|
سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج
موضوع :عید نوروز
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله علوی بروجردی در پایان درس خارج فقه و در آستانه فرارسیدن سال نوری خورشیدی درباره نوروز و شیوه برخورد با سنتهایی همانند عید نوروز مطالبی را بدین شرح بیان فرمودند:
سابقاً حتی در روز عید نوروز و سیزدهم فروردین نیز با وجود ازدحام جمعیت و زوار در شهر مذهبی قم درسهای حوزه علمیه قم تعطیل نبود و ما در این ایام - تعطیل رسمی كشور- نیز در درس شركت میكردیم اما پس استقرار نظام جمهوری اسلامی در كشور تعطیلات عید نوروز تا سیزدهم فروردین در حوزه علمیه جا افتاده است. برخی از آقایان به مسافرت میروند یا به اموری دیگری غیر از درس میپردازند. به هر حال، فرصتها میآید و میگذرد و سال نو فرا میرسد.
نكته شایان توجه دربارۀ عید نوروز این است كه اصرار نداشته باشید كه درباره عید نوروز و مانند اینها با مردم بحث و مشاجره كنید، مشاجره بر سر عید نوروز فایده ندارد. هرچند شاید برخی با این سخن من موافق نباشند. اما باید توجه داشت نوروز یك عید طبیعی است، چون طبیعت نو میشود و مثلاً درختان و گیاهان پس از یك خواب زمستانه بار دیگر سبز میشوند. مردم فرا رسیدن بهار و نو شدن طبیعت را به عنوان عید پذیرفته اند و تبدیل به یك سنت حسنه شده است، زیرا مردم هم زمان با نو شدن طبیعت، خانه تكانی میكنند و با نظافت منزل آماده پذیرایی از میهمان هایشان میشوند و به دیدن بزرگترها و یكدیگر میروند كه همه این امور سنت حسنه به شمار میرود. امیرالمؤمنین علیه السلام در یكی از جنگها به سربازان اسلام توصیه فرمودند كه: وقتی وارد سرزمینی میشوید سنتهای پسندیده و حسنه مردم را حفظ كنید و آنها را نابود نكنید. حضرت رسول صلی الله علیه و آله نیز در این باره به مسلمانان توصیه هایی داشتند: زیرا وجود سنت های حسنه در میان مردم یك ارزش است.
اگر كسی این سنت ها را از مردم بگیرد، چگونه سنت های حسنه مانند صله رحم، نظافت منزل را در میان عموم مردم ترویج كند؟ وجود این سنت ها اشكالی ندارد و مانعی در روند زندگی دینی ایجاد نمی كند. هر چند روایاتی درباره عید نوروز وارد شده است: مثلاً روایت شده است از امام كاظم علیه السلام در روز عید نوروز درخواست عیدی یا جلوس كردند. حضرت فرمودند: «ما نشینیده ایم اجدادمان درباره این روز سخنی گفته باشند». البته از این روایات بر میآید كه این عید شرعی نیست آن گونه كه شریعت اسلام برای شب قدر یا ایام خاص مانند: عید قربان و غدیر موضوعیت شرعی قائل شده است؛ بنابراین برای عید نوروز شأن شرعی قرار نداده اند.
اما زمان تحویل سال مناسب است كه دعای «یا مقلب القلوب و الابصار یا... » خوانده شود. این مطلب قراردادی است كه بر اساس تقویم خیامی شكل گرفته است و مبنای تاریخ شمسی نیز هجرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله میباشد، اما بر اساس سال شمسی محاسبه میشود، یعنی بر اساس حركت زمین به دور خورشید، ساعت تحویل سال شمسی مشخص میشود كه دقیقاً با تاریخ هجرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله مطابقت دارد. البته در عصر ما بر اثر پیشرفت علم هیئت و نجوم، اكنون محاسبات زمان بسیار دقیق شده است و با دقت معین می كنند كه در چه ساعت و چه دقیقه و حتی چه ثانیه ای سال تحویل میشود و سال نو آغاز میگردد. اگر چه تحویل سال بر پایه حركت طبیعی نظام هستی استوار است، ولی باید توجه داشت كه همه نظام هستی بر اساس همین حركت ها محاسبه میشود. البته لازم به ذكر است گاهی شرع مقدس برای عدد موضوعیت قائل شده است؛ تابش ماه و خورشید بر اساس همین حركت طبیعی محاسبه و حساب میشود. و لذا برخی از روایات ناظر به همین جهت است؛ مثلا عدد چهل در میان اعداد موضوعیت دارد. خدوند میفرماید: « وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثینَ لَیلَۀ وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیلَۀ... با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب دیگر تمام كردیم، تا آن كه وقت معین پروردگارش در چهل شب به سر آمد. »(1) تابیدن خورشید در احكام تخلی موضوعیت دارد در احكام تخلی آمده است كه نباید رو به روی خورشید تخلی كرد و یا آمیزش در شب اول ماه و یا وسط ماه حكم خاصی دارد كه حكم آن در روایات آمده است؛ این نشان میدهد عالم روی حركت خورشید و ماه میچرخد و در اسلام آثار آن ها بر پدیده ها ملاحظه شده است. نقش كلیدی حركت در هستی یك واقعیت است بقای نظام تكوین بدون وجود حركت ناممكن است، در قرآن نیز اشاره شده است كه كوچكترین تغییر در مدار حركت ماه، این نظام را به هم میریزد، جاذبه ای كه میان كرات وجود دارد باعث حفظ نظام در زمین ما و حركت دقیق آن شده است. یعنی چرخش نظام هستی بر اساس محاسبات ریاضی استوار گردیده است؛ هرچند این مطالب وجود دارد و واقعیت است. ولی ما با واقع كار نداریم.
به هر حال مقصود ما بررسی تاریخچۀ پیدایش عید نوروز نیست، بلكه موضوع مورد بحث ما سنت حسنه ای است كه در میان مردم وجود دارد كه لازم نیست ما با آن مقابله كنیم. مردم دوست دارند دیدن ما بیایند این عمل كه مشكلی ندارد زیرا دیدار مؤمن همواره عمل پسندیده ای است، لازم نیست كه ما جواز آن را مقید به وجود دلائل خاص از شرع مقدس كنیم كه اگر شرع آن را جعل كرده است بپذیریم و گرنه با آن مخالفت ورزیم، بلكه در مشروع بودن آن همین مسأله كافی است كه بدانیم شرع مبین اسلام سنت های حسنه مردم را نفی نمیكند كه این نكته برگرفته شده از سخن امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه میباشد؛ بنابراین برخورد شما با مردم به گونهای نباشد كه باعث جدایی ما از مردم شود، بلكه ما بخشی از مردم هستیم كه البته باید مردم را به رفتار پسندیده و حسنه دعوت كنیم. توجه داشته باشید همین مردم و همین ایرانیان كه جام جم و نوروز و جمشید داشتند، از آغاز پذیرش اسلام و اهل البیت علیهم السلام با شعار یا علی و نصرت اهل بیت به میدان آمدند و تاكنون پای شعار و عقیده خود ایستاده اند. ایرانیان كسانی هستند كه قبل از خلافت بنی عباس یعنی در زمان خلافت بنی امیه، فرزندان و نوادگان ائمه معصومین علیه السلام را كه بر اثر فشار بنیامیه به ایران پناه آوردند، به آنان پناه دادند. و ایرانیان همواره پناهگاه اهل البیت علیهم السلام بوده اند. هرچند گروهی از فرصت طلبان از اعتقاد ایرانیان استفاده ابزاری كردند و با سوء استفاده از اعتقاد قوی این مردم به اهل البیت علیهما السلام به اهداف خود رسیدند اما این سوء استفاده چیزی از ارزش این مردم نمیكاهد. مثلاً ابومسلم خراسانی با بهره گیری از اعتقاد خالصانه ایرانیان و مردم خراسان به اهل بیت علیهم السلام و بغض و كینۀ عمیق آنان از بنیامیه بر اثر حادثه كربلا و عاشورا مردم را علیه بنیامیه بسیج كردند، اما سرانجام بنی عباس را جایگزین بنیامیه كردند كه به علت ارتكاب جنایات علیه اهل بیت علیهم السلام و علویان، مردم از كرده خویش در مبارزه با بنیامیه پشیمان شدند و میگفتند: ای كاش حكومت بنیامیه را سركوب نكرده بودیم و صد رحمت به حكومت بنیامیه. واقعیت این است كه در نبرد با حكومت بنیامیه ایرانیان میلیون ها نفر كشته و مجروح دادند تا سرانجام حكومت بنی امیه را سرنگون كردند، اما انگیزۀ آنان خدمت به اهل بیت علیهم السلام بود زیرا شعار ابومسلم كه روی پرچمهای آنان نوشته شده بود «الرضا من آل محمد» بود. مخالفان بنی امیه سراغ امام باقر و امام صادق علیهما السلام رفتند تا رهبری مبارزه با بنی امیه را به عهده گیرند كه آنان نپذیرفتند، از این رو، مخالفان بنی امیه گفتند: ما برای مبارزه با بنیامیه منتظر نمیمانیم كه حتماً شخصی از اهل بیت رهبری مبارزه را بپذیرد، بلكه هر كس از آل محمد كه راضی شود رهبری این مبارزه را بپذیرد، او را به عنوان رهبر قبول میكنیم كه مع الاسف و به تدبیر ابومسلم ابتدا سفاح و سپس منصور را به عنوان رهبر برگزیدند.
بنابراین، دلیل انتخاب شعار « الرضا من آل محمد » از جانب مخالفان بنیامیه این بود كه دلهای مردم شیفتۀ اهل بیت علیهم السلام را به خودشان جلب كنند و در این جهت نیز موفق شدند و از مردم یك میلیون كشته گرفتند، - البته فعلا نتیجه قیام ایرانیان علیه بنی امیه مورد بحث ما نیست- اما هدف اثبات این مدعا است كه این مردم همواره از محبان اهل بیت علیهم السلام بودند و اینك ما با این مردم و در كنار مردم هستیم؛ هرچند گاهی از اوقات مرتكب برخی از گناهان و یا خطا میشوند. اما همان گونه كه بیان شد رابطه ما با مردم، همانند رابطه پزشك با مریض است. كلام امیرالمؤمنین علیه السلام را نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله همواره به یاد داشته باشید كه درباره حضرتش فرمود: «طبیب دوار بطبه...»(2) به هر حال ما باید با مردم طبیبانه برخورد كنیم، اگر مریض از دستورات پزشك تخطی كند پزشك كه بر بالین او حاضرمیشود مریض را كتك نمیزند. توجه داشته باشیم، جوانی كه به ما متلك میگوید بیمار است، نه دشمن یا معاند. از این رو، باید بررسی كنیم كه عوامل بیماری او چیست و چرا به این بیماری مبتلا شده است. البته درمان برخی از بیماری ها آسان تر و بعضی هم سختتر میباشد. نكته قابل توجه در برخورد با این گونه بیماران این است كه این افراد با زبان لین و اخلاق پسندیده درمان میشوند. بنابراین شما با مردم برخورد تند و خشن نداشته باشید. در برخورد با مردم همواره به یاد داشته باشید كه خداوند به پیامبرش كه دارای معجزه بود و قادر بود به اذن خدا خورشید را از حركت باز دارد و سوسمار را وادار به سخن گفتن كند، خطاب میفرماید: «فَبِمَا رحمة مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِیظَالْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ ... پس به بركت رحمت الهی، با آنان نرم خو و پر مهر شدی، و اگر تند خو سخت دل بودی قطعاً از پیرامون تو پراكنده میشدند. پس از آنان در گذر و بر ایشان آمرزش بخواه»(3) خداوند دربارۀ پیامبرش اینگونه سخن میگوید، پیامبری كه در مكه و مدینه از مردم جاهل جزیرۀ العرب به اندازهای بیادبی دیده و شنیده است كه هیچ كس به اندازه آن حضرت اذیت و بیادبی ندیده است. هرچند پیامبر اكرم بسیار مؤدب بودند، اما رفتار نامناسب افراد را تحمل میكردند؛ مثلا نقل شده است روزی رسول خدا در مسجد حضور داشتند شخص عربی در مسجد دراز كشیده بود و پایش را به ستون مسجد گذاشته بود و حتی برخی نوشته اند كه پیراهن او نیز بالا رفته بود و ران هایش بیرون افتاده بود آنگاه به رسول خدا كه سرگرم پاسخ گویی به چند نفر بودند با صدای بلند گفت: «ای محمد برایم قصه بگو تا بخوابم».
همچنین به واسطه رفتار نامناسب مردم با رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام ورود به منزل آن حضرت، خداوند خطاب به كسانی كه به آن حضرت ایمان آورده بودند، فرمود: « یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیوتَ النَّبِی إِلَّا أَن یؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَام(4) .» «...ای كسانی كه ایمان آوردهاید داخل اتاقهای پیامبر نشوید، مگر آنكه برای خوردن طعامی به شما اجازه داده شود » شان نزول این آیه این بود كه رسول خدا صلی الله علیه وآله نیمه شب در خواب بودند، شخصی كه حوصله ماندن در منزلش را نداشت به منزل رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و از آن حضرت تقاضا كرد كه از داستانهایی كه در قرآن نازل شده است برایم بگو، چون امشب مثلا بد خواب شده ام. رفتار مردم با رسول خدا اینگونه بود، آن حضرت با همۀ مردم مدارا میكردند، بنابر فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام آن حضرت در برخورد با مردم همانند پزشكی بود كه خود به دنبال مریض میرفت و برای بهبودی بیماری آنان همواره در تلاش بود؛ از این رو، رسول خدا پزشكی بودند كه برای درمان بیماران در میان مردم در گردش بودند و برخوردهای ناروای مردم بیمار را مداوا میكردند؛ شان ما كه از پیامبر بالاتر نیست، با مردم نرمی و اخلاق پسندیده را رعایت كنیم؛ یكی از افراد هنگامی كه حضرت از كوچه عبور میكرد از بالای پشت بام بر سر او خاكستر ریخت، او عصبانی نشد و با آن شخص رفتار تندی نكرد. اگر ما بودیم بر روی عمامه، و عبا و قبای ما خاكستر میریختند فریاد برمیآوریم ولی او هیچ واكنش تندی از خود نشان نداد و حتی اطرافیان عصبانی شدند كه چرا خاكستر میریزد، اما او گفت اشكالی ندارد. و با خود گفته بود:
ای نفس من در خور آتشم زخاكستری روی درهم كشم؟
اكنون كه ما پیرو رسول خدا هستیم باید توجه داشته باشیم شكمبه شتر به سر آن حضرت میریختند حال اگر جوانی به ما حرفی گفت یا موتورسواری جلوی ما ویراژ داد آسمان به زمین نیامده است و حادثۀ مهمی رخ نداده است، عصبانی نشوید؛ بلكه توجه داشته باشید، چنین افرادی بیمار هستند و باید درمان شوند.
من بارها در درس و گفتارها این تذكر را داده ام كه ما باید توجه داشته باشیم كه روحانیت شیعه با روحانیت همه ادیان متفاوت است؛ مثلاً اگر در واتیكان پیوند همه مردم با روحانیت مسیحی گسسته شود برای آنان مهم نیست، زیرا واتیكان كشور كوچكی است كه سرمایه گذاری های كلان در دنیا دارد و حقوق روحانیون و كشیش ها را از محل درآمد همان سرمایه گذاری ها میپردازد. حتی وضعیت روحانیون اهل تسنن كه مسلمان هستند با روحانیت شیعه متفاوت است، زیرا در میان اهل تسنن دولت یك وزیر یا رئیس برای ادارۀ دیانت كشور انتخاب میكند و بودجه لازم را در اختیار او قرار می دهد تا حقوق روحانیون را پرداخت كند، لذا روحانیون از بیت المال حقوق دریافت می كنند و مستقیم به مردم وابسته نیستند، ولی روحانیت شیعه نه تنها از جهت تامین مالی و زندگی بلكه از جهت حفظ اعتبار و جایگاه دینی خویش به مردم وابسته و مرتبط است. نسبت روحانیت شیعه با مردم مانند نسبت ماهی با آب است، ماهی داخل آب زنده می ماند و اگر از آب بیرون بیاورید، می میرد و به هیچ وجه ممكن نیست او را زنده نگه دارید. اگر ما با مردم ارتباط نداشته باشیم و در میان مردم نباشیم هیچ توانی نخواهیم داشت نه از نظر شرعی و نه از نظر اجتماعی. خداوند ما را مأمور كرده است تا مردم را به راه راست هدایت كنیم و لازمۀ این مأموریت حفظ ارتباط با مردم است. ما حق گوشه گیری از مردم را نداریم و نباید از مردم جدا بشویم و بگوییم ارتباط با مردم بیفایده است، و تنها باید مطالعه كنیم و كتاب بنویسیم، بلكه باید در خدمت مردم باشیم؛ ارزش من به این است كه گره از كار مردم باز كنیم و گامی در جهت رفع مشكلات آنان برداریم. توصیه رسول اكرم صلی الله علیه و آله به علمای امتش، خدمت به مردم بوده است. هرچند متأسفانه امروز دكان خواب دیدن و نقل آن فراوان شده است - و ما همواره از ترویج این موضوع خودداری كرده ایم و نیز بازار كسانی كه ادعا میكنند خدمت امام زمان عجل الله فرجه الشریف رسیده اند داغ شده است بدون اینكه فكركنند دیدار با امام زمان عجل الله فرجه الشریف نیاز به قابلت دارد- اما با وجود همۀ این مسائل، موارد واقعی وجود دارد كه افرادی مورد عنایت امام زمان عجل الله فرجه الشریف قرار گرفتهاند؛ مانند پیام اما زمان عجل الله فرجه الشریف به شیخ مفید كه او را از گوشه گیری نهی فرمودند. این موارد واقعی مورد توجه ما باید قرار گیرد. شیخ مفید كسی است كه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در مرگش مرثیه ثرایی میكند. نقل شده است كه شخصی خدمت شیخ مفید رسید و سؤال كرد: همسر من مرده است و فرزندی در شكم دارد، آیا او را با فرزندی كه در شكم دارد دفن كنم یا فرزند را از شكمش خارج كنیم؟ شیخ مفید پاسخ داد: او را با فرزندش دفن كنید. هنگامی كه آن شخص از منزل شیخ مفید خارج شد به فاصله كوتاهی شخصی نزد او آمد و گفت: شیخ فرمودند: قبل از دفن زن، شكم او را بشكافید و فرزند را از شكمش بیرون آورید و سپس او را دفن كنید. پس از گذشت چند سال شخصی با فرزندش خدمت شیخ رسید و پس از عرض ادب و احترام به شیخ، فرزندش را معرفی كرد و به شیخ گفت: آیا شما میدانید حق حیات به گردن وی دارید؟ شیخ پرسید چرا؟ گفت: آیا به یاد دارید كه روزی خدمت شما رسیدم و دربارۀ حكم دفن زن مردهای كه فرزندی در شكم داشت، سؤال كردم كه شما ابتدا فرمودید او را با فرزندی كه در شكم دارد دفن كنید، اما هنگامی كه من از منزل شما خارج شدم فرستاده شما آمد و گفت: شیخ میفرماید ابتدا شكم زن را بشكافید و فرزند را از شكمش خارج كنید، سپس او را دفن كنید كه ما نیز مطابق نظر شما عمل كردیم و آن فرزند زنده ماند و امروز خدمت شما است. شیخ مفید با خود فكر كرد و متوجه شد دربارۀ حكم این مسأله هنوز نیز همان نظر را دارد و همین پاسخ را گفته است و تجدید نظر نكرده و فرستادهای نزد او نفرستاده است. از این رو، دریافت با وجود این كه از دیدگاه شرع مسئله حفظ جان آدمی بسیار با اهمیت است، ولی وی در این باره اشتباه كرده و جان انسانی را به خطر انداخته است؛ از این رو، تصمیم گرفت از آن پس فتوا ندهد، بنابراین درب منزلش را بست و افتاء و برنامه هایش را تعطیل كرد. در این هنگام حضرت حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف شیخ مفید را به دلیل اتخاذ چنین تصمیمی توبیخ و به او فرمودند درب منزل را به روی مردم باز كن و بدان آن كسی كه نزد آن شخص رفت و اشتباه شما را تصحیح كرد ما بودیم، در آینده نیز دیگر اشتباهات شما را در بیان احكام تصحیح خواهیم كرد؛ اما شما باید انجام وظیفه كنید به داد مردم برسید آنها را در وقت نیاز تنها نگذارید این مردم را ما به شما سپردهایم. این فرمایشات حق است و باید توجه داشت شریعت اسلام، مظلومیت امام حسین علیه السلام، مظلومیت حضرت زهرا سلام الله علیها، احكام و آموزههای دین را روحانیت شیعه برای مردم حفظ كرده است. یعنی كسانی كه خلوص داشتند و در برابر مشكلات استقامت و شكیبایی ورزیدند اسلام و تشیع را حفظ كردند. مبادا دربارۀ مراجع شیعه قضاوت ناعادلانهای داشته باشیم و میان آنان خط كشی و مرز بندی كنیم. مراجع بزرگی برای حفظ دین و مذهب بسیار تلاش كردند. و از جان خویش مایه گذاشتند كه ما هرگز نباید تلاش آن ها را نادیده بگیریم. برخی از بزرگان مانند حضرت آیت الله خویی رضوان الله تعالی علیه كه گاهی در درس دیدگاه های ایشان را نقل و مورد نقد و بررسی قرار میدهیم، زیرا ویژگی بحث این است كه نظریات افراد تجزیه و تحلیل میشود- در طول سال ها سخنان ناروایی به ایشان گفته شده است كه فعلاً مورد بحث ما نیست، اما ما شاهد بودیم كه ایشان در چه فشار سختی قرار داشت. ایشان با صدام حسین طرف بود، صدامی كه وقتی از كسی خشمگین و مقابله میكرد تنها خودش را نمیكشت، بلكه زن، فرزند، برادر، و همۀ خویشاوندانشان را حتی طفل شیرخوار و دوستانش را میكشت و میگفت: نباید هیچ نشانی از او باقی بماند. صدام حسین با این خوی و رفتار به ایران حمله كرد و مدت هشت سال با ایران جنگید در حالی كه از همه ابزارها و شیوه ها برای شكستن مقاومت مردم ایران بهره میگرفت هرگز نتوانست از حضرت آیت الله خویی(ره) فتوایی و نظری در حمایت از موضع خودش علیه ایران به دست آورد، تا به استناد به فتوای یك مرجع تقلید مردم را از حمایت جبهه ها باز دارد. صدام حسین با این شخصیت بزرگ و مرجع عالیقدر با وجود آن همه رفتار توهین آمیز كه داشت حتی برخی از مدارك و مستندات آن موجود است اما ایشان حتی از بیان یك كلمه در تأیید سیاست های صدام حسین دریغ ورزید و هرگز تن به خواست صدام نداد، هر چند بچه او و داماد او را گرفتند و هنوز از آن ها خبری نشده است؛ بنابراین ما باید همواره حافظ اعتبار روحانیت و قدردان آنان باشیم. ما باید در برابر مردم ایران كه این همه در برابر فشارها و تهدیدات دشمن ایستادند صبور و بردبار باشیم. ما باید از شهدا و خانواده شهداء قدردان باشیم و ارزش آنان را نادیده نگیریم. توجه داشته باشید كه ما بر اثر فداكاری و ایستادگی این مردم به اینجا رسیدهایم باید در برابر آنان شكیبا باشیم. باید توجه داشته باشیم كه اینگونه نیست كه همواره دست ما را ببوسند و به ما وجوهات پرداخت كنند، یا ما را برای منبر دعوت كنند، بلكه گاهی اگر رفتار نامطلوبی انجام میگیرد یا سخن ناروایی گفته میشود باید آنها را تحمل كنیم. توجه داشته باشیم كه همین مردم هستند كه از ما حمایت مادی و معنوی میكنند، و فردا كه ما مردیم جنازه ما روی دوش همین مردم حمل خواهد شد. بنابراین ما باید همواره با مردم باشیم.
و السلام علیكم و رحمة الله و بركاته
...................................................................................................................
-1 سوره اعراف آیه 142.
-2 نهج البلاغه ، خطبه 107.
-3 سوره آل عمران، آیه 159.
-4 سوره احزاب آیه 53.
|