|
سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج
موضوع :تبلیغ عملی مهمترین مسئولیت عالمان دینی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله المعصومین المكرمین المنتجبین و لا سیما بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا فی العالمین ولعن علی اعدائهم و مخالفیهم و منكری فضائلهم و مناقبهم الی قیام یوم الدین.
تبلیغ شریعت و احکام اسلام دو گونه است: تبلیغ لسانی و عملی. خصوصیت تبلیغ نوع اول این است که تاثیرش سریع است، ولی ممکن است دوام نداشته باشد، لکن در تبلیغ عملی ممکن است تاثیر دیرتر واقع شود، منتها دوامش بیشتر است.
امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید :
العالم من شهدت بصحه اقواله، افعاله؛ عالم کسی است که کردارش بر درستی گفتارش گواهی دهد.(1)
همچنین حضرت می فرماید: ان وعظ الذى لا یمجه سمع و لايعدله نفع ،ما سكت عنه لسان القول و نطق به لسان الفعل (2)
آنچه درمقام وعظ مهم است، ارشاد مردم و توجه دادن به بىوفایى دنيا و تذكر به اهميت امر آخرت مىباشد، اما بسيار اتفاق مىافتد كه نتيجه مورد نظر به دست نمىآيد، زيرا تمجمج(3) سمع يعنى گفتارى كه گوش، شنيدن آن را نا خوش مىدارد اگرچه متوجه كلا م مىشود، ولى علاقهاى به شنيدن آن مطلب به هر دليل ندارد. يا آنكه مطلب را به گونه ای به نفع و دلخواه خويش تغيير مىدهد و بدون توجه به مفهوم اصلى مورد نظر واعظ، آن بهرهاى كه مورد نظر خود اوست، از مطلب استفاده مىكند .
اما به نظر اميرالمومنين(ع) وعظى هم هست كه هر گوشى با هر وضعيتى آن را مىشنود، چه گوشى كه اصلا براى شنيدن، نقص مادى دارد و چه گوشى كه نمىخواهد بشنود، اساسا" اين وعظ به گونهاى است كه هركس مجبور به استماع آن است و هيچ منفعتطلبى هم آن را نمىتواند به نفع خويش تعبير يا تفسير نمايد . و اهداف موردنظر واعظ را هم تامين مىنمايد . و آن به تعبير امير المومنين وعظى است كه زبان از آن نمىگويد، ريرا اصلا گفتنى نيست. سكت عنه لسان القول و نطق به لسان الفعل . اعمال و رفتار واعظ است كه مردم را موعظه و ارشاد مىنمايد، اين را ديگر كسى نمىتواند نشنود و ترتيب اثر ندهد .
در واقع امير المومنين با اين حديث مىفرمايند كه با اعمالتان مردم را جلب نمایيد، اگر واعظ مخالف كلام خود عمل نمايد، در حقيقيت موجب بىاعتبارى خودش و كلامى كه گفته و حتى در مواردى العياذ بالله موجب بىاعتبارى اساس دين مىشود، چرا كه عوام معمولا مسائل را به هم ربط مىدهند و خيلى هم به منطقى بودن قضيه توجه ندارند.
حضرت صادق (ع) هم فرموده اند:
«كونوا دعاة الناس باعمالكم و لاتكونوا دعاةبالسنتكم»(4)
به غیر زبانتان مردم را به اسلام دعوت کنید، اگر طلبه ای هر دو نوع را در خود جمع کند حرفش تاثیر عمیق تری خواهد داشت.
روحانی باید مواظب باشد تا با عمل و رفتارش عظمت اسلام و تشیع را حفظ کند. ساده زیستی یک روحانی باید مردم را به آخرت نزدیک کند که این خود تبلیغ عملی است؛ « لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة » و این وظیفه روحانیون است.
شاگردان حضرت عیسی (علیه السلام) چون تأثیرات تبلیغ فعلی و عملی را می دانستند، از آن حضرت سوال کردند: یا روح الله مَن نـُجَالِس؟ یعنی با چه کسانی مجالست کنیم؟ و آن حضرت در جواب فرمودند:« مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي الْآخِرَةِ عَمَلُه »(5)، شما با سه گروه معاشرت کنید: اول کسانی که دیدارشان خدا را به یاد شما بیاورد. دوم افرادی که منطقشان موجب فزونی عمل و رفتار نیک، در شما می شود و سوم گروهی که عملشان سبب می شود تا شما به آخرت اشتیاق بیشتری بیابید.
معصومین (علیهم السلام) در روایات بسیاری مردم را به مجالست با علما و اهل علم ترغیب فرمودند. لذا بر ما فرض است که به آن سه خصوصیت مذکور متخلق گردیم تا مردم از اهل علم الگو بگیرند.
در گوشه و كنار تاريخ گاهى از اوقات به بزرگانى برخورد مىكنيم كه در يك شهر و یا يك منطقه و استان، به عَلَم روحانيت آبرو دادهاند، اعمالشان واقعا وعظ بوده است که دربرخى از موارد بعد از دويست سال، هنوز هم تدين بسيارى از متدينين به حساب عمل و تدين آنهاست .
آیة الله بروجردی طوری بودند که هر کس ایشان را می دید به یاد خدا می افتاد. روحانی موظف است با زیّ طلبگی و با رفتارش مردم را به خدا متوجه کند.
بهترين موعظه
اين يك واقعيت است وقتى كسى به جاى حرف زدن تمام حركات و سكنات خود را براى خدا خالص كرد و حرف زدنش فقط براى رضاى خدا بود و براى منافع و مقام خود، حق را تغيير نداد و در آنچه مربوط به او نيست، تصرف بي جا نكرد، اين«عمل» بهترين موعظه براى مردم است.
امروز با پيشرفت جوامع بشرى و وجود فنآورىهاى روز، كار تبليغ بسيار راحت شده است .اولا :در مدت بسيار كوتاهى مىتوان به جاهاى مختلف سفر كرد. ثانيا: با وسايل صوتى و تصويرى مدرن و جديد مىتوان افراد بيشترى را تحت پوشش قرار داد . ثالثا :جمعيت بيشترى هم براى استماع وحود دارند.
ولی بدون ترديد، امر تبليغ مطلوب نيست و قطعا در مسير راه اشكالاتى وجود دارد. مطلبى كه دست مايه تبليغ قرار مىگيرد ،كلام الهى و كلام معصومين است و در واقع تبيين كلام الهى است. پس اشکال در کجاست؟ اشكال را بايد در جاى ديگرى جست و جو كرد يكى از اشكالات مهم به شخص واعظ بر مىگردد ،كه درعمل منادى مطلبى نيست فقط با زبان مردم را ارشاد می کند. مردم وعاظ را در جايگاه ائمه طاهرين مىبينند و توقع دارند كه هر كس در اين جايگاه قرار گرفت ،بوى ائمه طاهرين را به مشام مؤمنين برساند. خود او نيز معطر به اين رايحه دلانگيز باشد.
در روايت شريفى از امام صادق (ع)آمده است :
«كونوا لنا زينا و لا تكونوا علينا شينا»(6)
گرچه اين حديث خطاب به همه شيعیان است، اما به مصداق الاقرب فالاقرب ،به وعاظ بيشتر برگشت دارد ،چرا كه انتساب آن ها به ائمه طاهرين به علت مسئوليتى كه بر عهده گرفته است، نمود آشكارى گرفته است .
بهترین الگوهای ما پیامبر اعظم(ص) و ائمه اطهار(ع) هستند که راه و روش آن بزرگواران در همه عصرها و نسل ها برای انسان حجت است و راهگشای سعادت و کمال انسان خواهد بود.براساس تحقیقات به عمل آمده در صدر اسلام تعداد کسانی که با دعوت و تبلیغ عملی پیامبر اعظم(ص) به اسلام گرویده اند، بیشتر از تعداد کسانی بودند که با روش کلامی و تبلیغ لسانی آن حضرت به اسلام گرویده اند. این درحالی است که تبلیغ مستقیم آن ذوات مقدسه در زمانی انجام می گرفت که آنان خود عامل به اوامر و نواهی به دیگران بودند و هیچ امر و نهی و فریضه ای را از دیگران طلب نمی کردند مگر آنکه خود در عمل به آن مقوله سبقت می گرفتند. علی(ع) می فرماید: هیچ چیزی را به شما امر نکردم مگر آنکه در آن چیز نسبت به شما با عمل سبقت گرفتم.
اهميت لباس روحانيت
مقام وعظ و لباس روحانيت به مثابه سلاح و لباس يك سرباز است. آن گونه كه به يك سرباز مىآموزند که چگونه و چه وقت سلاح خود را به كار گيرد و با دقت از مهمات و گلولههاى جنگى استفاده كند و به او تفهيم مىشود لباسى را كه برتن نموده، جايگاه خاص او را در دفاع از جان و مال و ناموس مردم نشان مىدهد، يك واعظ هم بايد بداند كه چگونه و در كجا لب به سخن بگشايد و جز بر مدار حق، گرد مدار ديگرى نگردد . لباس روحانيت هم نشان دهنده انتساب به خاندان پيامبر و كسوت نوكرى آل محمد است. نباید آن را سبک کرد، بلکه باید حرمت آن را نگه داشت. اينكه مي فرمايند نماز يك عالم هفتاد برابر نماز جاهل ثواب دارد، اگر خطايى هم از يك فرد عالم سر بزند، مجازاتش سنگينتر از مردم عادی است .در روايات به صور گوناگون نقل شده كه در جهنم كسانى عذاب مىشوند كه از بوى تعفن آنها اهل محشر در رنج هستند. وقتى از جرم آنها سئوال مىشود، مىگويند اينها عالمانى هستنند که به علم خود عمل نمی کردند بلکه گناه مىكردند !!
يك عالم وقتى مىگويد اياك نعبد و اياك نستعين، مىفهمد يا بايد بفهمد چه مىگويد. اگر نظرى غير از خدا داشته باشد و كس ديگرى را در زندگى خود مؤثر بداند، مشرك است .
عالمى كه در مقابل يك كودك دو ساله گناه نمىكند، اگر در خلوت مرتكب گناه شود ، معلوم می شود که براى خداوند قادر متعال و سميع و بصير به انداره آن طفل خرد سال هم ارزش قائل نشده است !!
اميرالمؤمنين صلوات الله و سلامه عليه مىفرمايند :
« اتقوا معاصى الله فی الخلوات فان الشاهد هو الحاكم»(7)
انشاءالله لذات دنیا چشم و گوش ما را کر و کور نکند و این پیشرفت صنعت، سبب غفلت و دوری از خالق طبیعت نگردد و هویّت طلبگی خودمان را از دست ندهیم، بلکه با استمداد و توکل به خداوند، روزبه روز به خداوند نزدیکتر شویم. والسلام عليكم و رحمةالله و بركاتة
...................................................................
1- غررالحکم، ص ۷۶؛ عیون الحکم و المواعظ، ص50.
2- غرر الحکم،ص3538، میزان الحکمه،ج4، ص3602.
3-تمجمج یعنی كلمات را نا مفهوم ادا کردن
4-بحار الانوار، ج5،ص 198؛غرر الحکم ،ص107.
5- بحار الانوار، ج1،ص 203،ح 18.
6- وسایل الشیعه(ال البیت) ، ج12،ص 194،ح18.
7- وسایل الشیعه ، ج 15،ص239؛ نهج البلاغه ،حکمت 324.
|