فارسی / العربیه / English

 

فهرست عناوین

دسترسی سریع

 
 
عید نوروز نسخه PDF چاپ ایمیل

سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج

موضوع :عید نوروز

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله علوی بروجردی در پایان درس خارج فقه و در آستانه فرارسیدن سال نوری خورشیدی درباره نوروز و شیوه برخورد با سنت­هایی همانند عید نوروز مطالبی را بدین شرح بیان فرمودند:

سابقاً حتی در روز عید نوروز و سیزدهم فروردین نیز با وجود ازدحام جمعیت و زوار در شهر مذهبی قم درس­های حوزه علمیه قم تعطیل نبود و ما در این ایام - تعطیل رسمی كشور- نیز در درس شركت   می­كردیم اما پس استقرار نظام جمهوری اسلامی در كشور تعطیلات عید نوروز تا سیزدهم فروردین در حوزه علمیه جا افتاده است. برخی از آقایان به مسافرت می­روند یا به اموری دیگری غیر از درس می­پردازند. به هر حال، فرصت­ها می­آید و می­گذرد و سال نو فرا می­رسد.

نكته شایان توجه دربارۀ عید نوروز این است كه اصرار نداشته باشید كه درباره عید نوروز و مانند این­ها با مردم بحث و مشاجره كنید، مشاجره بر سر عید نوروز فایده ندارد. هرچند شاید برخی با این سخن من موافق نباشند. اما باید توجه داشت نوروز یك عید طبیعی است، چون طبیعت نو می­شود و مثلاً درختان و گیاهان پس از یك خواب زمستانه بار دیگر سبز می­شوند. مردم فرا رسیدن بهار و نو شدن طبیعت را به عنوان عید پذیرفته ­اند و تبدیل به یك سنت حسنه شده است، زیرا مردم هم ­زمان با نو شدن طبیعت، خانه تكانی می­كنند و با نظافت منزل آماده پذیرایی از میهمان هایشان می­شوند و به دیدن بزرگ­ترها و یكدیگر می­روند كه همه این امور سنت حسنه به شمار می­رود. امیرالمؤمنین علیه السلام در یكی از جنگ­ها به سربازان اسلام توصیه فرمودند كه: وقتی وارد سرزمینی می­شوید سنت­های پسندیده و حسنه مردم را حفظ كنید و آن­ها را نابود نكنید. حضرت رسول صلی الله علیه و آله نیز در این باره به مسلمانان توصیه ­هایی داشتند: زیرا وجود سنت ­های حسنه در میان مردم یك ارزش است.

اگر كسی این سنت ­ها را از مردم بگیرد، چگونه سنت ­های حسنه مانند صله رحم، نظافت منزل را در میان عموم مردم ترویج كند؟ وجود این سنت ­ها اشكالی ندارد و مانعی در روند زندگی دینی ایجاد نمی ­كند. هر چند روایاتی درباره عید نوروز وارد شده است: مثلاً روایت شده است از امام كاظم علیه السلام در روز عید نوروز درخواست عیدی یا جلوس ­كردند. حضرت فرمودند: «ما نشینیده ­ایم اجدادمان درباره این روز سخنی گفته باشند». البته از این روایات بر می­آید كه این عید شرعی نیست آن ­گونه كه شریعت اسلام برای شب قدر یا ایام خاص مانند: عید قربان و غدیر موضوعیت شرعی قائل شده است؛ بنابراین برای عید نوروز شأن شرعی قرار نداده ­اند.

 اما زمان تحویل سال مناسب است كه دعای «یا مقلب القلوب و الابصار یا... » خوانده شود. این مطلب قراردادی است  كه بر اساس تقویم خیامی شكل گرفته است و مبنای تاریخ شمسی نیز هجرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله می­باشد، اما بر اساس سال شمسی محاسبه می­شود، یعنی بر اساس حركت زمین به دور خورشید، ساعت تحویل سال شمسی مشخص می­شود كه دقیقاً با تاریخ هجرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله مطابقت دارد. البته در عصر ما بر اثر پیشرفت علم هیئت و نجوم، اكنون محاسبات زمان بسیار دقیق شده است و با دقت معین می ­كنند كه در چه ساعت و چه دقیقه­ و حتی چه ثانیه ­ای سال تحویل می­شود و سال  نو آغاز می­گردد. اگر چه تحویل سال بر پایه حركت طبیعی نظام هستی استوار است، ولی باید توجه داشت كه همه نظام هستی بر اساس همین حركت ­ها محاسبه می­شود. البته لازم به ذكر است  گاهی شرع مقدس برای عدد موضوعیت قائل شده است؛ تابش ماه و خورشید بر اساس همین حركت طبیعی محاسبه و حساب می­شود. و لذا برخی از روایات ناظر به همین جهت است؛ مثلا عدد چهل در میان اعداد موضوعیت دارد. خدوند می­فرماید: « وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثینَ لَیلَۀ وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیلَۀ... با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب دیگر تمام كردیم، تا آن كه وقت معین پروردگارش در چهل شب به سر آمد. »(1) تابیدن خورشید در احكام تخلی موضوعیت دارد در احكام تخلی آمده است كه نباید رو به روی خورشید تخلی كرد و یا آمیزش در شب اول ماه و یا وسط ماه حكم خاصی دارد كه حكم آن در روایات آمده است؛ این نشان می­دهد عالم روی حركت خورشید و ماه می­چرخد و در اسلام آثار آن ­ها بر پدیده­ ها ملاحظه شده است. نقش كلیدی حركت در هستی یك واقعیت است بقای نظام تكوین بدون وجود حركت ناممكن است، در قرآن  نیز اشاره شده است كه كوچك­ترین تغییر در مدار حركت ماه، این نظام را به هم می­ریزد، جاذبه ­ای كه میان كرات وجود دارد باعث حفظ نظام در زمین ما و حركت دقیق آ­ن­ شده است. یعنی چرخش نظام هستی بر اساس محاسبات ریاضی استوار گردیده است؛ هرچند این مطالب وجود دارد و واقعیت است. ولی ما با واقع كار نداریم.

به هر حال مقصود ما بررسی تاریخچۀ پیدایش عید نوروز نیست، بلكه موضوع مورد بحث ما سنت حسنه ­ای است كه در میان مردم وجود دارد كه لازم نیست ما با آن مقابله كنیم. مردم دوست دارند دیدن ما بیایند این عمل كه مشكلی ندارد زیرا دیدار مؤمن همواره عمل پسندیده ­ای است، لازم نیست كه ما جواز آن را مقید به وجود دلائل خاص از شرع مقدس كنیم كه اگر شرع آن را جعل كرده است بپذیریم و گرنه با آن مخالفت ورزیم، بلكه در مشروع بودن آن همین مسأله كافی است كه بدانیم شرع مبین اسلام سنت ­های حسنه مردم را نفی نمی­كند كه این نكته برگرفته شده از سخن امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه می­باشد؛ بنابراین برخورد شما با مردم به گونه­ای نباشد كه باعث جدایی ما از مردم شود، بلكه ما بخشی از مردم هستیم كه البته باید مردم را به رفتار پسندیده و حسنه دعوت كنیم. توجه داشته باشید همین مردم و همین ایرانیان كه جام جم و نوروز و جمشید داشتند، از آغاز پذیرش اسلام و اهل البیت علیهم السلام با شعار یا علی و نصرت اهل بیت به میدان آمدند و تاكنون پای شعار و عقیده خود ایستاده ­اند. ایرانیان كسانی هستند كه قبل از خلافت بنی عباس یعنی در زمان خلافت بنی امیه، فرزندان و نوادگان ائمه معصومین علیه السلام را كه بر اثر فشار بنی­امیه به ایران پناه آوردند، به آنان پناه دادند. و ایرانیان همواره پناهگاه اهل البیت علیهم السلام بوده ­اند. هرچند گروهی از فرصت طلبان از اعتقاد ایرانیان استفاده ابزاری كردند و با سوء استفاده از اعتقاد قوی این مردم به اهل البیت علیهما السلام به اهداف خود رسیدند اما این سوء استفاده چیزی از ارزش این مردم نمی­كاهد. مثلاً ابومسلم خراسانی با بهره گیری از اعتقاد خالصانه ایرانیان و مردم خراسان به اهل بیت علیهم السلام و بغض و كینۀ عمیق آنان از بنی­امیه بر اثر حادثه كربلا و عاشورا مردم را علیه بنی­امیه بسیج كردند، اما سرانجام بنی عباس را جایگزین بنی­امیه كردند كه به علت ارتكاب جنایات علیه اهل بیت علیهم السلام و علویان، مردم از كرده خویش در مبارزه با بنی­امیه پشیمان شدند و می­گفتند: ای كاش حكومت بنی­امیه را سركوب نكرده بودیم و صد رحمت به حكومت بنی­امیه. واقعیت این است كه در نبرد با حكومت بنی­امیه ایرانیان میلیون­ ها نفر كشته و مجروح دادند تا سرانجام حكومت بنی امیه را سرنگون كردند، اما انگیزۀ آنان خدمت به اهل بیت علیهم السلام بود زیرا شعار ابومسلم كه روی پرچم­های آنان نوشته شده بود «الرضا من آل محمد» بود. مخالفان بنی امیه سراغ امام باقر و امام صادق علیهما السلام رفتند تا رهبری مبارزه با بنی امیه را به عهده گیرند كه آنان نپذیرفتند، از این رو، مخالفان بنی امیه گفتند: ما برای مبارزه با بنی­امیه منتظر نمی­مانیم كه حتماً شخصی از اهل بیت رهبری مبارزه را بپذیرد، بلكه هر كس از آل محمد كه راضی شود رهبری این مبارزه را بپذیرد، او را به عنوان رهبر قبول می­كنیم كه مع الاسف و به تدبیر ابومسلم ابتدا سفاح و سپس منصور را به عنوان رهبر برگزیدند.

بنابراین، دلیل انتخاب شعار « الرضا من آل محمد » از جانب مخالفان بنی­امیه این بود كه دل­های مردم شیفتۀ  اهل بیت علیهم السلام را به خودشان جلب كنند و در این جهت نیز موفق شدند و از مردم یك میلیون كشته گرفتند، - البته فعلا نتیجه قیام ایرانیان علیه بنی امیه مورد بحث ما نیست- اما هدف اثبات این مدعا است كه این مردم همواره از محبان اهل بیت علیهم السلام بودند و اینك ما با این مردم و در كنار مردم هستیم؛ هرچند گاهی از اوقات مرتكب برخی از گناهان و یا خطا می­شوند. اما هما­ن ­گونه كه بیان شد رابطه ما با مردم، همانند رابطه پزشك با مریض است. كلام امیرالمؤمنین علیه السلام را نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله همواره به یاد داشته باشید كه درباره حضرتش فرمود: «طبیب دوار بطبه...»(2) به هر حال ما باید با مردم طبیبانه برخورد كنیم، اگر مریض از دستورات پزشك تخطی كند پزشك كه بر بالین او حاضرمی­شود مریض را كتك نمی­زند. توجه داشته باشیم، جوانی كه به ما متلك می­گوید بیمار است، نه دشمن یا معاند. از این رو، باید بررسی كنیم كه عوامل بیماری او چیست و چرا به این بیماری مبتلا شده است. البته درمان برخی از بیماری ­ها آسان ­تر و بعضی هم سخت­تر می­باشد. نكته قابل توجه در برخورد با این ­گونه بیماران این است كه این افراد با زبان لین و اخلاق پسندیده درمان می­شوند. بنابراین شما با مردم برخورد تند و خشن نداشته باشید. در برخورد با مردم همواره به یاد داشته باشید كه خداوند به پیامبرش كه دارای معجزه بود و قادر بود به اذن خدا خورشید را از حركت باز دارد و سوسمار را وادار به سخن گفتن كند، خطاب می­فرماید: «فَبِمَا رحمة مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِیظَالْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ ... پس به بركت رحمت الهی، با آنان نرم خو و پر مهر شدی، و اگر تند خو سخت دل بودی قطعاً از پیرامون تو پراكنده می­شدند. پس از آنان در گذر و بر ایشان آمرزش بخواه»(3) خداوند دربارۀ پیامبرش این­گونه سخن می­گوید، پیامبری كه در مكه و مدینه از مردم جاهل جزیرۀ العرب به اندازه­ای بی­ادبی دیده و شنیده است كه هیچ كس به اندازه آن حضرت اذیت و بی­ادبی ندیده است. هرچند پیامبر اكرم بسیار مؤدب بودند، اما رفتار نامناسب افراد را تحمل می­كردند؛ مثلا نقل شده است روزی رسول خدا در مسجد حضور داشتند شخص عربی در مسجد دراز كشیده بود و پایش را به ستون مسجد گذاشته بود و حتی برخی نوشته ­اند كه پیراهن او نیز بالا رفته بود و ران ­هایش  بیرون افتاده بود آن­گاه به رسول خدا كه سرگرم پاسخ ­گویی به چند نفر بودند با صدای بلند گفت: «ای محمد برایم قصه بگو تا بخوابم».

همچنین به واسطه رفتار نامناسب مردم با رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام ورود به منزل آن حضرت، خداوند خطاب به كسانی كه به آن حضرت ایمان آورده بودند، فرمود: « یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیوتَ النَّبِی إِلَّا أَن یؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَام(4) .» «...ای كسانی كه ایمان آورده­اید داخل اتاق­های پیامبر نشوید، مگر آنكه برای خوردن طعامی به شما اجازه داده شود » شان نزول این آیه این بود كه رسول خدا صلی الله علیه وآله نیمه شب در خواب بودند، شخصی كه حوصله ماندن در منزلش را نداشت به منزل رسول خدا صلی الله علیه و آله ­رفت و از آن حضرت تقاضا ­كرد كه از داستان­هایی كه در قرآن نازل شده است برایم بگو، چون امشب مثلا بد خواب شده ­ام. رفتار مردم با رسول خدا این­گونه بود، آن حضرت با همۀ مردم مدارا می­كردند، بنابر فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام آن حضرت در برخورد با مردم همانند پزشكی بود كه خود به دنبال مریض می­رفت و برای بهبودی بیماری آنان همواره در تلاش بود؛ از این­ رو، رسول خدا پزشكی بودند كه برای درمان بیماران در میان مردم در گردش بودند و برخورد­های ناروای مردم بیمار را مداوا می­كردند؛ شان ما كه از پیامبر بالاتر نیست، با مردم نرمی و اخلاق پسندیده را رعایت كنیم؛ یكی از افراد هنگامی كه حضرت از كوچه عبور می­كرد از بالای پشت بام بر سر او خاكستر ­ریخت، او عصبانی نشد و با آن شخص رفتار تندی نكرد. اگر ما بودیم بر روی عمامه، و عبا و قبای ما خاكستر می­ریختند فریاد برمی­آوریم ولی او هیچ واكنش تندی از خود نشان ­نداد و حتی اطرافیان عصبانی ­شدند كه چرا خاكستر می­ریزد، اما او گفت اشكالی ندارد. و با خود گفته بود:

ای نفس من در خور آتشم                                                           زخاكستری روی درهم كشم؟

 اكنون كه ما پیرو رسول خدا هستیم باید توجه داشته باشیم شكمبه شتر به سر آن حضرت می­ریختند حال اگر جوانی به ما حرفی گفت یا موتورسواری جلوی ما ویراژ داد آسمان به زمین نیامده است و حادثۀ مهمی رخ نداده است، عصبانی نشوید؛ بلكه توجه داشته باشید، چنین افرادی بیمار هستند و باید درمان شوند.

من بارها در درس و گفتارها این تذكر را داده ­ام كه ما باید توجه داشته باشیم كه روحانیت شیعه با روحانیت همه ادیان متفاوت است؛ مثلاً اگر در واتیكان پیوند همه مردم با روحانیت مسیحی گسسته شود برای آنان مهم نیست، زیرا واتیكان كشور كوچكی است كه سرمایه گذاری­ های كلان در دنیا دارد و حقوق روحانیون و كشیش ­ها را از محل درآمد همان سرمایه گذاری ­ها می­پردازد. حتی وضعیت روحانیون اهل تسنن كه مسلمان هستند با روحانیت شیعه متفاوت است، زیرا در میان اهل تسنن دولت یك وزیر یا رئیس برای ادارۀ دیانت كشور انتخاب می­كند و بودجه­ لازم را در اختیار او قرار می ­دهد تا حقوق روحانیون را پرداخت كند، لذا روحانیون از بیت المال حقوق دریافت می ­كنند و مستقیم به مردم وابسته نیستند، ولی روحانیت شیعه نه تنها از جهت تامین مالی و زندگی بلكه از جهت حفظ اعتبار و جایگاه دینی خویش به مردم وابسته و مرتبط است. نسبت روحانیت شیعه با مردم مانند نسبت ماهی با آب است، ماهی داخل آب زنده می­ ماند و اگر از آب بیرون بیاورید، می ­میرد و به هیچ وجه ممكن نیست او را زنده نگه دارید. اگر ما با مردم ارتباط نداشته باشیم و در میان مردم نباشیم هیچ توانی نخواهیم داشت نه از نظر شرعی و نه از نظر اجتماعی. خداوند ما را مأمور كرده است تا مردم را به راه راست هدایت كنیم و لازمۀ این مأموریت حفظ ارتباط با مردم است. ما حق گوشه گیری از مردم را نداریم و نباید از مردم جدا بشویم و بگوییم ارتباط با مردم بی­فایده است، و تنها باید مطالعه كنیم و كتاب بنویسیم، بلكه باید در خدمت مردم باشیم؛ ارزش من به این است كه گره از كار مردم باز كنیم و گامی در جهت رفع مشكلات آنان برداریم. توصیه رسول اكرم صلی الله علیه و آله به علمای امتش، خدمت به مردم بوده است. هرچند متأسفانه امروز دكان خواب دیدن و نقل آن فراوان شده است - و ما همواره از ترویج این موضوع خودداری كرده ­ایم و نیز بازار كسانی كه ادعا می­كنند خدمت امام زمان عجل الله فرجه الشریف رسیده ­اند داغ شده است بدون اینكه فكركنند دیدار با امام زمان عجل الله فرجه الشریف نیاز به قابلت دارد- اما با وجود همۀ این مسائل، موارد واقعی وجود دارد كه افرادی مورد عنایت امام زمان عجل الله فرجه الشریف قرار گرفته­اند؛ مانند پیام اما زمان عجل الله فرجه الشریف به شیخ مفید كه او را از گوشه گیری نهی فرمودند. این موارد واقعی مورد توجه ما باید قرار گیرد. شیخ مفید كسی است كه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در مرگش مرثیه ثرایی می­كند. نقل شده است كه شخصی خدمت شیخ مفید رسید و سؤال كرد: همسر من مرده است و فرزندی در شكم دارد، آیا او را با فرزندی كه در شكم دارد دفن كنم یا فرزند را از شكمش خارج كنیم؟ شیخ مفید پاسخ داد: او را با فرزندش دفن كنید. هنگامی كه آن شخص از منزل شیخ مفید خارج شد به فاصله كوتاهی شخصی نزد او آمد و گفت: شیخ فرمودند: قبل از دفن زن، شكم او را بشكافید و فرزند را از شكمش بیرون آورید و سپس او را دفن كنید. پس از گذشت چند سال شخصی با فرزندش خدمت شیخ رسید و پس از عرض ادب و احترام به شیخ، فرزندش را معرفی كرد و به شیخ گفت: آیا شما می­دانید حق حیات به گردن وی دارید؟ شیخ پرسید چرا؟ گفت: آیا به یاد دارید كه روزی خدمت شما رسیدم و دربارۀ حكم دفن زن مرده­ای كه فرزندی در شكم داشت، سؤال كردم كه شما ابتدا فرمودید او را با فرزندی كه در شكم دارد دفن كنید، اما هنگامی كه من از منزل شما خارج شدم فرستاده شما آمد و گفت: شیخ می­فرماید ابتدا شكم زن را بشكافید و فرزند را از شكمش خارج كنید، سپس او را دفن كنید كه ما نیز مطابق نظر شما عمل كردیم و آن فرزند زنده ماند و امروز خدمت شما است. شیخ مفید با خود فكر كرد و متوجه شد دربارۀ حكم این مسأله هنوز نیز همان نظر را دارد و همین پاسخ را گفته است و تجدید نظر نكرده و فرستاده­ای نزد او نفرستاده است. از این رو، دریافت با وجود این كه از دیدگاه شرع مسئله حفظ جان آدمی بسیار با اهمیت است، ولی وی در این باره اشتباه كرده و جان انسانی را به خطر انداخته است؛ از این رو، تصمیم گرفت از آن پس فتوا ندهد، بنابراین درب منزلش را بست و افتاء و برنامه­ هایش را تعطیل كرد. در این هنگام حضرت حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف شیخ مفید را به دلیل اتخاذ چنین تصمیمی توبیخ و به او فرمودند درب منزل را به روی مردم باز كن و بدان آن كسی كه نزد آن شخص رفت و اشتباه شما را تصحیح كرد ما بودیم، در آینده نیز دیگر اشتباهات شما را در بیان احكام تصحیح خواهیم كرد؛ اما شما باید انجام وظیفه كنید به داد مردم برسید آن­ها را در وقت نیاز تنها نگذارید این مردم را ما به شما سپرده­ایم. این فرمایشات حق است و باید توجه داشت شریعت اسلام، مظلومیت امام حسین علیه السلام، مظلومیت حضرت زهرا سلام الله علیها، احكام و آموزه­های دین را روحانیت شیعه برای مردم حفظ كرده­ است. یعنی كسانی كه خلوص داشتند و در برابر مشكلات استقامت و شكیبایی ورزیدند اسلام و تشیع را حفظ كردند. مبادا دربارۀ مراجع شیعه قضاوت ناعادلانه­ای داشته باشیم و میان آنان خط كشی و مرز بندی كنیم. مراجع بزرگی برای حفظ دین و مذهب بسیار تلاش كردند. و از جان خویش مایه گذاشتند كه ما هرگز نباید تلاش آن ­ها را نادیده بگیریم. برخی از بزرگان مانند حضرت آیت الله خویی رضوان الله تعالی علیه كه گاهی در درس دیدگاه­ های ایشان را نقل و مورد نقد و بررسی قرار می­دهیم، زیرا ویژگی بحث این است كه نظریات افراد تجزیه و تحلیل می­شود- در طول سال ­ها سخنان ناروایی به ایشان گفته شده است كه فعلاً مورد بحث ما نیست، اما ما شاهد بودیم كه ایشان در چه فشار سختی قرار داشت. ایشان با صدام حسین طرف بود، صدامی كه وقتی از كسی خشمگین و مقابله می­كرد تنها خودش را نمی­كشت، بلكه زن، فرزند، برادر، و همۀ خویشاوندانشان را حتی طفل شیرخوار و دوستانش را می­كشت و می­گفت: نباید هیچ نشانی از او باقی بماند. صدام حسین با این خوی و رفتار به ایران حمله كرد و مدت هشت سال با ایران جنگید در حالی كه از همه ابزارها و شیوه ­ها برای شكستن مقاومت مردم ایران بهره می­گرفت هرگز نتوانست از حضرت آیت الله خویی(ره) فتوایی و نظری در حمایت از موضع خودش علیه ایران به دست آورد، تا به استناد به فتوای یك مرجع تقلید مردم را از حمایت جبهه­ ها باز دارد. صدام حسین با این شخصیت بزرگ و مرجع عالی­قدر با وجود آن همه رفتار توهین آمیز كه داشت حتی برخی از مدارك و مستندات آن موجود است اما ایشان حتی از بیان یك كلمه در تأیید سیاست ­های صدام حسین دریغ ورزید و هرگز تن به خواست صدام نداد، هر چند بچه او و داماد او را گرفتند و هنوز از آن ­ها خبری نشده است؛ بنابراین ما باید همواره حافظ اعتبار روحانیت و قدردان آنان باشیم. ما باید در برابر مردم ایران كه این ­همه در برابر فشارها و تهدیدات دشمن ایستادند صبور و بردبار باشیم. ما باید از شهدا و خانواده شهداء قدردان باشیم و ارزش آنان را نادیده نگیریم. توجه داشته باشید كه ما بر اثر فداكاری و ایستادگی این مردم به این­جا رسیده­ایم باید در برابر آنان شكیبا باشیم. باید توجه داشته باشیم كه این­گونه نیست كه همواره دست ما را ببوسند و به ما وجوهات پرداخت كنند، یا ما را برای منبر دعوت كنند، بلكه گاهی اگر رفتار نامطلوبی انجام می­گیرد یا سخن ناروایی گفته می­شود باید آن­ها را تحمل كنیم. توجه داشته باشیم كه همین مردم هستند كه از ما حمایت مادی و معنوی می­كنند، و فردا كه ما مردیم جنازه ما روی دوش همین مردم حمل خواهد شد. بنابراین ما باید همواره با مردم باشیم.

 و السلام علیكم و رحمة الله و بركاته

...................................................................................................................

 -1 سوره اعراف آیه 142.

-2 نهج البلاغه ، خطبه 107.

-3 سوره آل عمران، آیه 159.

-4 سوره احزاب آیه 53.


 

 
     
 

جستجو در پورتال

کتابخانه الکترونیک