|
بیانات حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج
موضوع: امر به معروف و نهی از منکر
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله المعصومین المكرمین سیما بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا فی العالمین واللعن علی اعدائهم و مخالفیهم و منكری فضائلهم و مناقبهم الی قیام یوم الدین.
امر به معروف و نهی از منکر یکی از اصول عملی اسلام است، و چون اصلی است که در خود قرآن مجید هم با صراحت و تأکید آمده و بعد در اخبار نبوی و آثار ائمه طاهرین درباره آن بسیار سخن گفته شده و بعد هم بزرگان و علماء دین در همه قرنها، دوره به دوره و طبقه به طبقه، درباره این اصل و اهمیت آن سخنها گفته و مطالبی نوشته اند، در میان علماء اسلامی زیاد مورد بحث قرار گرفته، و بیش از هر جا در کتب فقهیه مورد بحث و گفتگو و تحقیق قرار گرفته است.
در حدیث است که امام باقر (ع) درباره امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند: «بها تقام الفرائض، و تأمن المذاهب و تحل المکاسب، و ترد المظالم، و تعمر الارض، و ینتصف من الاعداء، و یستقیم الامر(1)
یعنی به وسیله این اصل، سایر دستورها زنده می شود، راهها امن می گردد، کسبها حلال می شود، مظالم به صاحبان اصلی برگردانده می شود، زمین آباد می گردد، از دشمنان انتقام گرفته می شود، کارها رو به راه می شود.
در حدیث دیگری امام جواد (ع) می فرمایند :
و العلماء فى انفسهم خانۀ ان كتموا النصيحة ، ان رأوا تائها ضالاً لا يهدونه او ميتاً لا يحييون، فبئس ما يصنعون لأن اللَّه تبارك و تعالی اخذ عليهم الميثاق فى الكتاب ان يأمروا بالمعروف و بما امروا به و ان ينهوا عما نهوا عنه، و ان يتعاونوا على البرّ و التقوى و لا يتعاونوا على الاثم و العدوان .(2)
ميثاق الهى با علما
هر چيزى در عالم به حال خود رها شود ،قطعاً از تغيير و انحراف در امان نمىماند ، خصوصاً موضوعاتى مانند دين كه تمام شئون فردى و اجتماعى انسان را دربر مىگيرد، بايد دائماً و بدون هيچ غفلتى از سوى دانشمندان و آشنايان به حدود و ثغور آن مورد نظر قرار گيرد تا مبادا غفلتى هر چند سهوى، موجب انحراف در عقيدۀ متدينين شود .
امام نهم حضرت جواد (ع) مىفرمايند :
العلماء فى انفسهم خانۀ ان كتموا النصيحة ، ان رأوا تائها ضالاً لا يهدونه او ميتاً لا يحييون، فبئس ما يصنعون
بدترين كارى كه علما ممكن است انجام دهند، كتمان نصيحت است .که به تعبير امام عليه السلام این کتمان، خيانت است.
علما نسبت به مردم مسؤوليت دارند و اين مسؤوليت بى هيچ اغماضى بايد همواره مدّ نظر باشد. هر جا دين مردم در معرض تهديد قرار گرفت ،به نحوی كه مصالح اسلام و مسلمين اقتضا مىكند ، باید در جهت مسؤوليت خود انجام وظيفه نمایند. .
در برخى از روايات آمده است كه : كسانى كه تحمل مسؤوليت ندارند، دنبال علم هم نروند .
آنچه كه امروز به نام دين در دسترس ماست ،حاصل مجاهدات و تلاشهاى مسؤولانه علماى گذشته است كه تمام زندگى خود را وقف ارشاد مردم و جلوگيرى از انحراف در مسير دين الهى كردند . فرزانگانى كه خود را فراموش كرد ه اند تا راه فرزانگى و رسیدن به سعادت فراموش نشود .
اسوه و نماد حركت هدايتگران، رسول خدا (ص) است كه طبيب دوار بطبه(3) بود و مشفقانه براى سعادتمندى جامعه بشرى تلاش مىكرد .
{ لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (4)}
همين اسوه بودن، مسؤوليت علما را به نحو چشمگيرى افزون مىكند .
خوشبختانه امروز مردم خود خواستار معالم و معارف اهلبيت عليهم السلام هستند ، مع الاسف مبلغين و دانشوران ما که باید تأسى به رسول اللَّه (ص) نمايند و براى هدايت گمراهان همت خود را مصروف نمايند، بسيار كمرنگ شده است .
نمونهاى از اخلاص
خاطرۀ مرحوم حاج قوام(مبلغ دلسوخته تهرانى) هنوز در اذهان مؤمنين سالمند باقى است که شبهاى جمعه تمام وجوهى را كه از منبرها به دست مىآورد، با خود به شهر نو(5) مىبرد و به زنانى كه در آنجا به گناه مشغول بودند می داد و آنها را نصيحت مىكرد و در نهايت قسمشان مىداد كه امشب را به خاطر فاطمه زهرا عليها السلام از گناه صرف نظر نمايند !! علاقۀ ايشان براى ترك گناه، معصيتكاران بسيارى را به تأمل و بازنگرى در كارهايشان وادار می كرد که عاقبت به توبۀ بسيارى از آنها هم می انجاميد .
اين مرد نه مرجع تقليد بود ، نه حتى از امام جماعتهاى موجه وقت ، اما اخلاصی داشت كه نظيرش در آن روزگار كمتر يافت مىشد . در جواب ناصحانى كه او را از رفتن به شهر نو منع مىكردند، مىگفت : من اگر مىتوانم از هزاران و ميليون ها گناه ،يكى را كم كنم، وظيفه دارم !! اين همان مسؤوليتى است كه امام جواد (ع) مىفرمايند :
ان رأوا تائها ضالاً لا يهدونه
اگر جدا افتادهاى را كه به هر دليل از قافله سعادت دور مانده است، هدايت نكند، مسؤوليت خود را انجام نداده و در واقع خيانت در امانت علم الهى كه در اختيار اوست، نموده است .
امروز مناطقى هستند كه تشنۀ معارف و معالم اهل بيتند . مثلا اگر از حجاب برايشان گفته شود، صدها نفر محجبه مىشوند. در صورتى كه براى هدايت يك نفر هم، مهم است . اگر چه مشكلات بسيار است و تشكيلات و سازمان هاى مختلفى هم وظيفه تبليغ را به عهده گرفتهاند، اما هيچ كدام از ما سلب مسؤوليت نمىكند .
مبلغان اديان ديگر را ببينيد چه مىكنند ؟! براى جذب و جلب مردم به دين خودشان چه تلاش ها كه نمىكنند !! حتى تبليغ ميان افراد جذامى هم برايشان مهم است .
در بيمارستان جذاميان خراسان ( خودم ديدم ) همراه چند نفر براى سركشى به آنجا رفتيم ،در قسمتى كه خطر سرايت جدى بود، عدهاى پرستار جوان را ديدم كه هيچ كدام ايرانى نبودند . دختران جوانى كه حد اكثر بيست و پنج سال داشتند و از هيچ كوششى دریغ نمىكردند .
از مسؤول آنجا در باره هويت آن پرستاران سؤال كرديم، جواب تأثر برانگيزى داد ،گفتند ميسونرهاى مسيحى از سوى واتيكان اين خانمهاى تارك دنيا را به هر تعداد كه بخواهيم و نياز داشته باشيم، اعزام مىكنند . . . .
ظاهر كار خدمت به بيماران جذامى است ،اما باطن کار تبليغ مسيحيت بوده . اتفاقاً من در آنجا به سخص بيمارى برخوردم كه آثار سجده بر پيشانى داشت، ولى يك دانه صليب كوچك را بالاى تخت خود نصب كرده بود !! اين بيمار وقتى شرايط جسمانى خود را در نظر مىگيرد كه همه از از او گريزان هستند ولی دختر جوانى ، فقط براى رضايت مسيح خود را به زحمت و حتى در خطر انداخته است، قطعاً به سوى مسيحيت گرایش می یابد .
با توجه به مسؤوليتها و وظايفى كه براى ما در روایات ترسيم شده( بخصوص برای مبلغين شيعه ) بايد اولويت اول ما برای همین فداكاري ها و زحمات باشد . الان با توجه به نياز جدّى مردم و اظهار علاقه آنها و تأمين همه نيازهاى مادى و معنوى لازم ،توسط مردم و نهادهاى مسؤول ، وظيفه ما براى حضور در متن مردم و ارائه معالم و معارف محمدى (ص) به صورت يك امر واجب در آمده، که باید از عهده این مسولیت به خوبی برآییم.
صاحب کتاب اخلاقی «جامع السعادات » ، امر به معروف و نهی از منکر را از وظایف اساسی علمای دین، و عدم توجه به آن را باعث تباهی و فساد جامعه می داند.
امر به معروف و نهی از منکر، بر ما واجب و ضروری است و ترک آن گناهی بزرگ محسوب می شود; اما مسؤولیت انجام آن برای مبلغان دین الهی، چندین برابر دیگران است. که از خداوند متعال می خواهیم ما را در انجام این وظیفه کمک نماید .
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم. اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة والنصر و اجعلنا من اعوانه وانصاره. اللهم اجعل حیاتنا حیات محمد وآل محمد و مماتنا ممات محمد و آل محمد و احشرنا مع محمد و آل محمد. والسلام علیکم ورحمةالله و برکاته.
.............................................................................
1- فروع کافی، ج 5، ص56،ح1؛وسائل الشیعه،ج16،ص119،ح6.
2- بحار الانوار، ج78، ص 361؛ کافی، ج8، ص54.
3- نهج البلاغه، خطبه 108(يقول أمير المؤمنين (ع) واصفاً النبي (ص: (طبيب دوار بطبه، قد أحكم مراهمه، وأحمى مواسمه.. يضع ذلك حيث الحاجة إليه من قلوب عمى، وآذان صم، وألسنة بكم.. متتبع بدوائه مواضع الغفلة، ومواطن الحيرة).
4-سوره الاحزاب :21.
5- هنوز شاه سقوط نكرده بود كه خانههای "زال ممد" درخيابان جمشيد تهران سقوط كرد. در همان اولين روزهای سقوط نظام شاهنشاهی، شهر نو را با حكم آيتالله ... و با بلدوزر ويران كردند. مالك اوليۀ زمين بسياری از آن 100 تا 150 خانه كوچك و پراتاقی كه مثل لانه زنبور ديوار به ديوار هم ساخته شده بود "زال محمد" بود.او یکی از قمار بازها و پااندازههای قديمی و مشهور زمان پهلوی اول درتهران است. او نخستين كسی بود كه دراين محله چند خانه برای زنان تن فروش ساخت تا هم در آن زندگی كنند و هم كسب و كار! بعد از كودتای 28 مرداد اين خانهها زياد شدند و دو خيابان هم در آن كشيده شد. در يك خيابان خانههای شخصی زنان تن فروش بود و در خيابان ديگر خانههای محل كسب و كارشان. اولی را نجيبخانه جمشيد میگفتند و دومیرا شهرنو .
|