فهرست عناوین

 
 
برپایی مراسم عزاداری حضرت سید الشهداء (ع)

سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله المعصومین المكرمین المنتجبین و لا سیما بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا فی العالمین والعن علی اعدائهم و مخالفیهم و منكری فضائلهم و مناقبهم الی قیام یوم الدین.

امیدواریم خداوند ان شاء الله عزاداری شما و همه عزیزانی که در مراسم بزرگداشت نام مقدس حضرت سید الشهدا(ع) نقشی داشتند قبول کند. اعتلای کلمه سید الشهدا(ع) و کلمه عاشورا نه تنها واجب کفایی، بلکه واجب عینی است. چون بقای دین وبقای اسلام از وجود مقدس سیدالشهدا است . اگر قیام امام حسین(ع) نبود نه امام صادقی بود، نه حوزه ای و نه اسلامی، همه ازبین رفته بود. وجود مقدس امام حسین(ع) با این حرکتی که کردند، برای همیشه  به اسلام آبرو دادند و بقای آن را تضمین کردند. لذا هر کسی وظیفه دارد در حد توان خودش در این بزرگداشت دخیل باشد و اقدام بکند . عذر هیچ کس پذیرفته نیست . ما زیاد می بینیم که بزرگان گاهی اوقات حتی در مواردی که خلاف شأنشان بوده عمل می کنند در این قضیه گویا شأنیت ساقط می شود. همان طور که خود حوادث کربلا با عقل ظاهری بشر  جور در نمی آید.آن حرکت با آن خصوصیات، یک کار فوق عقل است. یعنی کاری است که عقل قدرت ادراکش را ندارد. در خیلی از موارد برای افراد عادی تصورش مشکل است.بزرگان هم به همین صورت  عمل کرده اند. ماهم این حالت را ازدست ندهیم .معروف است مرحوم  سید بحرالعلوم رضوان الله علیه نماز خوانده بودند می خواستند منزل بروند.با دسته تویرجیها بر خورد می کنند. حرکت این­هیئت  طوری است که نمی شود  از بین آنها رد شد چون  به سرعت حرکت می کنند. سید ایستادند.( مرحوم آقای بروجردی هم وقتی حرم مشرف می شدند می ایستادند  حتی در آستانه صندلی آوردند و نشستند تا دسته عزاداری را قطع نکنند.) مرحوم سید  بحرالعلوم هم همینطور کنار ایستادند و عبا و عمامه را انداخت و دوید داخل دسته طویرجیها(1) و همانند آنها شروع به هروله کردن کرد .بعداز مدتی سید با سروپای برهنه پیدا شد.پرسیدند شما چرا این کاررا کردید؟ فرمود من ایستاده بودم قصدم این بود که خلوت بشود تا از آنها عبور کنم، اما دیدم حجت بن الحسن(ع)داخل این  دسته بدون عمامه و عبا  در حال هروله کردن است. دیدم که شایسته نیست که امام(ع) با این حالت عزاداری می کند ومن نوکر و سرباز امام (ع) بی تفاوت ایستاده باشم!! این یک واقعیت است . به این مطالب باید توجه داشته باشیم. قصه ای که از مرحوم آیت الله بروجردی نقل می کنند، عادی نیست .خود ایشان برای افراد متعددی نقل فرموده بودند که چشم ایشان از دست رفته بود .(قبلا به خاطر آلودگی ها بیماریهای چشم زیاد بود.) در منزل روضه داشتند نتوانستند شرکت کنند .روز عاشورا برای استشفا دقیقه ای شرکت می کند. معمولا ایشان دم در می ایستادند و برای خوشامد گویی هیئت ها و کسانی که وارد می شدند . در همین حالتی که نشسته بود هیئتی آمده و از جلوی وی عبور می کند در بروجرد معمول است سرتا پا را گل می مالند . از روی پای یکی از عزاداران سیدالشهدا  گل برداشته و به چشم می مالند، به فاصله یکی دو روز  چشم خوب شد و اثری ازآن بیمار ی نماند و تا آخر عمر  نه محتاج عینک شد  و نه بیماری آب مروارید،آب سیاه  و... پیدا کرد!! بله مرجع تقلید از گل روی پای عزادار  سید الشهداء تبرک می جوید، لذا در این دستگاه تا می توانید  کوچکی کنید، تواضع کنید. کما اینکه معمول بوده و بزرگان ما همه این جور بوده اند. من یادم هست مرحوم آقای بروجردی عمامه شان را   گل می مالیدند. حتی نوعا بدون عمامه می آمدند و می نشستند. مرحوم حاج شیخ  عبدالکریم  هم همین جور بوده.اول درسش،چند لحظه ای توسل به حضرت سیدالشهداء پیدا می کردند بعد درس را شروع می کرد. اینجا جایی است که شأن و مقام قیمتی ندارد. مراجع ،بزرگانی از اهل سیاست و... به اینجا که می رسیدند، خضوع می کردند. بله اینجا آستانی است  که با ید تواضع کرد. جایی است که باید اعتبارات را ریخت. اگر بناست انسان به جایی برسد چه در دنیا و چه در آخرت، اگر بنااست شأنی پیدا بکند، چه دنیایی و چه معنوی ، مسیر این است. مسیر بسیار کوتاه، این است. از جانب سیدالشهدا ازجانب این بساط ،کارهای خیلی بزرگی انجام می شود. عاشورا برای ما سرمایه است. امام حسین ثروت است خرابش نکنیم . توجه داشته باشید این ثروتی است که در همه جا می تواند به کار ما بیاید. من بارها این مطلب را گفته ام. ما یک تریبون آماده به نام عاشورا داریم. احزاب برای اینکه صد نفریا دویست نفر را جمع کنند چقدر باید تبلیغ کنند ،پول بدهند تا حرفشان را بزنند؟! ما اول محرم که می شود و این پرچم مشکی بالا می رود، دهها مجلس بر پا می شود. آقای واعظ می گفت من شبانه روز شانزده منبر می رفتم. مجلس چهار هزار نفری داشتم  تا مجلس دویست نفری. این تعداد مخاطب را در هیچ مذهبی نمی توانید داشته باشید. آن هم مخاطب  مجانی. مرحوم آقای بروجردی فرموده بودند که ما وام دار  سید الشهدا هستیم. خدا رحمت کند آشیخ علی اسلامی از وعاظ تهران نقل می کرد با جماعتی آمدیم قم ، خدمت آقای بروجردی ،ایشان می گفت توجه داشته باشید قدر و ارزش خودتا ن را بدانید فکر نکنید روضه خوانی کسر شأن است. حتی کسی که می رود در مجلس زنانه روضه می خواند، در خانه ها، از این کوچه به آن کوچه روضه می خواند. در هر شأنی که هستید قدر و شأنیت خودتان را بدانید. خدمت کردن به سیدالشهدا قیمت دارد. از برکت شما روضه خوانهای امام حسین  است که این حوزه می چرخد. مرجعیت می گردد. تما م کارهایی که یک مرجع می کند، متوقف بر کارهایی است که شما می کنید. مجالس را تشکیل می دهید، دو نفر سه نفر در این مجالس چند تا مسئله گفته می شود دوتا مطلب گفته می شود، انذاری می شود خلق الله تصمیم می گیرند وجوه بدهند، وجوه می دهند چرخ حوزه ها می چرخد. اگر بساط سیدالشهدا نبود، این حوزه ها رونق نداشت. این یک واقعیت است الان خود ما لمس می کنیم و می بینیم . در تهران آقایی بود به نام «نظام رشتی»از روضه خوان های قدیمی بوده پدران ما دیده بودند او را. فوق العاده بوده، وقتی بالا ی منبرمی نشست ،تا می گفت السلام علیک یا ابا عبدالله ،در مجلس صدای گریه بلند می شد. روزی در یک مجلس ، به آقای نظام رشتی گفتند این چه خصوصیتی است که شما دارید؟ جزء آواز خوان های در جه یک که نیستی، اشعاری هم که می خوانی اشعار معمولی است، آقای نظام رشتی گفته بود اینطو ر نمی شود جمع حاضر را دعوت بکنید می آیم و می گویم. این آقا نقل می کرد ما غذا درست کردیم ،آقایان همه نشستند سفره را انداختیم تا آمدند دست به غذا  بزند گفتم دست نزنید راضی نیستم مگر  آقای نظام  قصه اش را بگوید. آقای نظام رشتی گفت: یک روز در رشت تو کوچه می رفتم پیر زنی مرا دید گفت توروضه خوانی؟ گفتم بله گفت از امروز تا سه روز روضه دارم بیا برایم روضه بخوان . می خواستم بگویم نه، از ابی عبدالله خجالت کشیدم من نوکرم ،نوکر سنگردار است ،حساب پول و شأن و مقام نیست. گفتم چشم مادر. رفتیم دیدم خانه ای حیلی محقر و فقیرانه است.دیوارها گلی ، کف اتاق حصیر! در یک سماور حلبی هم چای درست کرده بود. ما منتظر بودیم تا کسی بیاید و ما روضه بخوانیم.  پیر زن گفت آقای روضه خوان چرا منبر نمی روی؟ گفتم کسی نیست! گفت هستند! شما  ناراحت نباشید هستند ! ما شروع کردیم به روضه خواندن تا گفتم السلام علیک  یا ابا عبدالله صدای گریه بلند شد. آقای نظام رشتی گفت از آن روز به بعد هر کجا که منبر رفتم تا می گویم السلا م علیک یا اباعبدالله صدای گریه از مجلس بلند می شود. کسانی که در مجلس هستند گریه نکنند، خداوند کسانی را مامور کرده که گریه کنند!! تا جوانیم و توان داریم، از قلم مان، بیانمان، قدممان ،آبرو یمان اگر می توانیم استفاده کنیم و خودمان را منتفع کنیم. اینجا متاع انسان را زود می خرند.  یک عمر انسان فرمانبر  دشمن باشد، پشیمان بشود بیاید ،این پشیمانی چقدر طول کشید؟ یک ساعت. اسمش می آید در لیست کسانی که امام باقر و امام صادق می روند زیارتش و السلام علیک به او می گویند! اینها شوخی نیست قیمت دارد. مثل حربن یزید ریاحی. اگر انجوری به آدم سهم می دهند، به این راحتی آدم را می پذیرند، خیلی شقاوت است که آدم خودش را محروم کند. خداوند خدمات شما را قبول کند و توفیقات بیشتر بدهد تا دراین مسیر قدم های بیشتر و بزرگتری برداریم .

والسلام علیکم ور حمۀ الله و برکاته                                 

..............................................................................

1- رسم این بود که علمای شیعه ی مقیم نجف اشرف روز عاشورا پیاده به کربلا می رفتند. در بین راه محلی وجود دارد به نام«طویرج» که چهار فرسخ با کربلا فاصله دارد و در این روز دسته های سینه زن از آنجا به طرف کربلا حرکت می کنند و علما و مراجع به آنها ملحق شده و با آنان سینه می زنند.

 
ولادت حضرت معصومه(س) / سخنان حضرت آیت الله علوی بروجردی مد ظله العالی

سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله المعصومین المكرمین المنتجبین و لا سیما بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا فی العالمین والعن علی اعدائهم و مخالفیهم و منكری فضائلهم و مناقبهم الی قیام یوم الدین.

بدون تردید از عوامل مهم قرب به خدای متعال محبت و دوستی پیامبر اكرم حضرت محمد(ص) و امامان معصوم(ع) و فرزندان و ذراری آن بزرگواران است.روایات زیادی هم در این زمینه وارد شده است كه مضمون آنها این است كه پیامبر اكرم و امامان(ع) از مردم خواسته اند كه با فرزندان آنان دوستی نمایند. من یك روایت را در اینجا ذكر می كنم.از پیامبر اكرم(ص) روایت شده است كه فرمودند: «احبوا الله لما یغذوكم به من نعمۀ و احبونی لله عز وجل و احبوا قرابتی لی (1)؛ خدا را دوست بدارید به خاطر نعمت هایی كه به شما ارزانی داشته است و مرا هم دوست بدارید به جهت دوستی با خدا (چون من پیامبر الهی هستم) و با فرزندان من دوستی نمایید، چون من آنها را دوست دارم.»

روز اول ذیقعده سال 173 هجری را روز ولادت حضرت فاطمه معصومه (س) ، ثبت کرده اند ولی به لحاظ سندی و تاریخی نمی دانیم ، واقعا امروز (اول ذی قعده) روز ولادت حضرت معصومه است یا خیر. اما به هر حال روزی به عنوان ولادت یا شهادت برای تکریم خانم فاطمه معصومه(س) می توان قائل شد . البته آن طور که در تاریخ هست حضرت را در شهر ساوه مسموم کردند و بر اثر مسمومیت از زهر جفا، بیمار شدند و سرانجام در روز دهم ربیع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پیش از آن كه دیدگان مباركش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست .

در این زمان ما در جوار و خدمت این خانم و تحت عنایات ایشان حمله معالم اهل بیت شده ایم. لذا چند مطلب را عرض می کنم امید وارم مورد توجه قرار گیرد:

مطلب اول این که سن خانم حضرت فاطمه معصومه کم بوده(2). توجه باشد که حضرت صادق(ع) (طبق روایات صحیح) فرمودند که دختری صالحه با اوصافی که دارند از فرزندان من در قم مدفون می شود و آنجا برای شیعیان پناهگاه است .

بخاطر همین شهر مقدس قم در طول تاریخ همیشه مأوا و مسكن عالمان و فقیهان و محدثان بسیار بزرگی، همانند: اشعریون و ابن قولویه و صدوقین و دیگران بوده است و بخصوص در این زمان كه حوزه علمیه با بركت و با عظمت قم در كنار قبر مقدس آن حضرت برقرارگشته و باغبانی همچون آقای حائری یزدی و آقای محمد تقی خو انساری و آقای حجت و آقای بروجردی و دیگران داشته است و هم اكنون دنیای اسلام، بلكه جهان ازفیض و نورانیت این حوزه استفاده می كند و علم و دانش از قم بر سایر بلاد می رود و تمام اینها از بركات قبر مطهر كریمه اهل بیت(ع) است .

مطلب دوم اینکه مراجع بزرگی که نام آنها برده شد احترام زیادی برای حضرت معصومه قائل بودند. این را من به یاد دارم که آقای بروجردی در ایام کهولت در اوقات درس ایشان مقید بودند معمولا جهار شنبه ها که حرم مشرف می شدند می ایستادند زیارت نامه می خواندند بعد کنار ضریح رفته نماز می خواندند. ایامی هم که درس تعطیل بود نمی گذاشت هفته بگذرد و مشرف به حرم می شدند. بزرگان در رفتن به زیارت این خانم و برکات آن مقید بودند. باید به ایشان توسل داشته باشیم نکند خدای نکرده استخفافی در ذهن شما نسبت به مقام ایشان ایجاد شود «فان لك عندالله شأنا من الشأن»این تعبیر شوخی نیست.

مطلب سوم که می خواهم بگویم از مرحوم آیت الله بروجردی است.از جلالت و شوکت خانم که مرجعیت تقلید در دنیای تشیع خدمت گذار همین خاندان است. یعنی افتخار می کند که خدمتگزاریش را پبذیرند. در زمان مرحوم بروجردی،سعودبن عبدالعزیز به ایران آمد.( سعودبن عبد العزیز پسر اول عبدالعزیز ، عبدالعزیز کسی بود که عربستان را وهابی کرد) فرستاده وزیر خارجه عربستان با وزیر خارجه ایران، سفیر ایران، وزیر دربار خدمت آقای بروجردی آمدند و اظهار داشتند آقای ملک سعود می خواهد خدمت شما برسد. مرحوم آقای بروجردی در همان بدو امر گفتند نه .خیلی از بزرگان تلاش کردند حتی از مراجع صحبت کردند که آقا شما مدافع تقریب بین مذاهب هستید اگر بیایند قم با شما ملاقات کنند، برای شیعه اعتبار است .چرا می گویید نه؟ آقای بروجردی گفته بودند پادشاه سعودی ،قم که بیاید به زیارت من می آید ولی به زیارت فاطمه معصومه(س) نمی رود و اینکه یک پادشاه به عنوان من وارد قم بشود ونسبت به خانم معصومه بی احترامی کند، این هتک اهل بیت است و من به عنوان مرجع این مذهب نمی توانم تحمل کنم که مذهب، اینطوری هتک بشود. با این استدلال پادشاه عربستان را نپذیرفتند، به خاطر مقام خانم حضرت معصومه. سفارش می کنم حرم زیاد بروید.آقای فاطمی نیا نقل می کرد ( این قصه واقعی است و شخصش را هم می شناسیم تازه فوت کرده) یک طلبه آذری آمده بود قم و در مدرسه حجتیه مریض می شود. این مرض و گرسنگی به حدی بوده که بیشتر از بیست چهار ساعت هیچ چیز نخورده بود. تنها وبی کس در مدرسه حجتیه. لنگان لنگان خودش را به حرم حضرت معصومه می رساند. داخل حرم که می شود به خانم سلام می دهد و زیارت می کند و می گوید خانم شما وقتی نمی توانید اطرافتان را اداره کنید، این قدر آدم جمع نکنید!! من آمدم قم و بیست و چهار ساعت گرسنه هستم و از حرم بیرون می آید. ایشان نقل می کرد که برگشتم به مدرسه و با یک حال خرابی ، قصد داشتم ترک تحصیل کنم و با خودم می گفتم که این طلبگی چیزی برای ما نداشت و به جایی هم که نمی رسیم ، برویم دنبال کسب و کار، وارد مدرسه که شدم خادم مدرسه حجتیه به من گفت از بیت آقای بروجردی آمده بودند و تو را می خواستند ، می گفت در ذهن خودم گفتم آقای بروجردی با ما چه کار دارد! من یک طلبه گمنام ، حتما اشتباه شده . اعتنایی نکردم و رفتم داخل حجره کمی گذشت خادم آمد و گفت مگر به تو نگفتم آقای بروجردی با شما کار دارد؟! خادم آقای بروجردی آمده دم در ایستاده می خواهد شما را ببیند. رفتم پیش خادم .گفت آقای فلانی شما هستید؟ آقای بروجردی می خواهد شما را ببیند!! رفتیم خانه آقای بروجردی ،خدا رحمت کند حاج آقا احمد پیش کار آقای بروجردی گفتند آقای بروجردی با شما کار داشت. خیلی خوشحال شدم نشستم و دست ایشان را بوسیدم ، وایشان حال و احوالی کردند و گفتند ،چه می خوانی، مدرسه در چه حالی است ؟ و پاکتی به من دادند. پاکت را گرفتم و دست آقای بروجردی را بوسیدم . وقتی داشتم از اتاق خارج می شدم آقای بروجردی گفت آقای فلانی حرم که مشرف شدید با خانم مودب رفتار کنید !! اینها همه با هم ربط دارد. فاطمه معصومه با کیان مرجعیت و با این حوزه به هم بسته است . طلبه های موفق چیزی که می خواستند رفته اند و گرفته اند. تعلیم و تعلم جای خودش. این علم را بی خودی به کسی نمی دهند. باید زحمت کشید وبه عبارتی باید جان کند ،اما توفیق را خانم حضرت معصومه می تواند بدهد .فهم را زیاد می کند. توا ن را می تواند بالا ببرد .می­تواند حمایت بکند .خیلی­ها در عالم طلبگی بودند ولی مجبور شدند رها کنند. این خانم می­تواند حامی باشد، دست از دامنش برندارید. بزرگانی بودند که روزانه به زیارت فاطمه معصومه می­رفتند. کسانی را ما دیدیم که وارد حرم نمی­شدند جایی که ضریح هست نمی رفتند و می­گفتند ما نامحرم هستیم!! همین بیرون و در همان دم رواق می­ایستادند.

مرحوم حاج شیخ مشکلاتی که زمان رضاخان داشتند (مشکلات مالی) آقای شیخ عبدالکریم گا هی شش ماه می گذشته و نمی توانسته به طلبه ها شهریه بدهد. با توسل به این بی بی و اهل بیت، حاج شیخ کارش را به پیش برده ، لذا در رفتن به حرم مقید باشید نمی گویم روزانه لااقل هفتگی سر بزنید .در حرم مکث کنید اما باتوجه باشید و بدانید که کجا ایستاده اید. خانم حضرت معصومه زنده است. شما حرم که می روید مثل اینکه به خانه حضرت معصو مه وارد شدید.ایشان دختر موسی بن جعفر است .یک سفارش به آقا امام زمان بکند، کسی که کل مقدرات عالم در دست اوست ، مشکلات شما حل می شود.

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند ******** آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند

مریضی هایِ صعب العلاج را ما دیدیم که این خانم شفا داده . سرطان های عجیب و قریب. ما الان نزدیک چهل سال است دراین شهر هستیم، به چشم خودمان خیلی چیزها را دیدیم. این خانم مقام ارجمندی دارد. مقام والایی دارد . کسانی بودند وقتی می خواستند مشهد مشرف شوند اول می رفتند زیارت خانم فاطمه معصومه و کسب اجازه می کردند . این گوهری است که خدا در دامن ماگذاشته است. پشتوانه حوزه است. حوزه ای که خدا می داند چه مشکلاتی بر آن گذشته است.

روایاتی داریم که قم در آخر زمان پناه شیعیان است. همه به برکت این خانم است .حرم ایشان ،حرم اهل بیت است. خدای متعال اورا واسطه فیض خود قرار داده است؛ همان گونه كه امامان ما این چنین بودند تمام شیعیان عالم، خاصه شیعیان ایران و بالاخص ساكنان جوار قبرش از فیض او بهره های فراوانی برده و می برند. بنابراین شأن وقدر ایشان را متوجه باشید. سعی کنید ازاین خرمن فیض توشه بگیرید. والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته .

..............................................................................

1- بحارالانوار، ج17، ص 14، ح28؛ امالی شیخ صدوق، ص 446، ح 597.

2- عمر شریف حضرت فاطمه معصومه (س) 27سال بوده است .

 
سخنرانی حضرت آیت الله علوی بروجردی / شهادت حضرت صدیقه کبری(س)

سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در درس خارج فقه

 

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

 الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله المعصومین المكرمین المنتجبین و لا سیما بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا فی العالمین والعن علی اعدائهم و مخالفیهم و منكری فضائلهم و مناقبهم الی قیام یوم الدین.

چون ایام شهادت حضرت صدیقه کبری (س) است ،می رویم سراغ بحث حقیقی و اصلی.

سیوطی در كتاب جمع الجوامع، روایتی را از ابو هریره نقل می کند ، روایت این است: «اول شخص یدخل الجنة فاطمه بنت محمد، مَثَلها فی هذا الامه مَثَل مریم بنت عمران»(1) این روایت در ینابیع المودة، کنزل العمال، لسان المیزان، و بیشتر کتب روایی اهل تسنن آمده است. عجیب این است که عبدالسلام ابن عجلان از کسانی است که این روایت را نقل می کند، ابن هبان در کتاب الثقات ایشان را تعدیل می­کند و می­گوید از رواتی است که روایتش مورد قبول اصحاب ما واقع شده است، اما چند نفر مثل ذهبی و دیگران، این شخص را تضعیف می کنند. فقط به خاطر اینکه این روایت را نقل کرده است!! اگر منابع معتبر اهل تسنن  نقل می کنند که مثل این بانو(فاطمه) در میان امت، مثل مریم بنت عمران است، و اول من یدخل الجنة است، کما اینکه در روایات دیگر هم نقل کردند مثل همین روایت  معروفی که همه می­دانیم رسول اکرم فرمودند: «فاطمه بضعة منی، من آذاها فقد آذانی، فمن آذانی، فقد آذی الله»(2). این روایت مشهور است، عامه و خاصه نقل کردند، اما از این عجیب تر این است که رسول اکرم / فرمودند:« ان الله عز و جل لیغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها»(3). و در روایت دیگر خطاب به فاطمه زهرا رسول اكرم فرمود:« ان الله یغضب لغضبک، و یرضی لرضاك»( 4). این روایت را چه کسی نقل می کند؟ .حافظ، ابن حجر عسقلانی، ابن عساکر، نیشابوری( صاحب مستدرک)، ابونعیم اصفهانی، طبرانی، همه اینها روایت را نقل کرده اند. یکی از این افراد ابو موسی بن مثنی هست (صاحب مسند مثنی)، خطیب بغدادی ( صاحب تاریخ بغداد) در موردش می گوید او فردی است موثق، مورد اعتماد که ائمه اهل تسنن؛ به احادیث او اقامه حجت می کنند . این مطلب را که خطیب بغدادی می گوید هم تهذیب التهذیب هم ثقات ابن شاهین هم سیرة اعلام النبلا نقل می­کنند« ان الله عز و جل لیغضب لغضب فاطمه »(5)، روایتی دیگر من نقل کنم« اخذ النبی(ص) بید الحسن و الحسین فقال: من احبنی و احب هذین و ابا هما و امهما کان معی فی درجتی یوم القیامه»(6)

احمد بن حنبل در مسندش این روایت را نقل می­کند. ترمذی در سننش، طبرانی در معجم و دیگران، بیش از پنجاه نفر از بزرگان اهل تسنن این روایت را نقل کردند. یکی از روات این حدیث نصر بن علی است. عبدالله ابن احمد بن حنبل، به نقل از تاریخ بغداد و تهذیب می­گوید نصر بن علی این روایت را نقل کرد متوکل که خلیفه بود او را گرفت  و زندانی کرد و دستور داد هزار تازیانه به او بزنند. جعفر ابن عبدالواحد، که از شخصیت های آن زمان بود با متوکل مفصل صحبت کرد، مکرر صحبت کرد، که این شخصی سنی است، شیعه نیست تا متوکل اورا آزاد کرد . و ابن حجر هیثمی بعد از این که این روایت را نقل می کند این تعبیر را دارد وقتی حضرت فرمودند:« اخذ بید الحسن و الحسین فقال من احبنی و احب هذین ابا هما و امهما کان معی» در بیان معنای معیت خود ابن حجر می­گوید:« لیس المراد بالمعیة هنا المعیة من حیث المقام، بل من جهة رفع الحجاب، نظیر ما فی قوله تعالی فاولئک مع الذین انعم الله علیه من النبیین و الصدیقین و الشهدا و الصالحین و حسن اولئک رفیقا. ابن حجر سنی متعصب می­گوید این معیت فقط معیت در مقام پیغمبرنیست، بلکه، بیش از این حرفهاست. همان حجابی که از رحمت خدا برای پیغمبر برداشته می­شود، برای اینها هم برداشته می­شود. این هم یک روایت. روایت دیگر باز از منابع اهل تسنن نقل شده« لا تسبوا علیا، و من سب علیا سبنی، ومن سبنی فقد سب الله»(7)این روایت را حاکم در مستدرک نقل می کند کنزل العمال فاضل هندی نقل می کند. ابن عباس همین روایت را اینجور نقل می کند« من سب علیا فقد سبنی، و من سبنی فقد سب الله، و من سب الله فقد عزب الله»، معجم طبرانی و حلیة الاولیا، نقل دیگری دارند« لا تسبوا علیا فانه منصوص بذات الله» در مسند احمد و مستدرک حاکم و تاریخ ذهبی است که ام سلمه به ابو عبدالله بجلی گفت « سمعت رسول الله / من سب علیا فقد سبنی»، و احمد بن حنبل خودش نقل می کند که أبو رجاء گفت بعد از روایت لا تسبوا علیا می­گوید: إن جارا لنا من بلهجيم جاءنا من الكوفة ،فقال : ألم تروا إلى الفاسق ابن الفاسق قتله الله [ يعني ] الحسين بن علي .قال:فرماه الله بكوكبين في عينيه فذهب بصره لعنه الله .

این را صوائق المحرقه هم نقل می­کند احمد بن حنبل این نقل را دارد، و باز در همین منابع نقل می کنند که ابو سعید خدری از صحابه و از انصار بود این تعبیر را زیاد می­کرد« ان کنا لا نعرف المنافقین الا ببغضهم علی ابن ابیطالب»، اینهایی که من خواندم  روایاتی نیست که مجلسی در بحار آورده باشد؛کلینی در کافی آورده باشد که فردا سایت ها بشینند و بگویند جعل کردند و ساختند.. نه اینها در کتب معتبراهل سنت است. علیرغم اینکه سالها حذف کردند فضائل اهل بیت را اما هنوز در این کتب هست. در همین چاپ های موجود هست. ابن ابی الحدید می­گوید: به استادم ابوجعفر نقیب گفتم  جناب استاد اکانت فاطمه صدیقین؟(8)،یک لحظه تامل کرد و از منبر آمد پایین و رفت. درس را تعطیل کرد، فردا پرسیدم استاد چرا اینجور کردید؟ گفت سوالی کردی که جواب ندارد. اگر بگویم فاطمه صدیقه نیست ،خدا من را تکذیب می کند، اگر بگویم صدیقه هست لوازمش را باید بپذیرم. چه جوری باید زندگی کنم!! درلا به لای این اعترافات و این سخنان گاهی نوشته هایی از خود آقایان  می بینیم که از ما تندتر رفته اند. شما  نظرعبدالفتاح عبدالمقصود را در سقیفه ببینید.نظر عبدالله علائلی را در کتاب امام حسین ببینید. چه تعبیراتی دارند چی می گویند؟  این فاطمه زهرا چهل شب برود در خانه مهاجر و انصار!! علی ابن ابی طالبی که حاضر است شب گرسنه بخوابد طعامش را به فقیر و یتیم و اسیر بدهد، برای مال دنیا گردن کج می کند؟!. فاطمه زهرایی که شب عروسی پیراهن عروسیش را به فقیر می دهد و با پیراهن کهنه خانه شوهر می رود ، برای مقام در خانه این و آن می رود؟ فاطمه زهرا(س) برای اتمام حجت در این خانه ها رفت. علی دنبال حکومت بود؟  آن زمانی که خود مردم ریختند جلوی در خانه علی و با فشار و اصرار او را مجبور به خلافت کردند، آن زمان با این خلافت چه می کرد؟ این خلافت چه گلی بر سر علی زد؟ زندگیش تفاوت کرد؟ علی نان خشک جوینش تبدیل به غذای آن چنانی شد؟ معامله اش با فرزندانش تفاوت کرد؟ این علی ابن ابی طالب زمان خلافتش ،دخترش از ابو رافع( خازن بیت المال) گلو بندی را عاریه گرفت. عاریۀ مضمونه. شرط ضمان کرد.علی ابن ابی طالب ابو رافع را شدیدا توبیخ کرد. فرمود اگر عاریۀ مضمونه نبود، دست دخترم را قطع می کردم!! ابو رافع گفت چرا اینقدر خودت را اذیت می کنی ،من عاریۀ مضمونه دادم. فرمود ابو رافع اگر یک فرد دیگری از دختران مسلمانان می آمد، می دادی؟ چون دختر من بود دادی. تو خائن به مسلمین هستی!! این علی ابن ابی طالب که ریاست برایش این بود، چرا چهل شب در خانۀ مهاجر و انصار را زد و آن جوابها را شنید؟!. و آن برخورد ها را دید؟! جز این بود که می خواست اتمام حجت کند، این حرکت هر چه بود، جوابش از زبان همین فاطمه زهرا (س) در آن خطابه ای که به مهاجر و انصار داشت در می آید...و ابشرو بسیف صارم،و  سطوۀ معتد غاشم ،و بهرج شامل ،و استبداد من الظالمین...»(9)، تعبیرات عجیبی دارد. شما این کار را الآن اختیار کردید، اما بدانید اختیار شما ،شمشیر برنده ای خواهد شد بالای سرتان. در زحمت و رنجی می افتید که در تمام شئون زندگی شما تاثیر می گذارد. یزید وقتی بر کرسی خلافت قرار می گیرد، تمایل و میلش به چی هست؟ چه طور می خواهد تشخیص بدهد؟ می خواهید دین و اسلامیت را هم حفظ کنید؟ شما معیارهای خدایی را کنار می گذارید و معیارهای غیر خدا را می گیرید. کاش معیارهای غیر خدایی و معیارهای عقلایی را می گرفتید. نه معیارهای جاهلی را در همان قدم اول حاکم کردید، اما به نام دین!! چون مردم مسلمان شدند ،مردم به هر حال به پیغمبر علاقه دارند، نمی شود یک مرتبه گفت رسول الله مات و فات! یک مرتبه نمی شود گفت، ولو بعضی ها گفتند. « لعبت هاشم بالمُلک فلا خبر جاء ولا وحی نزل(10) حالا در حال مستی یا غیر مستی آنچه در دلش بود گفت. قصه این بود نفی رسول الله!! نفی امتیازاتی که به عنوان اسلام رسول الله(ص) آورده بود. هدف هم همان طور که قبلا گفتم، علی ابن ابی طالب و فاطمه زهرا نبود، هدف خود پیغمبر بود. هدف خدا بود. اگر فاطمه زهرا بلند نمی شد و صدا بلند نمی کرد، همه چیز تمام می شد. خیلی عادی، در گوشه ی از تاریخ می نوشتند یک حادثه­ای اتفاق افتاد، یک مرد عربی قیام کرد به عنوان پیغمبر، عده­ای دورش جمع شدند بعد تمام شد!! صد رحمت به جاهلیت عرب و ابوسفیان، مشروب می خورد اما به نام خدا و تو محراب عبادت مست و لایعقل نمی­رفتند و نماز بخوانند. بعض کتب را بخوانید بحث مطرح می کنند که آیا مقام رسول الله بالاتر است یا مقام خلیفه الله؟! همین خلفا! همین مست های توی محراب!! بعد می گویند رسول الله چیزی نیست یك فرستاده ای است که  مطالبی به او گفتند بگو!! اما خلیفه، خلیفه الله است!! جای خدا نشسته، مقامی که خلیفه دارد قابل مقایسه با رسول الله نیست!! ببیند کتب را ،چه کسانی این مطلب را بحث کردند،؟! تعجب از این نیست آن زمان چه شد، شد آنچه شد، به قول سلمان فارسی  گفت انجام دادید، ولی ندیدید چه انجام دادید!! این کار انجام شد، درد اینجاست، امروز دنیا که عقل­ها ،فکرها به سوی به اصطلاح مستقیم بودن پیش می رود ،تعقل حاکم می شود، منطق حاکم می­شود، تعصب­ها دور ریخته می شود بسیاری از این بزرگان چرا نمی بینند و چرا نمی فهمند. هنوز هم که هنوز هست« علیا فی الشرف» مثل خلفا است! خلیفه چهارم شده است!! در شرافت هم در همان ردیف است!! این تازه خوب هایشان می گویند، اینها جزء محبین هستند، اینها جز کسانی هستند که به اهل بیت علاقه دارند. اما کسانی علی بن ابی طالب را از زمره خلفای راشیدن  هم نمی دانند!! این روایتی که بعد از 1400 سال نقل می­کنند و به ما می رسد،منابع سنی هم نقل می کنند، بعد از 1400 سال به گوش ما رسید، اما بعد از 50 سال از رحلت پیغمبر به گوش آن صحابه ای که آن زمان خودشان پیغمبر را دیدند و این احادیث را شنیدند ،نرسید؟! وقتی معاویه بن ابوسفیان بخشنامه کرد که سب علی بن ابی طالب واجب است ،چرا صحابه ساکت شدند؟! چرا آن دانایان و آن آگاهان چیزی نگفتند این ننگ است برای یک جامعه، معاویه مرد، یزید مرد، آل امیه رفت به آل مروان رسید، هنوز سب علی بن ابی طالب مانده بود؟! تا کی تا سال 102 یا 103 رسما علی بن ابی طالب را لعن می کردند، کسی سوال نکرد که بابا چرا؟ آن درود به دیگران چرا و این لعن چرا؟ علی بن ابی طالب چه کرده بود؟ اگر علی بن ابی طالب نبود« ضربة علیا یوم الخندق»(11) نبود اسلامی نبود، اگر علی بن ابیطالب نبود، پیغمبر باقی نمی ماند. باید علی را کوبید؟! نشانه را می کوبند، آن آیت تام را می کوبند، تا ذی الآیه از بین برود. اما اینجور نبود که نفهمند، اکثراً می فهمیدند، اما اکثریتی که می فهمیدند، خودشان را تطبیق دادند، به حساب این که می خواهند زندگی کنند، بچه ام گرفتار می شود، دخترم  برایش درد سر پیدا می شود، پسرم چه می شود، باغم می رود، مالم می رود، تجارتم می رود، سکوت سکوت! پیغمبر از دنیا رفته حالا ما چرا سراغ 40 سال و 30 سال برویم. خود بخاری نقل می کند در صحیحه اش ، صحیح بخاری مثل قرآن آنهاست ،  آن هم نقل می کند« ان الله یغضب لغضب فاطمه»، او دارد، یک جمله ای هم بعدش دارد حالا، که فاطمه زهرا (س) از دنیا رفت در حالیکه غضب داشت نسبت به ... نه 40 سال ونه 100 سال مدت عمر شریف فاطمه زهرا است(س) بلکه بعد از رسول اکرم / 45 روز یا 75 روز یا 95 روز عمر کرد. (سه ماه تا چهار ماه) بخاری می نویسد بعد از این که فاطمه زهرا از دنیا رفت، علی بن ابیطالب که در بین مردم به سبب فاطمه وجه ای داشت ، با وفات فاطمه این وجه هم از بین رفت .حالا من برای شما بگویم آن زمانی که علی بن ابی طالب وجه داشت به سبب فاطمه، فاطمه زهرا تو خانه افتاده با آن حال، چند نفر آمدند احوال او را پرسیدند. تاریخ را غور کنید، تحقیق کنید. عایشه بعد از مدت ها رفتند سراغش بعضی از زن های مدینه به او گفته بودند فاطمه زهرا در حال مرگ است بیایید عیادتی بکنید، دختر پیغمبر است!! تنها باز مانده پیغمبر است!! عجب تا زمان مرگ، دختر پیغمبر را ، عیادت نکرده بود!! خلیفه و شخصیت های مملکتی فقط در آخر یادشان افتاده که فاطمه زهرا هست !! زنهای مدینه آمدند به شوهرانشان گفتند که این فاطمه زهرایی که ما دیدیم دیگر امیدی به بقائش نیست . فاطمه زهرا در همین دیدار حرفش را زد. به زن های مهاجر و انصار نه،بلکه به نسل آینده زد. آنها نگرفتند، اما حرفها ماند. دقیق ،خود سنی ها خطبه فاطمه زهرا را نقل کردند. خطبه را ما نقل کرده ایم، آنها هم نقل کردند. بلکه نقل آنها بعضی اوقات خیلی مفصل تر از نقل ما است؛ دقیق!! چه شد؟ چرا صدایی بلند نشد؟ فاطمه زهرا یک ماه بعد از پیغمبر این غربت را داشت. این است که به قول آن راوی( باز این روایت را سنی ها نقل می کنند ما هم نقل کردیم) پیغمبر اکرم وقتی آیه شریفه «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»(12) نازل شد هر روز صبح و عصر ( مختلف است عایشه می گوید شش ماه ام سلمه می گوید هفت ماه اما اصلش مسلم است) پیغمبر  اول صبح می آمد در خانه فاطمه زهرا و می فرمود:«السلام علیکم یا اهل بیت النبوۀ، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس» این را پیغمبر می خواند این یادشان رفت؟! به فاصله یک ماه !! دو ماه بعد از پیغمبر، سه ماه بعد از پیغمبر چه اتفاقی افتاد ؟چی شد؟ مشکل کار کجاست ؟مشکل کار فقط دست چهار نفر جلودار است که این بساط را به پا کردند، یا مشکل دست کسانی است که آگاهانه مسئولیت خودشان را فراموش کردند. مسئولیتی را فراموش کردند که مسئولیت نسل ها بود. مسئولیتی را فراموش کردند که سرنوشت و آینده اسلام و مسلمین بود. چه قدر زیبا خود فاطمه زهرا بیان می کند قبحا لفلول الحد، خیلی تعبیر زیبایی است. واللعب بعد الجد در همین خطبه ،زنان مهاجرین و انصار است. شما ها همان هایی هستید که در بدر و احد شمشیر می زدید، همانها هستید یا عوض شدید؟! قال الله تعالى : و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل ، افان مات او قتل انقلبتم...»(13) همین طور شد.« ارتدد الناس بعد النبی» این تعبیر در بعضی کتاب ها هم هست. منتها ارتداد را توجیه می کنند. ارتداد را معنا می کنند به برگشتید به گذشتگان خودتان !! این فاطمه زهرا یک خانم با سن کم، جوان، رئیس مملکت را در مسجد پیغمبر استیضاح می کند؟! برای اینکه پایش به مسجد نرسد و این استیضاح صورت نگیرد، تازیانه زدند. کتک زدند، اینها واقعیت دارد. خود امام مجتبی   به نقل صحیح به مغیره فرمود «انت الذی ضربت امی فاطمه، حتی ادویتها» این برای چی بود؟ امام صادق فرمود « سبب وفاتها أن قنفذا مولى عمر لكزها بنعل السيف بأمره، فأسقطت محسنا، ومرضت من ذلكمرضا شديدا»(14). این را امام صادق می­گوید. همه این کارها را کردند که پایش به مسجد نرسد و وقتی که پشت در مانده، در را به پهلویش زدند، محسن سقط شده، سقط بچه را فقط شیعه ها نمی نویسند، اهل تسنن هم می نویسند. از  هوش رفته، به هوش آمده، دامن علی بن ابی طالب را گرفته به دستش کوبیدند، به سینه اش کوبیدند، چه کردند من نمی دانم. اما پای او به مسجد رسید و رئیس حکومت را استیضاح کرد. با  خطبه ای كه جز با حقه بازی قابل جواب دادن نبود و مسلمان ها این خطبه را شنیدند و اگر مسلمان ها این خطبه را نمی شنیدند، این فراموشی به جایی می رسید که اثری باقی نمی ماند. همه چیز زایل می شد ، فراموش می شد. این خطبه مثل نمکی که بر زخم بریزند، مثل روغنی که بر آتش بریزند فروزان شد و در دل جا گرفت، اما نه دل همه، دل بعضی از خالص ها ،همان دعایی که ابراهیم کرد« ربنا انی اسکنت من ذ ریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیمواالصلوه/ فاجعل افئده من الناس تهوی الیهم/ وارزقهم من الثمرات لعلهم یشکرون »(15) دلهایی  رامتوجه کرد و این دلها این بساط را حفظ کردند، ولایت علی را حفظ کردند، محبت فاطمه زهرا را حفظ کردند. محبت فاطمه زهرا، موضوعیت دارد اقامه عزای فاطمه زهرا، موضوعیت دارد، اعتلاء نام حضرت زهرا، مطلوب وجود مقدس امام زمان است، اگر دیگران این خطا را کردند، ما نباید این خطا  را بکنیم. حجت بر آنها تمام شد .امیدارویم خداوند خودش ما را از محبان فاطمه زهرا قرار دهد، ما را از کسانی قرار دهد که محب امیر المومنین و معتقد به ولایت امیرالمومنین باشیم. ما در آن معیتی که رسول اکرم فرمود ،همراه من در اعلاء درجه جنت هستند، قرار داشته باشیم. و هر کسی هم که اعلای این کلمه را می کند، در همین مسیر است، به ای صورة و به ای نحوٍکان. والسلام علیکم .   

منابع :

1- شرح احقاق الحق،السید المرعشی،ج10،ص135؛المنتخب من الصحاح السته،محمد حیاه الانصاری،پاورقی ،ص37؛مجله تراثنا، موسسه ال البیت،ج17،ص121؛ الفصول المهمه فی معرفته الائمه،ابن الصباغ،ج1، ص659؛ نظم دررالسمطین، الزرندی الحنفی،ص180.

2- بحار الانوار، علامه مجلسی، ج27، ص62؛ علل الشرائع، الشیخ الصدوق،ج1،ص186؛ الامالی، شیخ الصدوق، ص165؛زبده البیان، المحقق الاردبیلی، ص189.

3-حموینی: فرائد السمطین، ج 2، ص 64.

4- حاکم نیشابوری : المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 154.

5-  ابن مغازلی : المناقب ،ص 370؛ و نیز الاصابة،ج8، ص265؛ و نیز اسد الغابة ج4، ص400.

6- الكليني في الكافي، ج2، ص379 ؛ والنجفي في الموسوعة،ج 5، ص23 ؛ المجلسي في البحار ، ج 71،ص215 ـ 71/20؛ الصدوق في الأمالي ،ص153 وايضا في فضائل الاشهر الثلاثة ص77 والمجلسي في البحار، ج 42،ص190.

7- ترجمة الامام الحسين ( ع ) - ابن عساكر ص 369).

8- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید،ج16،ص284؛النصو الاجتهاد، السید شرف الدین،ص84؛ الاحتجاج، الشیخ الطبرسی، ج1، پاورقی،ص119.

9- احمد رحمانی همدانی،مترجم مهدی جعفری، فاطمه زهرا(س) سرور دل پیامبر(ص) ،ص459.

10-الاحتجاج، الشیخ الطبرسی، ج2، ص34؛ الغدیر، الشیخ الامینی،ج 11، ص14؛ قاموس الرجال، الشیخ محمد تقی التستری، ج10، 115.

11- شرح اصول کافی، مولی محمد صالح الامازندرانی،ج12،ص413؛بحار الانوار، علامه مجلسی،ج29، پاورقی،ص11.

12- سوره احزاب آیه 33.

 13-   سوره ال عمران آیه 144؛ ونیز نهج البلاغه ، خطبته عليه السلام فى تحريض الناس لاتباعهم

14-بحار الانوار ،ج 43،از زبان امام صادق (ع)است .

15- ابراهیم/37

 
اهمیت هفدهم ربیع الاول

سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج

[ادامه مطلب...]
 
حوادث بستری برای رشد

سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج

[ادامه مطلب...]
 
اسلام و آموزش و پرورش

بیانات ارزشمند حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در دیدار با جمعی از معلمان آموزش و پرورش در بیت آیت الله العظمی بروجردی(ره)

[ادامه مطلب...]
 
الگو بودن عالم دینی

سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج 9/2/1388

[ادامه مطلب...]
 
لغزش عالم همچون شكستن كشتی است

سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج 2/2/1388

[ادامه مطلب...]
 
<< شروع < قبل 1 2 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 8 از 15
     
 

جستجو در پورتال

تصاویر بیادماندنی

 

کلیه حقوق سايت برای موسسه حضرت آیت الله العظمی بروجردی (قدس سره) محفوظ بوده و برداشت مطالب تنها با ذكر ماخذ مجاز مي باشد. / Product : Meportal