فارسی / العربیه / English

 

فهرست عناوین

دسترسی سریع

 
 
شناخت راه و مقصد نسخه PDF چاپ ایمیل

سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج

موضوع :شناخت راه و مقصد

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله المعصومین المكرمین سیما بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا فی العالمین واللعن علی اعدائهم و مخالفیهم و منكری فضائلهم و مناقبهم الی قیام یوم الدین.

امام صادق(ع) می­فرماید

«العامل علی غیر بصیرة کالسائر علی غیر الطریق، لایزیده سرعة السیر الا بعداً» (1)

در آستانه شهادت حضرت سید الساجدین زین العابدین (ع) هستیم. انسان گاهی اوقات مطلب را نمی­فهمد . افرادی این طور هستند. اگر مطلب را گرفت دقیق عمل می­کند . خیلی از افراد این گونه اند که می­گویند اگر مطلب برای من ثابت بشود، به مقتضای آن عمل می­کنم. یعنی مطلب ثابت شده را دقیق عمل می­کند.

 ولی بعضی افراد در دریافت مطلب گیر دارند، برای آنها ثابت می­شود اما نه به طریق صحیح. این جا مشکل بیشتر است نسبت به کسانی که اصلاً برای آن ها ثابت نمی­شود. وجود مقدس حضرت سجاد در این جریان اسارت با مردم شام خیلی مشکل نداشتند ،زیرا مردم شام دریافتشان از معاویه و بساط او این بود که وابستگان پیامبر هستند، دین هم از ناحیه اینهاست، این تبلیغی که آن ها کرده بودند . ذکری از علی می شد، می­کوبیدند. این دستور معاویه در کتاب ها هست . هر کسی که ثابت می شد محب علی است،به دستور معاویه خانه او را خراب می کردند،اموالش را می گرفتند. به هر حال این مطلب را برای مردم جا انداخته بودند  که زبان اسلام ما هستیم .یعنی  بنی­امیه. هر چه ما می­گوییم درست است و غیر ما هر چه می­گویند خلاف است.  این مطلب در شام جا افتاده بود. وجود مقدس حضرت سجاد (ع) و حضرت زینب (س). این دیدگاه را تغییر دادند . یعنی آن مردم شام روی همان خصوصیات خودشان به قصد صدقه به اسرا می خواستند کمک کنند، وقتی که شنیدند«... نحن اساری آل محمد...»(2) ، این حرف تازه ای بود. شما از آل محمد هستید؟ امام سجاد(ع)  در مسجد، در حضور یزید می­فرماید اجازه می­دهید که من هم چند کلمه حرف بزنم؟ یزید اول نه گفت، اما مردم در آنجا طوری بودند که این نه گفتن برای آن ها  توجیه می­خواست. اینها را اسیر گرفتید، همه کسان اورا کشتید، خودش را هم اسیر کردید،بگذارید لااقل حرف بزند!! لذا وقتی عده ای به او اصرار کردند، گفت شماها نمی­فهمید، این اگر برود بالای منبر پایین نمی­آید مگر به فضیحت آل ابی سفیان!! اما مجبور شد قبول کند. حضرت منبر رفتند و شروع به صحبت کردند. ، «ایها الناس انا ابن مکة و منی ، انا ابن زمزم و الصفا، انا ابن من حمل الرکن باطراف الردا،... »(3)

 وقتی شروع کرد به معرفی خودش،معلوم شد که اینها بی­دین ، خارجی و امثال آن نیستند. از حرم و مکه و کعبه دارد صحبت می­کند . یزید احساس خطر کرد به موذن گفت اذان بگو . از همان روز اول صداها را با همین    بهانه­ها خفه کردند. در مسجد پیغمبر چه کسانی قرآن ها را جزوه جزوه کردند؟ چه کسانی این کار را کردند؟ بعد از سفر آل الله به شام تا سه نفر جمع می­شدند با هم حرف بزنند ، بحث بکنند، می­گفتند حرف دنیا نزنید، قرآن بخوانید !! در مسجد مدینه نماز تراویح را برای چه درست کردند؟ عرب ها در ماه رمضان که روزه هستند می­خوابند و کارشان به جای روز  به شب می­افتد ، شب بیکار بودند . آدم بیکار که نمی­تواند برود کار کند. جمع می­شدند دور هم و گپ می زدند. احساس خطر می­کنند و این نماز تراویح از اینجا درست شد که آن قدر نماز بخوانید تا از پا بیفتید بعد بروید خانه­ و ساکت باشید!! این واقعیت قضیه بود. به نام اذان، به نام نماز، به نام قرآن ،به نام خدا، سرکوب می­کردند. موذن که الله اکبر گفت، امام ساکت می­شود، اشهد ان لا اله الله را، امام تصدیق می­کنند. تا صدای موذن به شهادت بر رسالت پیامبر بلند شد، امام فرمودند : یزید دستور بده صبر کنند من سوال دارم. آقای یزید این که اسمش را می­برید ، بگو ببینم جد من است یا جد تو ؟ یزید چه بگوید؟ بگوید جد من است؟ نمی­شود .وقتی برای مردم شام واقعیت واضح شد، طوری به یزید فشار آمد که ناچار شد بگوید من در کشتن امام حسین دخالتی نداشتم !! عبیدالله بن زیاد او را کشت .نامه هم نوشت به عبیدالله و توبیخش کرد. با این که خودش دستور داده بود، ولی او را توبیخ کرد. چرا ؟ برای اینکه مردم دریافتند و مطلب را گرفتند و این دریافت هنوز هم باقی است . حکومت بنی­امیه شکننده شد، معاوية بن یزید، پسر یزید مطالب دیگری گفت ،تا آخر آل ابوسفیان سقوط کردند و آل مروان آمدند. اما گیر در کجا بود؟ در مردم کوفه بود. مطلب دریافت شده بود . کاملاً فهمیدند ،کسانی که سی سال، چهل سال با علی بن ابی طالب بودند. از اول ظهور پیغمبر همراه علی بودند، بعد هم به کوفه آمدند. کشندگان حسین اینها هستند!! قتله کربلا اینها هستند(نه کسانی که سر سفره معاویه نان می­خوردند. )کسانی که سر سفره علی بن ابی طالب نشسته بودند. کسانی که ریزه خوار خوان نعمت علی بودند، نعمت علی آب و نان نبود ، علم علی و تقوای علی و زهد علی  بود و از او بهره برده بودند . بزرگانی مثل سلیمان بن صرد گیر در اینجاست، امثال اینها کنار می­نشینند و نمی آیند. خیلی ها در کوفه بودند .عدی بن حاتم هم در کوفه بود. پیر مرد بود از خانه بیرون نمی­آمد، اما خیلی ها پیرمرد بودند و رفتند کربلا. حبیب بن مظاهر چطور خودش را رساند؟ آن کسانی که علی را شناخته بودند، مقصد را می­دانستند، می­فهمیدند معاویه یعنی چه، اینها کسانی بودند که پای منبر رسول الله از خود پیغمبر شنیدند که اگر دیدید بنی­امیه روی این منبر رفتند ،همانجا آن ها را به زیر آورید ، ولی کوتاه آمدند . اطراف حسین را خالی کردند. . اگر آدم ترسو است، زبون است ، این ها اشکال ندارد، ذاتی است ، ولی این آدم ترسو از اول اعلام می­کند. آقا سید الشهدا روی من حساب نکن .خیلی ها در مدینه هم این کار را کردند، امام حسین از مدینه حرکت کرد ، اهل مدینه­ دیده بودند ، مامور معاویه با حسین بن علی رو در رو ایستاده و با او صحبت می کند. اینها را شنیده بودند، کلمات امام حسین را شنیدند،امام حسین وقتی  از مدینه رفت ، آنها هیچ اعتنایی نکردند. وقتی خبر کشته شدن امام رسید ، آن گاه قیام کردند . کسانی مثل سلیمان بن صرد. بعدازظهر عاشورا  که خبر کشته شدن امام حسین به آنها رسید ، شیعه­ها را جمع کردند و تصمیم گرفتند قیام کنند.(قیام توابین)طبق همین فرمایش امام« العامل علی غیر بصیرة» این هدر دادن نیروها بود. در آن جلسه می­نشینند تصمیم می­گیرند که چون ما خطا کردیم، باید هر طور شده خودمان را به دست بنی­امیه به کشتن بدهیم. دیگر زنده نباشیم بعد از حسین . شماها تا حسین بود  و دستش را به  سمت شما دراز کرد نشستید و تماشا کردید؟! شما که حاضر هستید خون بدهید، جان بدهید، چرا این کار را به موقع انجام نمی­دهید ؟ حرکت توابین بعد از عاشورا، فایده اش این شد که فشار بر امام سجاد در مدینه  به حداکثر رسید. تا بنی­امیه بود، هیچ کدام از آل علی توان نفس کشیدن نداشتند. امام سجاد را ببینید چه شرایطی داشت. اوایل امامت امام باقر(ع) را ببینید. « العامل علی غیر بصیرة کالسائر علی غیر الطریق» شما می­شناختید. شما کسانی نبودید که بگویید اگر مطلب برای ما جا بیفتد، قبول می کنیم. تو که حاضری خون خودت را بدهی؟ چرا به موقع ندادی؟ پس  معلوم می شود می­فهمند و شعور دارند. اگر می­فهمیدند چرا راه را خطا رفتند؟ این مسئله­ای است که در طول تاریخ هزار و چهارصد ساله همیشه ما را تهدید کرده است. تدین داریم، شهامت برای جلو رفتن داریم، اما به موقع حرکت کردن را نمی­دانیم.چون زمان تصمیم گرفتن را نمی­دانیم. امیدوارم خداوند ان شاءالله به ما توفیق بصیرت و درایت در همه جهات شرع مقدس را عنایت بفرماید.    

 والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

...............................................................

1- وسائل الشیعه،ج27،ص24؛بحارالانوار،ج1،ص206.

2-اعیان الشیعه،ج1،ص613.

3- بحارالانوار،ج45،ص138.

 
     
 

جستجو در پورتال

کتابخانه الکترونیک