فارسی / العربیه / English

 

فهرست عناوین

دسترسی سریع

 
 
حمایت فاطمه زهرا(س) از علی (ع) نسخه PDF چاپ ایمیل

سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج

موضوع :حمایت فاطمه زهرا(س) از علی (ع)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله المعصومین المكرمین سیما بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا فی العالمین واللعن علی اعدائهم و مخالفیهم و منكری فضائلهم و مناقبهم الی قیام یوم الدین.

ایام فاطمیه است و حرف برای گفتن زیاد است. مسئله ­ای وجود دارد که می خواهم به آن بپردازم. این مسئله اغراق نیست ، بلکه مطلبی است که ائمه هم آن را تصدیق کرده اند. ما بقای دین اصیل را مدیون فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هستیم. وامدار فاطمه زهرا هستیم . این دو ماه، دو ماهی است که هر روزش در تغییر تاریخ نقش اساسی داشته است. امیرالمومنین خیلی بزرگ است، اما در آن روزگار امیر المومنین محتاج یاری فاطمه زهرا بود. یعنی تشخص فاطمه زهرا طوری بود که اگر فاطمه زهرا و حمایت او از امیر المومنین نبود، علی (ع) ساقط شده بود . تعارف نیست ، واقعیت است. دختر پیغمبر، دختری که پیغمبر ،شب و روز آمده در خانه او، سلام کرده و دستش را می­ بوسید و بارها می فرمود: «فاطمة بضعةٌ منی من آذاها فقد آذانی (1) این روایت چقدر  جلوی افراد گفته شد و تکرار شده که کسی مثل بخاری هم نتواند از آن بگذرد. صحیح بخاری در آخر اضافه می کند « و ماتت و حین ماتت هی غضبان (2) » شما توجه داشته باشید، چقدر پیغمبر این حدیث را گفته  که این مقدارش مانده است .خطبه غدیر را دهها هزار نفر شنیدند ، سه ماه بعد قصۀ سقیفه اتفاق افتاد و همه منکر شدند . بعدها هم که کتاب نوشتند، گفتند پیغمبر ایستاد و خطبه خواند « خطب رسول الله » اما آیا « من کنت مولا و هذا علی مولا » (3) اول نداشت؟ بسم الله نداشت؟ حمد خدا نداشت ؟ این پیغمبری که هر کجا خواسته خطبه بخواند اول بسم الله و حمد خدا را می گوید چرا می­گویی خطب؟ بگو پیغمبر حدیثی فرمود. نگو خطب. چون نتوانستند انکار بکنند. پیغمبر با جمعیت چند ده هزاری حرف زده است. یکی برداشته یک جمله از آن را گفته، آن یکی یک جمله و... آن وقت اینها را کنار هم که جمع می کنی تازه مفهوم پیدا می­کند. آن قدر باید پیغمبر بگوید تا کسی مثل بخاری مجبور شود حدیث را بنویسد. آن وقت این فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از لحظه رحلت پیغمبر به بعد، حمایت بی­ دریغی از علی بن ابی طالب می­ کند. به صور مختلف. ایستاده در مسجد و خطبه خوانده است. به قول آن آقا اصلاً بنای شیعه این بود که  خطبه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را حفظ می­ کردند. معمول این طور بوده که حفظ می ­کردند. برای این خطبه تفسیرها نوشته شده است. خیلی پخته است . وقتی توجه می­ کنید این جمله ها را «...یا ایها الناس، اعلموا انی فاطمة و ابی محمد (ص)... (4) » یادتان رفته من همان دختر پیغمبر هستم که دارم اینجا حرف می­ زنم!! چی شده که فاطمه زهرا این طوری و با این خطاب صحبت می کند؟ نمی­ شناختند؟ یک نفر بود که فاطمه را نشناسد؟ چی می­ خواهد بگوید؟ می­ گوید من همان فاطمه­ ای هستم که پیغمبر آن طور نسبت به من عنایت داشت. آن طور نسبت به من محبت می­ کرد. شما دارید چکار می­ کنید؟ شما دارید به کجا می­ روید؟ فاطمه زهرا فدک را بهانه می­ کند. و مطالبی که به قول ما بمباران می­ کند. شما قرآن نمی­ فهمید، چون اهل فهم قرآن نیستید!! شما قرآن نمی­ فهمید؟! شما کلام پیغمبر را درنیافتید؟! شما حدیث مجعول را جای حدیث صحیح می­ گذارید؟! یعنی در این اساس تغییر می­ دهید و تشخیص نمی­ دهید. شما دارید این کار را می­ کنید. از فدک عبور می­ کند. شما می ­دانید در قصه خلافت دارید چکار می­ کنید؟ بار خلافت، باری سنگین است به دوش چه کسی می­ خواهید بگذارید؟ خلافت را به شتر تشبیه می ­کند. این شتری که بار کردید ، لنگ است. تعبیرات عجیب و غریبی دارد . شتر لنگ است. این شتر لنگ اگر راه او صاف بود، آرام و لنگان لنگان می­ رفت و بار را به مقصد می ­رساند، اما راه سنگلاخ است. راه پرپیچ و خم است. این شتر لنگ ، بار خلافت را چطور می­ خواهد بکشد ؟ فردا خواهید دید و به سرتان می ­آید. فردا می ­بینید چه خواهد شد. تمام این قضایا در دو ماه یا سه ماه واقع شده است. اینها همه حالیشان نبود. حکومت این طوری می ­خواهد، ما هم زندگی داریم ، ما که مجاهداتمان را کرده ایم، حالا پیرمرد شده ایم قدری به نماز و روزه بپردازیم!! خیلی ها این طور گفتند. در جهادهای اصلی همراه پیغمبر بوده ایم. حالا چکار به این کارها داریم!! مثل عبد الله عمر که وقتی امام حسین از او طلب یاری کرد ، گفت آقا ما مخالفت کردیم و ما گفتیم تایید نمی کنیم، دیگر کاری نداریم!! نشست در خانه و مشغول عبادت شد. همین مقدار. اما بعداً کسانی سر کار آمدند که به نام پیغمبر شراب خورده و مست در محراب قرار ­گرفتند!! این ها جای پیغمبر نشستند. حتی ظواهر را هم رها کردند. ظلم به وسیله حکام، اصل اولیه برای تحکیم قدرت بود ! فساد، اصل اولیه در زندگیشان بود! آنها که شراب می­ خوردند، وابستگان آنها و مردم هم همین طور شدند. متأسفانه بعضی ها نوشتند یا گفتند ما به هزار و یک شب بغداد باید افتخار بکنیم!! به عنوان اسلام، شبهای بغداد. شبهای اندلس. کاخ های اموی با عظمت و چراغهایشان چطور تا صبح روشن بود و فواحش و رقاص ها را از گوشه و کنار دنیا می ­آوردند تا برای خلیفۀ مسلمانها بزنند و برقصند!! این شد افتخار ما !! پیغمبر برای همین آمد؟ عمار یاسر و سمیه برای همین شکنجه شدند؟ این ها را فاطمه زهرا مشخص کرد. الان نزدیک هفتصد تا هشتصد نفر مستبصر در قم داریم. در همین مرکز جهانی علوم اسلامی تحصیل می کنند. گاهی ما اینها را می ­بینیم و جلساتی با آن ها داریم. اینها در سطح دکترا هستند با وهابیت کار کرده اند. در دانشگاه های وهابی بودند. اینها یک مرتبه متحول شده اند و به قم آمدند، ماها هم که اهل رسیدگی به این افراد نیستیم . خانه یکی از آنها رفتم روی روزنامه نشسته بود!! حتی چیز نداشت زیر پایش بیاندازد ، آن وقت این دکتر بود. در لیبی استاد دانشگاه بوده ! رها کرده و آمده اینجا. نویسنده است کتاب هایی نوشته، آدم حسابی است. برای چه آمده؟ متحول شده است. مرکز جهانی برای آنها مکاسب و دوره­های پنج ساله ­گذاشته!! می­ گفت آقا ما مکاسب و رسائل نمی ­خواهیم. ما معارف ائمه را می خواهیم بخوانیم. برای ما اصول کافی تدریس بکنید. اصول کافی برای ما بگویید ، مکاسب را می ­خواهیم چکار کنیم؟! من از آنها سوال کردم ، چطور متحول شدید؟ گفت این برای ما یک عقده بوده، یک دختر از پیغمبر مانده، پیغمبر این دختر را عاق نکرده، طرد نکرده، چرا بلافاصله بعد از پیغمبر ( دو ماه بعد از پیغمبر ) از دنیا می­ رود؟ چرا؟ مگر مریض بوده ؟ در تاریخ چیزی ننوشته اند . چرا قبرش مخفی است؟ خودش فرموده که قبر من را مخفی نگه دارید چرا؟ برای اینکه چه کسانی نیایند، چرا نیایند؟ بعد به فدک می­رسیم. خطبه فدکیه را می ­بینیم. یکی از آنها می ­گفت من اول به ذهنم خطور کرد، دختر پیغمبر با این همه عظمت به خاطر فدک در مسجد خطبه ی خواند؟ قدری نظرم سست شد. خطبه را که خواندم دیدم خطبۀ فدک بهانه است. چنانچه شاعر گوید:

 ملك تو مرز ملكوت خداست                                          كی به هوای فدک خیبری

این شخصیت فاطمه زهرا است . همین مختصر کافی است . بزرگداشتش به این است که بگوییم این ایام ، ایام مصبیبت است. مصیبت فاطمه، مصیبت همه ما هست، مصیبت فاطمه، مصیبت اسلام است. مصیبت فاطمه یاد آوری دست اندازی به اصالت هاست. این را باید زنده نگه داشت. اگر زنده نگه داشتیم و در میان مردم جا انداختیم. آن وقت می­ توانیم به بقایش امید ببنیدیم. همان طوری که بزرگان ما با جان کندن، با زحمت کشیدن، بساط عاشورا را جا انداختند. عاشورا طوری است که من و شما هم نخواهیم، اول محرم که می­شود بچه ­ها هم پرچم بلند می ­کنند. باید این فاطمیه و این مرگ اصالت ها و دست اندازی به اصالت ها را جا بیاندازیم. عزاداری را مردمی و عمومی کنیم . چه اتفاقی افتاده؟ اتفاقی که از عاشورا مهم تر است. یکی از ریشه­ های عاشورا همین است . چه خوب و عمیق دریافته و سروده است ، مرحوم آیة الله حاج محمد حسین کمپانی :

و ما رماه اذ رماه حرمله                                             و انما رماه من مهد له

سهم اتى من جانب السقیفه                                    و قوسه على ید الخلیفه

و ما اصاب سهمه نحر الصبى                                     بل كبد الدین و مهجة النبى(5)

تیری را که عمر سعد ، صبح عاشورا بسوی اردوی حسینی رها می کند و تیری را که حرمله بر گلوی علی اصغر می زند ، تیری نیست که در سقیفه رها شد و بر قلب پیامبر نشست ؟ و آیا آن تیر ، بر حنجره اصغر نشست یا بر جگر دین فرود آمد؟ اگر واقعه شوم سقیفه نبود، هرگز جنایتهاى بعدى كه اوج آن در عاشورا بود، پیش‏ نمى‏ آمد. مگر حرمله جرات می ­کرد تیر بیاندازد به قلب امام حسین. مگر جرات می ­کردند بچه شش ماهه را تیر بزنند و تشنه بکشند. چرا باید کار به اینجا برسد، اگر این حوادث بررسی شود، ریشه­ هایش به همین روز می رسد.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاة

..................................................................................

1- بحار الانوار، ج27، ص62.

2-

3- الشیخ الامینی، الغدیر،ج1، ص167؛ کنز العمال، ج11،ص602.

4- رحمانی همدانی، احمد، فاطمه زهرا سرور دل پیامبر، ص439.

5- شیخ محمد حسین الاصفهانی، الانوار القدسیه، ص99 (چاپ حیدریه).

 
     
 

جستجو در پورتال

کتابخانه الکترونیک