فارسی / العربیه / English

 

فهرست عناوین

دسترسی سریع

 
 
اخلاص عمل، كلید رستگاری نسخه PDF چاپ ایمیل

سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج

موضوع :

اخلاص عمل، كلید رستگاری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله المعصومین المكرمین سیما بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا فی العالمین واللعن علی اعدائهم و مخالفیهم و منكری فضائلهم و مناقبهم الی قیام یوم الدین.

آقا امیر المومنین (ع) می فرماید:

اَلاِخْلاصُ اَعْلی فَوزٍ (1) اخلاص، والاترین سعادت و رستگاری است.

همچنین آقا علی (ع)  می فرماید:

طوبی لمن اخلص لله عمله و علمه و حبه و بغضه و اخذه و ترکه و کلامه و صمته و فعله و قوله. (2)

خوشا به حال کسی که کار، عمل، دوستی، خشم، گرفتن، واگذردن، سخن گفتن و خموشی‌اش را برای خدا خالص گرداند.

اخلاص در حقیقت، پاك بودن نیت از شرك و ریا و هوی و هوس است .به تعبیر دیگر اخلاص، ترك ریا و خودنمایی است و انسان مخلص به كسی گفته می‌شود كه جز رضایت حق انتظاری ندارد و در دلش چیزی جز او نیست.

همچنین آقا امام رضا(ع) از جد بزرگوارشان پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که:

ما اخلص عبد للّهَ عز و جل اربعین صباحاً  الا جرت ینابیع الحكمة من قلبه على لسانه .(3)

  حضرت مى‏فرماید : امكان ندارد بنده‏اى تا چهل روز در حال خلوص باقى بماند و چشمه‏هاى حكمت از قلبش به زبانش جارى نشود .

 و نیز فرمودند كه :

  لیس العلم  بکثرة التعلم والتعلیم بل نور یقذفه اللَّه فى قلب من یشاء .(4)

 علم این نیست كه با تعلیم و تعلم به دست آید،بلكه علم نورى است كه خدا در قلب هر كه بخواهد مى‏تاباند .

البته این مطلب به معناى رها كردن درس و بحث نیست .درس و بحث اسباب عادیۀ تحصیل علم و حكمت است. بلكه معناى آن این است كه تحصیل علم دین ،صرف دانستن اصطلاحات و فرا گرفتن روش ها نیست، بلكه خلوص نیت هم لازم است تا علم به سرچشمۀ حكمت متصل شود . این تعبیرى كه آقا على بن موسى الرضا علیه السلام دارند و از جدشان رسول اكرم صلى الله علیه وآله نقل مى‏فرمایند، دلیل روشنى است بر این كه اگر انسان واقعاً عملى را كه انجام مى‏دهد براى خدا باشد ، تمام آن را براى خدا انجام دهد، هیچ عنوان دیگرى را دخیل نكند تا شائبه شرك از آن استشمام شود ، ینابیع حكمت باید از این اخلاص بجوشد و دید وبینش او حقیقى شود و با تمام وجود درك كند كه هر که و هر چیز غیر از خدا، فانى است و كوچك ترین حادثه ای مى‏تواند به زوال آن بینجامد . طلاب جوان هم باید در تمام شؤون ، خدا در نظرشان باشد، خصوصاً در وقت درس خواندن و تحصیل هرگز نباید به وظیفه‏اى كه بر عهده دارند به عنوان یك شغل نگاه كنند و فکر کنند فقط در محل كار وظیفه دارند و خانه جاى استراحت است. بلکه باید بدانیم وقتى در این سلك داخل شدیم، خودمان را وقف كرده ایم .خواستۀ ما و چیزى كه مورد مطالبۀ ماست رضاى خداست كه برترین هدف هاست. مواظب باشیم اهداف پست مادى ما را در برزخ میان دنیا و آخرت قرار ندهد .

 گر چه مشكلات ، خصوصاً مشكلات مادى زیاد است و چرخ زندگى در موارد بسیارى نمى‏چرخد ، براى هر كس در حد شؤوناتش مشكلاتى وجود دارد، اما این را هم لازم است در نظر داشته باشیم كه این مشکلات مى‏گذرد و آنچه باقى مى‏ماند این است كه من از میان این مشكلات چگونه عبور كنم ؟ عملكرد و رفتار نوع برخورد با حوادث و مشكلات بسیار مهم است ، چرا كه باید در مقابل صاحب شریعت و امام زمانمان بایستیم و پاسخگوى رفتارها و كنش‏ها و واكنش‏هایمان باشیم تا معاذ اللَّه شرمنده و سرافكنده نباشیم .

 در ره منزل لیلى كه خطرهاست به جان                                 شرط اول قدم آن است كه مجنون باشى

 چهل روز خلوصى كه امام رضا علیه السلام مى‏فرمایند تمرینی است كه حاصل آن تماماً سود است. اگر چهل روز خلوص نشان دادیم آن وقت تازه مى فهمیم كه در دنیا چه خبر است .

 دانستن اصطلاحات و فنون خیلى مهم نیست . در علوم مختلف مادى هزاران متخصص در رشته‏هاى مختلف داریم، اما فقه حساب دیگرى دارد. نورانیتى مى‏خواهد كه اگر كسى واجد آن نباشد، نمى‏تواند از عهدۀ آن برآید. اگر چه ممكن است فتوا هم بدهد، اما این فتوایى است كه محتوایى به جز » اصطلاح « ندارد ؛ لذا اهمیتى ندارد ، اما کسی بتواند بگوید » من وقتى به یك روایت نگاه مى‏كنم مى‏توانم بفهمم كه این كلام امام هست یا خیر!! این بسیار مهم است ، آنجا دیگر مراجعه به رجال كشى و نجاشى و  . . .جاى خود را به نور یقذفه اللَّه فى قلب من یشاء مى‏دهد ، چرا كه نورانیتى كه در كلام امام وجود دارد را مى‏بیند. باید براى كسب این علم هم قیام كرد و الا صرف اصطلاح كه بدرد نمی خورد.

  نامه‏اى از مادر شیخ انصارى رحمه الله

 مرحوم شیخ انصارى رحمه الله وقتى مراتب تحصیلى خود را طى مى‏كرد، پیش از ورود به نجف شهرهاى مختلف را به قصد استفاده از دانشمندان و علما جست و جو مى‏كرد و از خرمن دانشمندان خوشه‏ها برمى‏چید . در كاشان تصمیم گرفت به نجف اشرف برود .مادرش رحمه الله در دزفول زندگى مى‏كرد.شنید شیخ قصد عزیمت به نجف را دارد.نامه‏اى به فرزند نوشت و بالاى آن نامه یك شعری آورد كه سرمشق او در راهى كه مى‏رود باشد:

 من نمى‏گویم سمندر باش یا پروانه باش                               گر به فكر سوختن افتاده‏اى مردانه باش

 ما كه در این راه و مسیر قرار گرفته‏ایم، باید مردانه در این راه قدم برداریم. اگر مى‏خواهیم یار امام زمان (عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف) باشیم، در این ایام غربت، باید با تمام وجود ،خود را وقف آن حضرت نماییم .

 منطق ما باید این باشد كه ما سرباز امام زمان  هستیم و براى تبلیغ دینى كه امام زمان پیشواى آن است، وظیفه داریم. در این صورت دیگر هیچ اشكالى ندارد كه دو ساعت وقت خود را مصروف جوانى كنیم كه قصد دارد آنچه را كه نمى‏داند از ما بپرسد اگرچه از این كار هم هیچ نفع مادى به ما نرسد .

 آن كس كه مى‏گوید اگر این وقت ها را صرف كارى مى‏كردم چهار شاهى پیدا مى‏كردم و خیال مى‏كند كه وقتش از دست رفته است ، در واقع یا به وظیفه‏اش آشنا نیست یا به راهى كه مى‏رود عقیده ندارد .

 مواظب باشیم طمع مادی بر ما غلبه نكند و براى صرف وقت خود ارزش مادى طلب نكنیم، اگر مادیت آمد ،نورانیت از میان مى‏رود. خلوص از میان مى‏رود و با از بین رفتن خلوص خودمان هم تباه شده‏ایم . باید به فكر جامعه باشیم . ما در مقابل مردم ، خصوصاً جوانان، مسؤولیت داریم. اگر اینها از دست رفتند ما هم از دست رفته‏ایم .

 گمان نكنیم كه یك موقعیتِ ثابت و همیشگى داریم ،به خدا اگر قدردان اعتماد مردم نباشیم، خدا از ما انتقام خواهد گرفت و همین مردم كه امروز خودشان به سوى ما مى‏آیند، به ما پشت خواهند كرد .

 دائماً در فكر مشكلات زندگى خودمان نباشیم و فكر نكنیم این فقط ما هستیم كه مشكل داریم ، بسیارى از بزرگان با هزار مشكل و گرفتارى تحصیل كرده‏اند .

  آیت اللَّه خویى رحمه الله در دوران تحصیل

دوران تحصیل آیت الله خوئی، همراه با رفاه و آسایش و تأمین وسائل زندگی مختصر مادی طلبگی نبوده بلکه ایشان، مانند دیگر طلاب و محصلین حوزه های علمیه، و مراجع عظام، دوران طلبگی و تحصیل را با سختی و عسرت گذرانیده و حتی با قبول «نماز استیجاری» و یا انجام «زیارت نیابتی» هزینه تحصیل و زندگی خود را تأمین می کرده است.

 یكى از اساتید ما كه سابقه رفاقت با مرحوم آیت اللَّه خویى رحمه الله داشتند از ایامى كه همراه ایشان در نجف اشرف تحصیل مى‏كردند، نقل نمودند كه :

 «شبى بعد از نماز مغرب و عشا ایشان را دیدم كه وارد حرم امیر المؤمنین علیه السلام شد و بعد از چند دقیقه خارج شد ، مجدداً داخل حرم رفت و بعد از دقایقى بیرون آمد و باز وارد و خارج شدند ! این ورود و خروج ها مكرر حدود هفت یا هشت بار انجام شد . چون ایشان طلبه فاضلى بود كنارشان رفتم و به ایشان اعتراض كردم و به واسطه سابقه رفاقت گفتم این چه كارى است كه مى‏كنى یا داخل حرم شو و زیارت كن یا برو بیرون !! این كه دائماً وارد و خارج مى‏شوى یعنى چه ؟!

 ایشان فرمودند : براى امرار معاش و گذراندن زندگى ناچارم كه گاهى براى زیارت امیر المؤمنین علیه السلام نائب شوم كه البته مبلغ آن ناچیز است ، این بار چند نیابت آورده بودم  كه مجبور بودم براى صحت عمل وارد حرم شوم زیارتنامه بخوانم و دوباره خارج شوم تا یك زیارت كامل شود و بعد مشغول زیارت بعدى مى‏شوم  و . . .»

 در دوران تحصیل ، مرحوم آیت اللَّه العظمى خویى رحمه الله دائماً تحت فشارها و مشكلات زندگى بوده است خود ایشان فرموده بودند كه :

«یك وقت از نظر مالى به حدى در تنگنا قرار گرفتم كه نتوانستم اجاره خانه‏ام را بپردازم ، صاحب‏خانه اثاثیه‏ام را به كوچه ریخت ، از روى ناچارى به مسجد كوفه رفتم. آقاى آسید ابو الحسن اصفهانى رحمه الله شنیدند ، اجاره را پرداخت کردند و به خانه برگشتیم . اگر چه این مشكل حل شد، اما فرداى آن روز علاوه بر آن كه غذایى براى خوردن نداشتیم، فرزند خردسالم نیز بیمار بود ، مانده بودم كه چه كنم كه همسرم به من رو كرد و گفت : شما كارى نداشته باش و سراغ درس و مباحثه‏ات برو  بقیه کارها را به گذار به عهده من . چارۀدیگرى نداشتم ، از خانه بیرون آمدم دلم مى‏خواست گریه كنم اما نمى‏توانستم و جلوى مردم خودم را كنترل مى‏كردم و بر خودم فشار مى‏آوردم اشك هایم بیرون نیاید، اما وقتى به كلاس درس میرزاى نائینى رحمه الله وارد شدم، تمام مشكلات را فراموش كردم . بعد از درس مشغول به مباحثه شدم .ظهر نماز خواندم و به سوى خانه راه افتادم  تازه بیاد بیمارى فرزند و نداشتن غذا افتادم ، پریشانى مجدداً به سراغم آمد ، وقتى به خانه برگشتم همسرم چیزى را گرو گذاشته یا فروخته بود و دارویى براى كودك بیمارمان تهیه كرده بود . . .»

 بسیارى از بزرگان ما چنین بودند ، به سختى گذران زندگى مى‏كردند ، اما در سایه شناخت هدف و انگیزه‏هاى متعالى و اراده‏هاى استوار تمام موانع را از سر راه بر می داشتند تا میراث ارزشمند علوم آل محمد صلى الله علیه وآله را به نسل‏هاى بعد از خود برسانند .

 خداوند به همه ما خلوص در نیت و عمل عنایت بفرماید و عزیزان و آقایان محترم در همه جا موفق و سربلند باشند . والسلام علیكم و رحمة اللَّه و بركاته

....................................................................................................

1-  غررالحكم، ص 91.

2- مستدرک سفینة البحار ،ج3، ص147؛ بحار الانوار، ج77، ص 239؛ غررالحكم، ص 92.

3-  بحار الانوار ، ج67، ص242؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید، ج11، ص213.

4- مکیال المکارم (میرزا محمد تقی الاصفهانی)،ج2،ص165.

 
     
 

جستجو در پورتال

کتابخانه الکترونیک