ما در باب نماز و روزه چيست؟

جواب- در صورتى كه فعلاً مقيم كاظمين هستيد، نماز شما تمام  و بايد روزه بگيريد.

 

78- سوال-شخصى محل سكونتش تهران است، ولى محل كارش در كرج كه هشت‏ فرسخى تهران است، مى‏ باشد، و هر هفته روز شنبه به محل كار خود مى‏ رود، و شب ‏جمعه به تهران بر مى ‏گردد، تكليف اين شخص نسبت به نماز و روزه چيست؟

جواب- در مفروض سؤال نماز او تمام و روزه را هم بايد بگيرد.

 

79- سوال- از محل سكونت، تا مشهد شش فرسخ مى ‏باشد، براى زيارت يا انجام كارى به مشهد مى ‏رويم، در باب نماز و روزه تكليف ما چيست؟

جواب- اگر به مشهد كه مى‏رويد خيال داريد ده روز در آن جا بمانيد و بعد مراجعت كنيد،در اين صورت نماز شما در رفتن و برگشتن و خود مشهد تمام است، و اگر قصد داريد به‏مشهد برويد و بدون فاصله در آن روز يا در آن شب به محل خود بر گرديد، نماز شما شكسته است، و اگر قصد شما اين است كه به مشهد برويد و يك شب يا دو شب يا كمتر ازده روز بمانيد و برگرديد، در اين صورت احوط جمع است بين قصر و اتمام، اگر چه كفايت‏ اتمام در صورت تمكّن بعيد نيست.

 

80- سوال- در باب سفر تلفيقى، رسائل حضرت آيت اللهى مختلف است، دربعضى (چنين آمده) در صورتى كه شب بماند، احتياط لا يترك به جمع است، و در بعضى فتوى به تمام است، رأى اخير خودتان را معيّن فرماييد؟

جواب- سابقاً ترك احتياط به جمع را اذن نمى ‏دادم، و فعلاً اكتفا به اتمام بعيد نيست.

 

81- سوال- اين دعاگو دهى اجاره كرده ‏ام چهار ساله، و از محل سكونتم تا آن ده ‏هفت فرسخ مى‏ باشد كه لا اقلّ هفته يك مرتبه بايد بروم به آن ده و دو سه روز بمانم ‏بر گردم، تكليفم در باب نماز و روزه چيست؟

جواب- سابقاً احتياط به جمع را در رسائل عمليّه نوشته ‏ام، و فعلاً اكتفا به تمام را بعيد نمى‏ دانم.

 

82- سوال- فدوى در كرج كه شش فرسخى طهران است، براى درس خواندن ‏روزهاى شنبه مى ‏روم و عصر پنج شنبه بر مى ‏گردم، بعد در پنج شنبه و جمعه‏ مى‏روم در چهار فرسخى براى درس گفتن، تكليفم در باب نماز و روزه چيست؟

جواب- در فرض مذكور نماز را تمام و روزه را مى ‏گيريد حكم مسافر نداريد.

 

83- سوال- هرگاه شخص مسافر در محلى قصد اقامه عشره كند و از اوّل قصد اقامه، قصد خروج از آن جا را نداشته باشد بعد اتّفاقاً در بين ده روز به كمتر از مسافت ‏برود، همان روز يا شب آن روز بر گردد، تكليف او در نماز و روزه چيست؟

جواب- اگر كسى بعد از تحقّق اقامه ده روز، در بين ده روز، يا اين كه قصد داشته ده روز بماند، يك نماز چهار ركعتى كرده، سفر او منقطع شده، و به بيرون رفتن، اقامه او به هم ‏نمى‏خورد مگر آن كه قصد مسافت شرعيّه داشته باشد.

 

84- سوال- فدوى سر عمله جادّه هستم، همه روزه از خانه و وطن خود بيرون‏ مى‏روم، بعض روزها قصدم رفتن دو فرسخى است، بعض روزها قصد مى‏كنم ‏بروم سَرِ چهار فرسخى و همان روز بر گردم، بعض روز هم سَرِ چهار فرسخى‏ شب مى‏ مانم، در تمام سال كارم اين است، تكليف نماز و روزه فدوى چيست؟

جواب- در روزهايى كه قصد داريد چهار فرسخ يا زيادتر و كمتر از هشت فرسخ برويد و همان روز يا شب برگرديد، حكم مسافر داريد و نماز شما قصر است، و اگر شب بيتوته‏ كنيد كفايت تمام بعيد نيست و حكم دايم السفر نداريد مگر آن كه كار شما همه روزه سفر هشت فرسخ يا چهار فرسخى باشد كه همان روز برگرديد.

 

85- سوال- شخصى در ماه رمضان قصد اقامه در محلّى كرده و روزه هم گرفت، هنوز نماز چهار ركعتى نخوانده از قصد خود منصرف شد، روزه آن روز او چطور است؟

جواب- احوط قضاى روزه است اگر اقوى نباشد.

 

86- سوال- لو أقام مسافر في الخراسان مثلاً أو بغداد، وفي الأثناء خرج بمثل خواجه ربيع ‏في خراسان أو الكرّادة والأعظميّة في بغداد، فهل ينافي الإقامة؟

جواب- الخروج إلى توابع محلّ الإقامة لا يضرّ بالإقامة سواء قصده في أوّل الأمر أو في‏الأثناء، و الأعظميّة جزء من بغداد، فالخروج إليها لا ينافي الإقامة، و أمّا الخروج إلى مادون ‏المسافة ممّا ليس من توابع محلّ الإقامة، فإذا قصده في أوّل الأمر أو في الأثناء قبل أن يصلّي ‏صلاةً واحدة بالإتمام، فالظاهر أنّه مضرّ بالإقامة، و أمّا إذا قصد الإقامة وصلّى صلاةً واحدة بالإتمام ثمّ قصد الخروج إلى مادون المسافة، يجب عليه الإتمام ما لم ينشأ سفراً جديداً.

 

87- سوال- اين دعا گو اهل نجف مى ‏باشم، و محل مأموريت دعاگو در فرهنگ قم ‏تعيين شده، و اداره فرهنگ قم شغل دعاگو را در دو فرسخى قم تعيين نموده كه‏ براى انجام وظيفه هر روزه به آن جا بروم و برگردم، تكليف دعاگو در باب نماز و روزه چيست؟

جواب- در صورتى كه در قم ده روز اقامه كرده باشيد، يا قصد اقامه ده روز كرده باشيد با خواندن يك نماز چهار ركعتى، در رفتن به دو سه فرسخ، حكم مسافر نداريد.

 

88- سوال-اگر شخصى در تابستان در وطن خود مشغول بنّايى باشد، و در سه‏ ماه زمستان نظر به رواج نبودن كار بنّايى بخواهد شغلش را در سفر قرار دهد، در صورتى كه ده روز هم وطنش نماند، تكليف او در نماز و روزه چيست؟

جواب- در صورتى كه كثرت سفر در بعض سنه دون بعض باشد، به نحوى كه عرف آن‏ شخص را در آن بعض، كثير السفر حساب نمايد، در آن بعض حكم كثير السفر را دارد.

 

89- سوال- كسى كه اقامه ده روز و يا بيشتر براى تحصيل و غيره نموده، و در بين‏اقامه از محل اقامه به دو فرسخى {سفر} مى‏نمايد، آيا نماز او در مسافرت و بعد از برگشتن به محل اقامه - كه ديگر بعد از برگشتن، اقامه نخواهد نمود - قصربخواند يا اتمام؟

جواب- هرگاه قصد دارد كه در بر گشتن بدون اقامه جديده به محلّى رود كه مسافت ‏شرعيّه است، در رفتن به يك فرسخى يا دو فرسخى و در خود آن محل، احوط جمع است، و در مراجعت جواز قصر بعيد نيست، اگر چه احوط در رجوع و محل اقامه جمع است.

 

90- سوال- نماز كسى كه در اوّل وقت در حضر و در آخر وقت در سفر است و به ‏عكس، به چه نحو است؟

جواب- مراعات آخر وقت را بايد بكند.

 

91- سوال- كسى كه وطن اصلى او تبريز است براى تحصيل آمده به كرج و در آن‏ جا مشغول است و قصد اقامه ده روز هم در كرج نمى ‏كند، بلكه از روز شنبه تا پنج ‏شنبه در آن جا مى‏ ماند، روز جمعه به طهران مى ‏آيد يكى دو روز در طهران مانده‏ مراجعت به كرج مى‏ نمايد، تكليف اين شخص نسبت به نماز و روزه چيست؟

جواب- در مفروض سؤال وجوب صوم و اتمام نماز بعيد نيست.

 

92- سوال- حقير از اهل ايران مى ‏باشم، در كاظمين منزل دارم، ولى شغلم در بغداد آموزگارى است، هر روز صبح مى ‏روم و عصر بر مى ‏گردم، و چون در اوّل‏ ورود به كاظمين قصد اقامت نمودم، نمازم را تمام و روزه را مى ‏گيرم، اگر به‏كربلا يا نجف بروم و بر گردم باز نمازم در كاظمين و بغداد تمام است و روزه بايد بگيرم يا نمازم قصر است؟

جواب- در صورتى كه به كربلا، يا نجف، يا جايى كه به قدر مسافت است برويد، اقامه ‏شما در كاظمين به هم مى‏خورد و محتاج به قصد اقامه جديد مى باشيد.

 

93- سوال- اشخاصى از خارج به كويت آمده ‏اند، بعضى پيش از اقامه و بعضى ‏بعد از اقامه براى شغلى، كمتر از مسافت و يا به قدر مسافت، از شهر بيرون ‏مى‏ روند، و گاهى همان روز يا همان شب بر مى‏ گردند، و گاهى يك هفته فاصله‏ مى ‏شود، تكليف آن‏ ها در باب نماز و روزه چيست؟

جواب- به نحو كلّى هرگاه كسى از وطن خود به جاى ديگر مسافرت كند كه بين آن ‏هامسافت شرعيّه است، و در جايى كه وارد شده يك سال يا كمتر يا بيشتر همه روزه از آن‏ جا به هشت فرسخ برود و همان روز برگردد، يا فرضاً يك شب، يا دو شب بماند و بعد برگردد و مستمرّاً كار او همين باشد در ظرف يك سال، فعلاً حكم كثير السفر بر او مترتّب‏خواهد بود، خواه اوّل اقامه در آن محل كرده باشد و بعد به اين نحو مستمرّاً عمل كند، يااقامه نكرده باشد.

 

94- سوال- وظيفه مقيم نسبت به صوم و صلات پس از ده روز يا قبل از آن و اتيان ‏به يك نماز تمام در صورتى كه از حدّ ترخّص خارج شود الى مادون المسافة با قصد اين كه بعد از مراجعت به محل اقامه كمتر از ده روز بماند، چيست؟

جواب- در مفروض سؤال، بايد نماز را قصر بخواند و روزه را افطار كند، لكن احوط آن ‏است كه در رفتن و در مقصد بين قصر و اتمام جمع كند.

 

95- سوال- شخصى در شميران - دو فرسخى طهران - ساكن است، و قصد توطّن‏نكرده و همه روزه به جهت مشاغل متفرّقه به طهران مى‏ رود و بر مى ‏گردد، تكليف ‏او نسبت به صوم و صلات در طهران و شميران چيست؟

جواب- اگر سكونت در شميران را اختيار نموده به نحوى كه اگر علل پيدا نشود براى رفتن ‏از آن جا، در آن جا مى ‏ماند، مادامى كه در آن جا هست نماز او تمام و روزه بر او واجب‏است، و آمد و رفت همه روزه او در طهران سبب قصر نمى ‏شود.

 

96- سوال- شخصى در محلى قصد اقامه كرده بدون آن كه عزم مسافرتى از آن جا به كمتر يا بيشتر از حدّ ترخّص داشته باشد، و اتّفاقاً بعد از ده روز، مدّت چند روز ديگرى كه تقريباً بيست روز مى ‏شود پيش آمد مى‏ شود كه همه روزه به مادون‏ مسافت و زايد بر حدّ ترخّص مى‏ رود و همان روز يا شب بر مى‏ گردد، وظيفه او نسبت به نماز و روزه چيست؟

جواب- در مفروض سؤال اگر مادون مسافت كمتر از چهار فرسخ باشد، نماز او تمام و روزه ‏بر او واجب است.

 

97- سوال- طلّابى كه در قم يا نجف در هر سال 6 يا 8 ماه در آن جا مى ‏مانند و درسه ماه تابستان - كه تعطيل است - به ولايات خود مى ‏روند، اگر در اين بين سه ماه،عبور آن ‏ها به قم يا نجف افتاد كه قصد ماندن ده روز ندارند، تكليف آن‏ ها چيست؟

جواب- اگر قم يا نجف مسكن دايمى آن ‏ها شده، فقط در هر سال هشت ماه مثلاً براى‏تحصيل مى ‏مانند، و در آن جا ملكى ندارند كه شش ماه و لو متناوباً مانده باشند، حكم ‏مسافر را دارند.

 

98- سوال- زيدى مسافرت مى ‏كند در محل معيّن كه در آن جا بنّايى كند تا مدّت ‏يك ماه يا بيشتر، و چون در آن جا محلّى براى سكناى او ندارد هر روز بعد از فراغ از شغل خود مى ‏رود به محل ديگر كه تا محل شغل او دو فرسخ است، و شب‏ را در آن جا مى ‏ماند، روز ديگر مى‏ رود به محل شغل خود، تكليف او در امر نماز چيست؟

جواب- در صورتى كه در محل شغل خود، يا جايى كه شب مى ‏ماند، ده روز بماند و بعد به‏كمتر از مسافت رفت و آمد كند، مادامى كه انشاء سفر جديد نكرده، نماز او تمام، و اگر بدون قصدِ اقامه در آن محل بماند، اقامه محقّق نمى‏ شود و نماز او قصر است.

 

99- سوال- عدّه كثيرى از مأمورين دولت حسب الأمر به نقاطى غير از وطن ‏اصلى خود مأموريت پيدا مى‏ كنند، و اين مأموريت ‏ها نوعاً چند سال طول‏ مى ‏كشد، و مانند اشخاص مقيم متوطّن زندگانى مى‏ كنند، ولى مدّت توقّف آنان ‏معيّن نيست، آيا تكليف آنان در نماز و روزه چيست؟

جواب- در صورتى كه بداند ده روز يا زيادتر آن جا توقّف دارد، نماز او تمام است و روزه هم ‏بايد بگيرد، و اگر آن مقدار هم اطمينان به توقّف خود ندارد و مردّد است تا 30 روز، نماز او قصر است و بعد از سى روز توقّف متردّداً، مادامى كه انشاء سفرى كه واجد شرايط باشد در آن مكان نكرده است، نماز او تمام است و روزه هم بايد بگيرد.

 

100- سوال- شخصى ساكن طهران است، در هفته سه الى چهار روز براى تدريس‏به هشت فرسخى مى‏ رود و شب بر مى ‏گردد، تكليف او در نماز تمام است يا قصر؟

جواب- احوط جمع است اگر چه كفايت اتمام بعيد نيست.

 

101- سوال- اين احقر در طهران براى تحصيل موقّتاً اقامت نموده ‏ام، و گاهى از حدّ ترخّص آن بيرون مى‏ روم به طرف حضرت عبدالعظيم عليه السلام و شميران، و عصر هم بر مى‏ گردم، آيا با اين فرض قصد اوّليّه ‏ام بهم مى‏ خورد يا خير؟

جواب- احوط آن است كه قصد اقامه جديده بعد از برگشتن نماييد، و در اين صورت نماز را در رفتن و برگشتن و حضرت عبدالعظيم عليه السلام تمام بخوانيد.

 

102- سوال- شخصى كه از وطن خود براى تجارت به شهر ديگر مى ‏رود، گاهى‏ اتّفاق مى ‏افتد كه در ظرف ده روز مثلاً دو سفر يا سه سفر مى ‏رود و به وطن خود بر مى ‏گردد، آيا چنين شخصى حكم كثير السفر دارد يا خير؟

جواب- داخل كثير السفر نيست على الأقوى.

 

103-سوال- اين دعاگو از اهل طهران، و در طهران سكنى دارم و در كرج كه هشت ‏فرسخى طهران است باغ و ملكى دارم، گاهى براى سركشى به آن جا مى ‏روم، ولى ده روز در آن جا نمى‏ مانم، تكليفم نسبت به نماز و روزه چيست؟

جواب- هرگاه در آن جا منزلى داشته باشيد و شش ماه در آن جا اقامه نموده باشيد، وجوب ‏اتمام است در آن جا، و امّا در بين راه بر فرض هشت فرسخ بودن، نماز شكسته است.

.........................................................................................

1- نساء /101 .

منبع:  استفتائات حضرت آیت الله العظمی بروجردی، جلد اول ،ص177 الی 214 ( چاپ موسسۀ حضرت آیت الله العظمی بروجردی).

 
     
 

جستجو در پورتال

کتابخانه الکترونیک